🇮🇷مراجعات #پرچمدار بخش اول | دوم:
سلام و خداقوت، خسته نباشید، دست تکون دادن و ...: ۲۲ نفر (۱۱ روحانی)
داشتم از پرچم عکس میگرفتم که یک روحانی از دور گوشی رو درآورد و گفت: تو فقط فیگور بگیر، من عکس میگیرم
یک پیرمرد مهربان:
+چایی میخوری؟
-دست شما درد نکنه
+با قند میخوری؟
-نه ممنون
+الان میارم برات
بعد فهمیدم که بنده خدا از راننده تاکسیهایی بود که منتظر مسافر هستند
یک خانم میانسال چادری اومد دست رهبر شهید که روی بنر هست رو بوسید و رفت
یک روحانی مسیرش رو کج کرد سمت من و یک چیزی لای پارچه پیچیده بود و فکر کردم تربت هست و دیدم یک کلوچه که شبیه کلمپه هست بهم داد
همون پیرمرد این دفعه آش آورد
-باور کنید من دو ساعت بیشتر اینجا نیستم، زحمت نکشید
+من نمیدونم اینو آوردم پرچم رو ببری بالاتر و دیگه تا شب باید باشی
یک جوری بود که نمیشد بگذارمش مثل چایی بالا، از اون طرف خم هم نمیتونستم بشم
ستوان یکم آقای بوستانی از اون طرف صدا کرد گفت من دارم میام و اومد ازم گرفت و گذاشت پایین
-خودتون میل کنید
+ممنون، نمیخورم
بعد ازمون تشکر کرد و گفت شاید بعضیا بگن کار خاصی نیست ولی همینکه دلی و بدون پول اومدید این همه ساعت پای کار خیلی مردونگیه
اینجا ماشین(برقی) داره؟
-بله، میاد یکم دیگه
+پیکسل پرچم ایران نداری؟!
-نه هیچی نداریم
+پرچم هم نداری؟!
-باید بگیم بیارند..
+کی میاری؟!
-نمیدونم ولی احتمالا هماهنگ کنیم، فعلاً همین پرچم رو داریم میخواید بدم بگیرید؟!
-نه ممنون، خدا خیرتون بده
یک مرد میانسال با محاسن سفید:
+با شهرداری هماهنگید؟
-بله احتمالاً بچهها هماهنگ کردند
+نه میگم حرفتون برو داره؟!
-حالا بفرمایید
+میدون روح الله یک دکل ۴۰ متری زدند ولی پرچم نداره، پرچم ۱۲متری میخواد و چون خرج داره باید یک سازمان به شهرداری بگه
-باشه انشاءالله
+من خودم کادر درمانم و میفهمم بچههاتون اینطوری سر پا اذیت میشن، بهشون هم گفتم مثل شمال که با لوله ۶و۴و۳ میان آنتن نصب میکنند، شما هم درست کنید مخصوصاً برای شب
یک خانم با دیدن پرچم مقاومت اسلامی:
+من خادم نجف هستم، شما با عربها در ارتباط هستید؟!
-خیر ارتباطی نداریم
یک پسر دوچرخهسوار که تو موکب دیشب بود گفت چرا این رو نمیارید موکب
گفتم جاش ثابته، بیا تو هم بگیر
گفت باید برم و یکم وایساد و رفت
یک روحانی تقریباً میانسال نزدیک شد و گفت پرچم رو بده من و آش رو بخور، گفتم خودتون میل بفرمایید و گفت من خوردم و خلاصه اومد گرفت و حرف میزدیم که دو تا خانم اومدند و توضیح دادم چه جوری ثبت نام کنند و گفتند اگر ثبت نام نکنیم نمیشه؟!
گفتم چرا نمیشه، با افتخار!
و رفتند بالا و چند دقیقه گرفتند و دوباره تحویل حاج آقا دادند
تو همین حین یک مرد میانسال دیگه مراجعه کرد و فرآیند ثبت نام رو بهش توضیح دادم
یک مرد جوان داشت رد میشد و یکدفعه برگشت و اومد عکس و فیلم گرفت و همون موقع هم روحانی سیدی اومد از همون پایین چند ثانیه پرچم رو گرفت و گفت من هم یک ثوابی ببرم و رفت
یک روحانی سید اومد گفت:
+این همون پرچم ۲۴ساعته هست
-بله
+میشه چند دقیقه بگیرم
-حتی یک دقیقه هم بخواید در خدمتیم
+نگذاری بری و من بمونم
-نه همینجا هستم
پایین که اومدم یک خانم اومد و پرسید:
+خانمها هم میتونند
-بله خانمها هم میگیرند
+زشت نیست؟
-تا الان که گرفتند
+من اسم همون شوهرم رو مینویسم
-هرجور صلاح میدونید حتی میتونید خانوادگی بیاید
بعد رفت یک گوشه تلفنی احتمالاً با همسرش صحبت کرد و عکس گرفت و رفت
خانم میانسال چادری:
+آقا اسم این ۴راه چیه؟
-۴راه شهدا، بیمارستان
خانم تقریباً میانسال پرسیدند چطوری ثبت نام کنیم و گفتم هم میتونید خودتون از طریق بنر اقدام کنید هم خودم میتونم ثبت نام کنم
یک روحانی اومد و اشاره به خیابون کرد:
+میخوای برات آبمیوه بگیرم؟
-نه، خدا خیرتون بده
+بدون تعارف برم بگیرم؟
-خیلی وقت نیست وایسادم دست شما درد نکنه
+من همینجام، هرکاری داشتی بگو
مرد جوان:
+آقا نوبتیه؟!
-بله ثبت نام میکنند و تقسیم میشه
+چند ساعت هست؟
-از نیم ساعت به بالا، هرچقدر دوست دارید...الآنم خواستید میتونم بدم بگیرید
+نه الان که نه، ثبت نام میکنم
مردی که با خستگی راه میرفت:
+بانک ملت همین وره؟
-بله ۳۰۰متر جلوتر سمت چپ
+مادر ما میتونه چند دقیقه بگیره؟
-بله با افتخار، این هم چفیه هدیه رهبر شهید بندازید دور گردنشون
بعد هم خودش و خواهر کوچیکشون گرفتند
مادر هم گفتند: خدا خیرتون بده انشاءالله به کمک شما داداشها پایین نیاد این پرچم
انشاءالله به دعای شما
چفیه رو هم دور گردنشون بسته بودند و داشتند میبردند که به پسرشون گفتم برای پرچم هست و برای خودم بود با افتخار میدادم
و آخرش هم چفیه رو کلی بوسیدند و گفتند بگذارید همه تبرک بگیرند ازش و رفتند
🛠 آچار ؛ آقای اقتصاد انقلاب اسلامی 🇮🇷
🇮🇷مراجعات #پرچمدار بخش اول | دوم: سلام و خداقوت، خسته نباشید، دست تکون دادن و ...: ۲۲ نفر (۱۱ روحان
🇮🇷مراجعات #پرچمدار بخش اول| دوم:
پیرمرد دغدغهمند:
+شما که اعضای این کار هستید، پرچم فلسطین داره کمکم میره کنار، یک پرچم فلسطین هم اضافه کنید
-چشم، حتماً
یک مرد نسبتاً میانسال با لباس خدماتی و یک مرد جوانتر کنارش با یک پوزخند نزدیک شدند و جلو که رسیدند، مرد خدماتی گفت:
+یک سوال بپرسم (با لحن طعنهآمیز)
-دو تا بپرسید
+البته سوال خیلیاست!
-بفرمایید، در خدمتم
+من از ۵ صبح میزنم بیرون تا ۱ شب کار میکنم و فقط خواب خونه هستم، شما که اینجا هستید از کجا در میارید و ...؟
-ما کامل اینجا نیستیم، یکی دو ساعت تو روز
+میدونم ولی بالاخره از کجا در میارید؟ من که دارم بیچاره میشم و ...؟
-انشاءالله خدا به کار و زندگی و مالتون برکت بده و همه مشکلاتتون رفع بشه
+با این چیزا که نمیشه!
-چرا نمیشه! خیلی هم میشه؟ الان طلاب عزیز ما چقدر درآمد دارند؟!
-تو نمیدونی! خیلی درمیارند
+من داییهام و عموم طلبه هستند و با طلاب زیاد در ارتباطم، حالا شما عدد بگید
-بابا اینا یک فیش حقوقی دارند و کلی مزایا که جدا هست، از من خیلی بیشتر در میارن
+سر هم هر چی که هست چقدر میشه؟! همه رو جمع کنید و عدد بگید
گوشی طرف زنگ خورد و گفت بعد تماس میگم ولی تماسش هم که تموم شد کلاً رفت و اگر پرچم دستم نبود قطعاً میرفتم و بحث رو تموم میکردم
یک خانم جوان:
+ببخشید میتونیم این گل قرمز رو برداریم؟
-مصنوعیی هستا، مال منم نیست ولی خب قرمز یکی بیشتر نیست و اگر خواستید بردارید از سبز بردارید که بیشتره
+میشه چند دقیقه این خانم بگیره؟
-بله با افتخار، این هم چفیه تبرکی رهبر شهید، بندازید دور گردنشون، خودتون هم خواستید میتونید وایسید کنارشون، تحمل داره سکو
+نه ممنون
بعد هم عکسی از خانمشون گرفتند و خودشون رفتند کنارشون و گفتند ازشون عکس بگیرم
و در نهایت با کلی دعای قشنگ و زیبا رفتند
دو تا پسر نوجوان داشتند نگاه میکردند و گفتم میخواید بگیرید؟ و پرسید نوبتیه و توضیح دادم و عکس گرفتند و رفتند
🛠 آچار ؛ آقای اقتصاد انقلاب اسلامی 🇮🇷
میخواستم یک یادداشت بنویسم و دیدم آقای کثیری خیلی خوب نوشتند و گفتم دوبارهکاری نشه، حتماً بخونید: e
این یادداشت رو هم بخونید البته با مصداقش کاری ندارم ولی مطالب خوبی بود:
eitaa.com/h_abasifar/31553
توضیحات صوتی همین مطلب
یک مطلب دربار همین نفوذ میخواستم بگذارم و مصاحبه سردار شهید خادمی با رسانه رهبر شهید
یک مطلب هم درباره علوم انسانی مدرن
که هر دو در ادامه این مطلب هست
هدایت شده از الرحیل...!
هدایت شده از " گمنام:) "
برای تن نازک ماکان هفتساله، موشک آمریکایی «کمک بشردوستانه» بود اما
برای هیکل بیخاصیت پهلوی ۶۵ ساله، سس گوجهفرنگی، «حمله تروریستی» بود...
#ماکان
|@gomnam403qut|
هدایت شده از ریحانه مجاهد🌱
-
این مطالب حین و بعد از دفاع مقدس دوازده روزه نوشته شده، حال و هواش با الان جوره، خوشحال میشم دوباره بخونیدشون:)
-
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/51
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/42
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/34
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/29
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/28
https://eitaa.com/reihanehmojahed313/67
هدایت شده از •راهِنـاتمـامـــ•
کشـــوردوست عزیز:)❤️🩹
پ.ن← متاسفانه، اجازه عکاسی از بلوکهای داخل که میشد نزدیکترین مکان قابل دسترسی به مقتل مقدس، وجود نداشت
@rahinatamam