☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
تو با اون روحیه و شخصیتت معلومه نمیتونستی قوی تر هم بشی!
این پسر دنبال تأییده، حتی بعد از اینکه یکی از اعضای خانوادهش عملاً تو ذهنش تبدیل به دشمنش شد، باز هم میخواست ازش تأیید دریافت کنه.. عطش انتقام هم کورش کرده، برا همین در به در دنبال قوی تر شدنه و صبر نداره.
اما درک نمیکنم که چقدر میتونی یبس باشی که فکر کنی با رفتن به جایی که میخوای بری، قراره کاری بکنی؟
تنها کاری که کردی خراب کردن رابطهت با دوستایی بود که حاضر بودن برات جونشونو فدا کنن!..
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
میتونم حس خیانت دیدن رو توی چشماش بخونم(:
«فکر میکردم ما باهم دوستیم.. فقط من این فکرو میکردم؛ چقدر رقتانگیزم!..»
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
«تو فوقالعاده بودی، تنها چیزی که آرزوشو داشتم، چیزی که میخواستم این بود که شبیه تو بشم..»
«حتی اگر به تنهایی به یه احمق بزرگ هم تبدیل بشم، باز هم میرم! باز هم میرم و نجاتش میدم!»
شاید عجیب باشه ولی..
خدایا ازت بابت به وجود آوردن 'سیر' تشکر میکنم!
همینطور بابت به وجود آوردن طعم های مختلف طبیعی که اینقدر که هر روز یه ترکیب خوشمزه درست میکنم و مستقیم میرم بهشت!
کاش به Adult money دسترسی داشتم..
فقط کاش میشد بتونم بدون دوبار یا حتی بیشتر فکر کردن، یه چیزی که میخوام رو بخرم!..