ولی اونجا که میگه
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد...
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم ،به تو بر میخورم اما
آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست