بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_۶۹
سروش: بله درست میگید..
همون لحظه دکتر اومد بیرون..
دکتر: ببینید آقا...
ایشون هر چه زود تر باید عمل بشه..
هر چه ما وقت رو بگذرونیم..
بد میشه..
محمد: چشم.
زنگ زدیم به خواهرش بیاد..
دکتر: پس هر چه زود تر...
محمد: چشم...
سروش جان..
یه زنگ دیگه بزن ببین کجاست...
سروش: چشم..
گوشیمو برداشتم و زنگ زدم..
الو رقیه کجایی؟؟
+من رسیدم بیمارستان..
کجایی تو؟؟
سروش: صب کن الان میام..
گوشی رو قطع کردم...
رو به اقا محمد لب زدم..
آقا من برم سراغش..
مثه اینکه رسیده...
هم برم سراغش...
هم بهش یه خورده توضیح بدم....که حالش بد نشه..
محمد: باش برو..
فقط زود تر...
که خدایی نکرده...
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن!! بنظرتون سکته میکنه؟؟
یِــه روز میفَهـمیِ مَن چِقدرِ بـی سَـرو صِـدا حَـواسَـم
بِـهِـت هَـسـت ღ(:❤️