https://daigo.ir/secret/41072948103
لینک ناشناسِ |مَجْنْونُ الْحُسِیْنْ| حرفی سخنی، پیشنهادی، انتقادی، چیزی داشتید در خدمتم🙃
راستی آخرین ناشناس در سال 1403 هستش😊
تبریک عید هم میذارم😅
https://eitaa.com/Nashenaas_Admin_Gando
لینک کانال ناشناس👆🏻
پیاماتون اینجا گذاشته میشه😊
خب خب..
شما بیاین به مناسبت اخرین روز سال منو رند کنید.. 🪴🥺
منم بهتون جایزه میدم..😍
حالا جایزه چیه..
پارت دلی...شهادت داوود..
#فور_مرامی🤍🫀
بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت۸۲
جلوی در بیمارستان ترمز کردم...
از ماشین پیاده شدم و وارد بیمارستان شدم..
کسی رو ندیدم...دیگه نتونستم طاقت بیارم و به سمت اون اتاق دویدم..
با دیدن رسول نفسی کشیدم..
میخواستم برم پیشش دلم میخواست ببینمش..
دلم میخواست...خدایا...خودت ببین ما رو...مراقب این داداش ما هم باش
لباس مخصوص پوشیدم..و وارد اتاق شدم...
روی صندلی کنار تخت نشستم..
دستش رو اروم گرفتم..
قربوت بشم..داداش رسول...میدونی بهوش نیای چی میشه؟
در کنار خواهرت منم دیونه میشم...
منم........😭
رسول داداش من اصن مگه قرار نبود بریم آزمایش بدیم؟؟
اره رسول؟؟تو که بد قول نبودی!؟
اصن اینا رو هم ول کن...
خبر داری داوود نیستش؟؟
خبر داری ازش هیچ خبری نداریم..
میدونی نمیدونیم بهترین رفیقت داداشت...
کجاست؟؟
اصن ما نمی دونیم حالش خوبه یا ن؟؟
نمی دونم.... نمیدونم استاد رسول.
خبر داره الان تو اینجایی یا نه..
سروش: رقیه رو پیاده کردم و خودم دوباره به بیمارستان رفتم..
وارد بیمارستان که شدم ب طرف بخشی که رسول هس رفتم..
همون لحظه یه نفر از اتاق رسول بیرون اومد..
اولش فک کردم دکتره!!
بد که نزدیک شدم متوجه شدم که آقا محمده!!
سلام
محمد: سلام..چخبر؟؟
دکتر نگفت که حالش خوبه یا نه؟؟
سروش: راستش نه..
هیچ خبری نشده..
محمد:....
راستش سروش جان
سروش: جانم
محمد: ببین...
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن:خبر داری داوود نیس؟؟
پ ن: هیچ خبری نشده