بسم اللّٰـہ رحمان رحیم
ღܝویߊܝღ
پارت بیستم
رسول .
پشت در اتاق داوود رژه میرفتم ، هیچ کاری از دستم بر نمیومد، مقصر اصلی خودم بود ،
استرس نفس کشیدن رو از گرفته بود داشتم سعی میکردم فقط به اتفاقای خوب فکر کنم
محمد
دکتر آروم سری تکونداد و ادامه داد : مشکل ما تیری که وارد ریه بیمار شده نیست، مشکل اون ضربه ای که به سرش وارد شده .
اروم گفتم : این ینی چی ؟!
چند ثانیه مکث کرد بعد گفت: می دونید خونریزی ریه اش رو توی اتاق عمل تا حدودی گرفتیم اما سرش .... سرش بخاطر ضربه ای که خورده دچار شوک شده ..
سریع گفتم : الان حالش چطوره ؟!
نگاهش رو از برگه جلوش گرفت : این شوک باعث شد وارد کما شه و خب به هوش اومدنش بستگی به خودش داره ..
کلافه شده بودم ، ترسیده بودم
گفتم : خب یه چیز نسبی باید وجود داشته باشه ..
آروم گفت : متاسفانه در این مورد هیچ احتمالی وجود نداره .
آروم بلند شدم می خواستم از اتاق بیرون برم که
گفت: امیدتون به خدا باشه ان شاءالله که هر چه سریع تر به هوش بیان ..
آروم سری تکون دادم و از اتاق رفتم بیرون .. چند ثانیه همونجا وایسادم، خدایا اینو چطور می تونستم به رسول بگم ، رسولی که الان منتظره من برم بگم همه چی خوبه ...
تلفنم رو از جیبم در اوردم و شماره فرشید رو گرفتم دوتا بوق خورد که جواب داد : سلام آقا محمد خوبین ؟ چیزی شده ؟!
آروم گفتم : فرشید هنوز اداره ای درسته ..
سریع گفت : بله آقا هنوز شیفتم تموم نشده .
گفتم : از سمت اداره به خوانواده داوود تماس بگیر بیان بیمارستان .
ترسید سریع گفت : آقا اتفاقی واسه داوود اوفتاده؟؟!
آروم گفتم : رفته کما ، خانوادش اطلاع داشته باشن بهتره .
آروم زیر لب یا حسینی گفت . ، منتظر جواب نموندم و تلفن رو قطع کردم ..
کلافه دستی به موهام کشیدم و سمت رسول حرکت کردم ..
#رویار۱
•••••••••••••••••••••••••
پ ن : مشکل ما ضربه ی خورده به سرشه ..
پ ن : داوود رفته کما...)
ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
- #عاشق_حسینــ¹²⁸ https://eitaa.com/Admin_Gando
بی کفن بودی و آبی بر لبان تو نخورد . .
وفا نکرده این دنیا حتی به تو،ای حسین💔!
#بیو
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando
29.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اقا میای دیگه آره؟ 💔. .
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando