2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما چی دارید..؟!
ما امام حسین و داریم..✨🥲
https://eitaa.com/Admin_Gando
ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
سر میدون محمد دنده رو عوض کرد: کدوم سمت؟ سعید سرشو از گوشی بالا اورد: چپ اقا.. خودمو عقب کشیدم و ت
حال و هوای پارت آخر:)))❤️🩹✨
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا ؛
بسمربزلفاو ¹¹⁰
••𝐆𝐎𝐃••
چـشـمهاقبلهنمـاودوابروقبلـست؛
هـرطـرفرویِعلیهــستهمـانسوقـبلــست
ܦ̈ࡅ߳ߊܠܙ ߊܠܫܝܢ̣ߺ¹¹⁰||𝐪𝐢𝐭𝐚𝐥 𝐚𝐥𝐞𝐚𝐫𝐚𝐛
🆔 @emarion110
🆔 @emarion110
🆔 @emarion110
بسم الله الرحمن الرحیم
"سایـہ هاے امنیت"
#پارت_اول
محمد:پایان پرونده....
بسته شد.
بالاخره تموم شد اما داغ دل غم دیده ی ما تازه شروع شد:)
غم از دست دادنش تا ابد روی قلب و روح ما دست میکشه...
از اتاق آقای عبدی بیرون اومدم نگاهی به سرتاسر سایت انداختم
نگاهم ثابت موند به اون میز...
میزی که دیگه صاحبش نیست..
رفت.رفت و تنهامون گزاشت رفت غم دوریش موند برای ما..
از سایت خارج شدم به سمت گلزار شهدا رفتم..
قدم هام لرزون بود..هنوز باور نداشتم که دیگه نیست..
آروم کنار مزارش نشستم..
سلام داداش بی معرفت خودم!!
خوب گزاشتی رفتی هاا..
مگه قرار نبود با هم بریم داداش؟!
مگه قول نداده بودی با هم شهید بشیم؟!
پس چیشد؟!
فرشید داداش دعا کن برام دعا کن منم بیام پیشت...
بیام که به همین زودی کلی دلتنگ شدم
نمیدونم فرشید..
سایت قراره چطور بشه؟!وقتی تو نیستی..
فرشید کاش انقدر زود نمی رفتی..
داوود:از خونه زدم بیرون..
حوصله هیچکس هیچ کاری یا هیچ جایی رو نداشتم..
شاید از بد فرشید اینجور شدم..!!
ولی...
آره دیگه مثل قبل نمیشم..مثل اون موقع هایی که فرشید کنارم بود نمیشم..
فرشید نه تنها برای من بلکه برای همه ی ما مثلِ یه داداش بود..یه داداش که همیشه پشتمون بود..
هر وقت حالمون بد بود هر وقت ناراحت بودیم همیشه بود؛))
الان چطور باور کنم اون فرشید دیگه نیست؟!
بغض داشتم و نمیدونستم چیکار کنم..
کجا برم؟!
تنها جایی که به ذهنم رسید گلزار شهدا بود...
کنار خیابون ایستادم و تاکسی گرفتم..
بد از سوار شدن گفتم که گلزار شهدا میرم و دیگه چیزی نگفتم..
فقط خیره شدم به خیابون...
داشتم مسیری رو میرفتم که همیشه با رسول و محمد و سعید و فرشید میرفتم..
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
پ ن:داغ دل غم دیده ی ما تازه شروع شدد!!
پ ن: غم دوریش موند برای ما..
پ ن: تنها جایی که به ذهنم رسید گلزار شهدا بود..