12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی به موفقیتی میرسن🥲
خدامیدونه چقدر خوشحالن😂
ادیت خودم💛
https://eitaa.com/Admin_Gando/9979
#گاندو
واضحه یا بگم ؟
بله ، پشت صحنه ی قسمت فرودگاه و انگلیسی حرف زدن آقا محمد و ...
https://eitaa.com/Admin_Gando
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر خفن از گاندو
https://eitaa.com/Admin_Gando
62.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت صحنه
قسمتی که رسول میرفت تو اتاق مایکل
فقط کلاه رسول 😂😂
https://eitaa.com/Admin_Gando
31.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عصبانیت آقا محمد و ...
https://eitaa.com/Admin_Gando
هدایت شده از •¹²⁸•
بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_۳۹
رقیه: از اتاق رسول بیرون اومدم
حالم خوب نبود
من چیکار کردم🥺
زدم تو گوش داداشم
اخه چرااا😭
ولی منم دست خودم نبود منم نگران بودم نگران اینکه از دستش بدم
من تو این دنیا فقط داداشم برام مونده
پس نمی خواستم از دستش بدم
نمی خواستمممم😭
روی صندلی های توی حیاط نشستم
دلم برا اینکه بغلم کنه تنگ شده دلم برا همه چی تنگ شده
برا مامانم برا بابام برا داداش بزرگمم
ینی اونا حالشون خوبه؟؟
نگاهی به اسمون کردم و لب زدم میشه مراقب داداش کوچیکم باشی🥺💔
اشکامو اروم پاک کردم.
نگاهی به ورودی بیمارستان کردم🥺
همون لحظه اقا محمد رو دیدم که داشت از نماز خونه به سمت بیمارستان می رفت
که یه چیزی ازش افتاد
سریع به سمتش رفتم و خواستم صداش کنم ولی اون رفته بود تو بیمارستان
اون چیزی که افتاده بود رو برداشتم و نگاهی بهش کردم
بغض راه گلوم رو بسته بود سریع توی کیفم گزاشتمش و از بیمارستان خارج شدم
محمد: از نماز خونه اومدم بیرون و به سمت بیمارستان رفتم
در اتاق رسول رو اروم زدم و وارد شدم
استاد رسول کا چطوره؟؟ 🧐
با دیدن صورتش سریع به سمتش رفتم
رسول جان؟؟
حالت خوبه چیشدی تو داداش؟؟
رسول: خوبم
محمد: پاشو اروم پاشو یه اب بزن صورتت حالت خوب بشه
رسول: چشم اقا
اروم با کمک محمد پاشدم و صورتم رو شستم.
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن: بنظرتون از محمد چی افتاد؟؟