فقط من میتوانم خودم را قضاوت کنم. من گذشتهام را میدانم، دلیل انتخابهایم را میدانم، میدانم درونم چه دارم، میدانم چقدر رنج کشیدهام و میدانم قوی و شکننده بودن یعنی چه؛ من و نه هیچکس دیگر.
میدانم کسی که تا این سن خودش را نکشته بعد از این هم نخواهد کشت. به همین قناعت خواهد کرد که ، برای بقاء ، به طور روزمره نابود کند خود را: با افراط در سیگار ، با بینظمی در خواب و خوراک ، با هر چیز که بکشد اما در درازای ایام ؛ در مرگ بی صدا.