تئاتر نیمهشب | 1403/09/14
اولین یلدای با تو، اولین سرما و برف
من نمیگنجم درون پوستم از این شعف
زیر کرسی مینشستم دانه میکردم انار
هندوانه قاچ میکردم چو نارنگی گوار
هر شب چله بدون تو، ولی اینبار نه
در کنارم هستی امشب لیک با اغیار نه
من و تو، تنهایِ تنها، برف میبارد هنوز
زیر کرسی گرمِ مهریم، گرمتر از هر تموز
یک دقیقه بیشتر امشب تو را میخواهمت
یک دقیقه بیشتر چون جان خود میدارمت
#شب_یلدا
#درمرامعشق
✍🏻 مطهره ناطق
کافه نخلستان | 1403/10/09
نیمهشب بود و پدر پرواز کرد
دستِ بیجسمش طریقت باز کرد
مادرش در قتلگه دستش گرفت
دست، انگشتر، سلیمان، وه شگفت
گرچه قلبش از تپیدن ایستاد
عشق را در قلبِ ما جاری نهاد
شیرِ خوفانگیز بهر اهرِمن
لیک نزد ما پدر و هموطن
ای نگاهِ بیمثالت در خروش
با نگاهت تار و مارند آن وحوش
مردِ میدان، جانفدا و قهرمان
داد بر بادِ فنا آن دودمان
بر عدو وارد شد آن ضربالاجل
ذلت آنها برایِ ما مثل
لرزه بر اندام دشمن مینهاد
منطقه، تا بود ایمن از فساد
هر معاند از نگاهش بیم داشت
گرچه در دل ساحت تکریم داشت
لیکن او در بین ما توفیر داشت
در نگاهش کهکشان تفسیر داشت
ظالمان از زهد او درماندهاند
عارفان در وصف او جاماندهاند
#حاج_قاسم
#شهید_القدس
✍🏻 مطهره ناطق
بَدرُ المُضیء 🌖
یا امیرالمؤمنین(:💚!
في مِثلِ هَذا اليومِ فَتَحتُ عَينَيكَ عَلى العالَمِ
و هَذه نِعمَةَ اللهَ عَلَينا...