بعد از هَمه ؛
^^
من ؟
از آن آدمهاییام که بلدند بخندند ، اما شب یادشان میرود که دلشان را کجا گذاشتهاند ، اگر اینجا ماندم ، نه برای گفتن برای ماندنم است .
ولی امروز بدون هیچ دلیلِ خاصی حالِ دلم خوب بود ،
نه از اون خوبهای بزرگِ دور از دسترس ،
از این خوبهای کوچیکِ دمدستی ، از یه نفسِ عمیق با یه لیوان چایبهارنارنج ..
از قهقههی یهویی یه بچه که یهو وسط شلوغیِ فکرهام یادم میاندازه هنوز زندهام ، هنوز میتونم خوشحال باشم ؛
اره شاید امروز دلم میخواست مهربونتر با خودم راه بیام و کمتر به حرفای دورم اهمیت بدم ^^
بعد از هَمه ؛
ولی اینجور آدمااا رو یه کنجِ قلبم ازشون مراقبت میکنم >>>> * حتی اگه باهاشون صمیمی نباشم .
و دیروزی که گذشت و اینحرفا :*