✔️«همانا که تنها به داور شده است»
🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق!
و بیتوجهی به جوابیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
💠بخش دوم
ادامه عبارات مقدمه کتاب چالش شیخیه چنین است:
«از مهمترین اختلافات اساسی شیخیه باقریه با شیخیه کریمخانیه، در مسئله وحدت ناطق بود. وی کتاب ایضاح، موضح، توضیح را در رد این نظریه نگاشت. شریف همدانی، که در اواخر عمر به در [هکذا] جندق بهسر برد، به جندقی نیز معروف است.
صفحات ابتدائی کتاب به شرح اجازات مؤلف از علماء مشهور اختصاص داده شده است. [این نیز خطاءِ دیگری است. در آن چاپ، اجازات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه نقل شده است.]
چاپ اول کتاب اجتناب به سال ۱۳۱۹ق رقم خورد. اما در سال های اخیر، این کتاب توسط انتشارات مکتب استبصار مجدداً منتشر شده است.» (چالش شیخیه، ص ۴۳تا ۴۵)
شگفت از مصحح محترم که اقرار مرحوم آقای شریف طباطبائی درتبعیت از ضروریات مذهب را میبیند و باز هم به تصحیح و چاپ کتاب تریاق فاروق دست مییازد.
انصاف این است که مصحح محترم و امثال او تنها به قاضی نروند و جوابیه را نیز همراه کتاب تریاق فاروق چاپ و منتشر کنند. بهتعبیر نظامی،
به فیروزی خود دلاور شده است
همانا که تنها به داور شده است
انصاف و اخلاق و شرع حکم میکند دفاعیه مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه منتشر گردد؛ اما اینها گوهرهای نایابی است.
قطعاً انتشار این جوابیهٔ مرحوم آقای شریف طباطبائی مجوز نخواهد گرفت. در برخورد با مکتب شیخیه، «تنها به قاضی رفتن» باب شده است، یعنی به نفع خود داوری کردن و همه منافع را حق خود دانستن.
مصحح محترم حتی فهرست مطالب را نقل نکرده و قطعاً حتی یک بار هم نخوانده است؛ چراکه اگر یک بار خوانده بود، جواب را در ذیل تکتک اشکالهای تریاق فاروق مینگاشت. زهی خیال باطل!
حال که اجازه نشر کاغذی کتاب اجتناب مهیا نیست، برای اینکه مصحح محترم تنها به قاضی نرفته باشد (که راضی باز آید)، فایل کتاب اجتناب ذیلاً تقدیم میشود.
چاپ مستقل و جدید تریاق فاروق و صرفنظر از کتاب اجتناب و بیتوجهی به آن، برای اهل انصاف مایه تعجب است. هرچند جای شگفتی نیست؛ چراکه جهان را عادت دیرینه این است... .
@AghayedNet
اجتناب .pdf
حجم:
3.2M
🔺فایل تایپی کتاب اجتناب
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه
در پاسخ به کتاب تریاق فاروق
#کتاب
@AghayedNet
✔️🔻از اتّهام تا تبرئه، دو قرن انزوا و محرومیت شیعه
وقتی ملا محمدتقی قزوینی در سال ۱۲۳۸ ق در قزوین، در آن مجلس کذایی، تقریر عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه از معاد را رد کرد، شاید خودش هم نمیدانست که این کار چه پیامدهایی در جامعه تشیع بههمراه خواهد داشت. بعدها متوجه شد چه مسیر پرفرازونشیبی را رقم زده است و اواخر عمرش در نوعی حالت پشیمانی و عذرخواهی فرورفت. در منابع تاریخی آمده که این تکفیر نخست قزوینی کمکم به شهرهای ایران و عراق رسید و عدهای نیز با او همصدا شدند. درنتیجه، معاد احسائی بهحاشیه رانده شد و حصاری دور اندیشه شیخ احمد احسائی کشیده شد که بسیاری، از ترس انگ شیخیگری، جرئت نزدیک شدن به آن را نداشتند.
خوب است به دو نکته اشاره کنیم: نخست اینکه مراد ما از معاد احسائی همان معاد قرآنی است و صرفاً ازجهت تقابل با معاد صدرایی، به معاد احسائی تعبیر میآوریم.
و نکته دوم اینکه از امثال ملای قزوینی تعجب است که میان این دو معاد اینهمانی دیدهاند؛ وحالآنکه در تکتک مراحل معاد، میان این دو معاد افتراق است.
به زاویه رانده شدن مکتب استبصار بهاندازهای تشدید شد که امروزه هم اگر اساتید حوزه و دانشگاه مقاله یا پایاننامهای درباره موضوعی مرتبط با مکتب استبصار مینگارند، هیچ خوش ندارند خبر آن مقاله یا پایاننامه در صدر اخبار حوزوی و دانشگاهی قرار بگیرد. فقط و فقط برای جلوگیری از حاشیهها... .
اما اکنون، بعداز گذشت حدود دو قرن، میبینیم که آرامآرام فضا در حال تغییر است. چند سال قبل مرحوم ذکاوتی قراگزلو در کتاب سیر تاریخی نقد ملاصدرا، نامه سید جلالالدین آشتیانی را نقل کرده است که خطاب به آقای ذکاوتی نوشته بوده: «تکفیر برغانی [اینکه محمدتقی برغانی شیخ احسائی را تکفیر کرد] نه امر شرعی بود، نه امر عقلی.»
بهتازگی هم در حوزه علمیه قم، کتابی منتشر شده که معاد احسائی را بهعنوان یک دیدگاه قرآنی و قابلطرح بهرسمیت میشناسد. کتاب معاد جسمانی عنصری از دیدگاه عقل و نقل، نوشتۀ سید محمدمهدی نبویان، با تقریظ یکی از مراجع معاصر منتشر شده و در آن مرحوم شیخ احمد احسائی را همردیف دیگر علمای قائل به معاد جسمانی دانسته است.
در صفحه ۱۴۱ از این کتاب آمده: «احمد بن زینالدین احسائی یکی دیگر از اندیشمندانی است که در مسئله معاد جسمانی به معاد جسمانی عنصری معتقد است. وی دراینباره دیدگاه جدیدی مطرح کرده است. بهعقیده احسائی، انسان در مسیر حیات خود دارای دو جسد و دو جسم است.»
سپس مؤلف به شرح جسدین و جسمین میپردازد و نتیجه میگیرد که روح در قیامت به همراه جسم و جسدی مناسب آخرت وارد بهشت میشود و این تقریری غیراز معاد مثالی و روحانی است.
نام این بزرگوار دربین افرادی همچون سید عبدالله شبر، سید علیخان مدنی، محمدباقر مجلسی و شیخ بهایی، قرار گرفته است.
این کتاب و این تحلیل و قضاوت منصفانه را به فال نیک میگیریم و طلوعِ صبحِ امیدِ رسمیت دادن به معاد احسائی قلمداد میکنیم. زمان آن رسیده که مکتب استبصار از انزوا درآمده و رسمیت یابد و مورد توجه اهل تحقیق و تخصص قرار بگیرد و عرض میکنیم انشاءالله «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است».
سید محمدصادق موسوی
ربیعالاول ۱۴۴۷
@AghayedNet