✔️🔻از اتّهام تا تبرئه، دو قرن انزوا و محرومیت شیعه
وقتی ملا محمدتقی قزوینی در سال ۱۲۳۸ ق در قزوین، در آن مجلس کذایی، تقریر عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه از معاد را رد کرد، شاید خودش هم نمیدانست که این کار چه پیامدهایی در جامعه تشیع بههمراه خواهد داشت. بعدها متوجه شد چه مسیر پرفرازونشیبی را رقم زده است و اواخر عمرش در نوعی حالت پشیمانی و عذرخواهی فرورفت. در منابع تاریخی آمده که این تکفیر نخست قزوینی کمکم به شهرهای ایران و عراق رسید و عدهای نیز با او همصدا شدند. درنتیجه، معاد احسائی بهحاشیه رانده شد و حصاری دور اندیشه شیخ احمد احسائی کشیده شد که بسیاری، از ترس انگ شیخیگری، جرئت نزدیک شدن به آن را نداشتند.
خوب است به دو نکته اشاره کنیم: نخست اینکه مراد ما از معاد احسائی همان معاد قرآنی است و صرفاً ازجهت تقابل با معاد صدرایی، به معاد احسائی تعبیر میآوریم.
و نکته دوم اینکه از امثال ملای قزوینی تعجب است که میان این دو معاد اینهمانی دیدهاند؛ وحالآنکه در تکتک مراحل معاد، میان این دو معاد افتراق است.
به زاویه رانده شدن مکتب استبصار بهاندازهای تشدید شد که امروزه هم اگر اساتید حوزه و دانشگاه مقاله یا پایاننامهای درباره موضوعی مرتبط با مکتب استبصار مینگارند، هیچ خوش ندارند خبر آن مقاله یا پایاننامه در صدر اخبار حوزوی و دانشگاهی قرار بگیرد. فقط و فقط برای جلوگیری از حاشیهها... .
اما اکنون، بعداز گذشت حدود دو قرن، میبینیم که آرامآرام فضا در حال تغییر است. چند سال قبل مرحوم ذکاوتی قراگزلو در کتاب سیر تاریخی نقد ملاصدرا، نامه سید جلالالدین آشتیانی را نقل کرده است که خطاب به آقای ذکاوتی نوشته بوده: «تکفیر برغانی [اینکه محمدتقی برغانی شیخ احسائی را تکفیر کرد] نه امر شرعی بود، نه امر عقلی.»
بهتازگی هم در حوزه علمیه قم، کتابی منتشر شده که معاد احسائی را بهعنوان یک دیدگاه قرآنی و قابلطرح بهرسمیت میشناسد. کتاب معاد جسمانی عنصری از دیدگاه عقل و نقل، نوشتۀ سید محمدمهدی نبویان، با تقریظ یکی از مراجع معاصر منتشر شده و در آن مرحوم شیخ احمد احسائی را همردیف دیگر علمای قائل به معاد جسمانی دانسته است.
در صفحه ۱۴۱ از این کتاب آمده: «احمد بن زینالدین احسائی یکی دیگر از اندیشمندانی است که در مسئله معاد جسمانی به معاد جسمانی عنصری معتقد است. وی دراینباره دیدگاه جدیدی مطرح کرده است. بهعقیده احسائی، انسان در مسیر حیات خود دارای دو جسد و دو جسم است.»
سپس مؤلف به شرح جسدین و جسمین میپردازد و نتیجه میگیرد که روح در قیامت به همراه جسم و جسدی مناسب آخرت وارد بهشت میشود و این تقریری غیراز معاد مثالی و روحانی است.
نام این بزرگوار دربین افرادی همچون سید عبدالله شبر، سید علیخان مدنی، محمدباقر مجلسی و شیخ بهایی، قرار گرفته است.
این کتاب و این تحلیل و قضاوت منصفانه را به فال نیک میگیریم و طلوعِ صبحِ امیدِ رسمیت دادن به معاد احسائی قلمداد میکنیم. زمان آن رسیده که مکتب استبصار از انزوا درآمده و رسمیت یابد و مورد توجه اهل تحقیق و تخصص قرار بگیرد و عرض میکنیم انشاءالله «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است».
سید محمدصادق موسوی
ربیعالاول ۱۴۴۷
@AghayedNet
AghayedNet
✔️«همانا که تنها به داور شده است» 🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق! و بیتوجهی به جوابیه
🔺نویسنده، کتابی به نام اجتناب را دیده که در رد کتاب تریاق فاروق نگاشته شده و نام نویسندهاش «میرزا باقر» بوده است. او گمان کرده نویسندۀ کتابِ اجتناب میرزا باقر اسکوئی است!
اگرچه در کشورهای دیگر، مقالات یا پایاننامههایی درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نگاشته شده، اما گاهی در اوساط علمیه شاهد این نمونهها هستیم که حتی با نام ایشان آشنا نیستند و این از مظلومیتهای ایشان است. وحالآنکه مرحوم آقای شریف طباطبائی از تلامیذ زبده مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه بودند و اتجاه شیخیه باقری منسوب به ایشان است.
دراینباره، این یادداشت را هم مطالعه کنید.
🔸تصویر: الشیخ الأحسائی؛ دراسة تحلیلیة نقدیة فی الفکر و الشخصیة، ج۲
@AghayedNet