🔺کتاب تازهمنتشرشده
جویندگان قریهی ظاهره:
تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده جویندگان قریهی ظاهره: تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه @AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
جویندگان قریهی ظاهره:
تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه
در این فرصت، تنها بر تسمیۀ این کتابِ ۴۸۸صفحهای تأمل مختصری خواهیم داشت.
اگر مراد از جویندگان قریۀ ظاهره #شیخیه هستند، نامگذاریِ صحیحی نیست؛ چراکه بزرگان شیخیه اشاره کردهاند که بهدنبال مرشد و بزرگ گشتن از طریقت صوفیه است و این کار را مردود دانستهاند و فرمودهاند که شناساندن قرای ظاهره و عدول نافین فعل رب است، نه فعل عبد.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه میفرمایند:
«نوع صوفیه خذلهمالله را این ناخوشی در سر است که جنونی بر سر ایشان میزند و خود را به لباس قلندری آراسته کرده مانند وحش در بیابانها میگردند و در شهرها بهاصطلاح پرسه میزنند که ما طالب حقیم و طالب شخص مرشد کامل. جمعی که ضعیفاند میگردند در بلاد و بر همان طلب خود باقیاند نفهمیده و هیچ اختلاف ملل و مذاهب در ایشان اثری نمیکند [...]» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»، ص۳۲۴).
مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز میفرمایند:
«فتذکروا قول مشایخکم اعلی الله مقامهم و انار برهانهم الذی اقتبسوه من قول الله تعالی و قول رسوله و الائمة علیهمالسلام انّ الفعل فعلان فعل الرب و فعل العبد. فعل الرب مثلاً هو الانبات و فعل العبد هو اثارة الارض و نثر الحبّ و العبد لایقدر علی فعل الرب، فاذا فعل الرب فعله و عمل العبد فعله انتظم الامر و استحکم و ان اراد العبد فعل الرب و لمیقدر و اشتغل به عن فعل العبودیة و خذله الرب فقد الربوبیة لعدم قدرته و العبودیة لعدم الاشتغال بها فیحرم و خسر الدنیا و الاخرة و ذلک هو الخسران المبین.
فمن ذلک الهدایة و الاهتداء، فالهدایة فعل الرب و الاهتداء فعل العبد کما قال: ان علینا للهدی و قال: ان علینا بیانه و فی هذا المعنی اخبار عدیدة [...] فلیس علی الناس انیختاروا لانفسهم نبیاً و لا وصی نبی و لا کاملاً و لا عالماً و لا شیئاً مما هو من فعل الرب و علیهم اذا عرّفهم الله نبیه او وصی نبیه او سائر حججه من الکاملین العالمین انیصدّقوه و یقبلوا منه [...].
بالجملة فاهتداء العبد موقوف علی هدایة الرب و هدایة الرب مقدم علی اهتدائه بجمیع معانیها فانتظروا انا معکم منتظرون» (دعائم الحکمة (عربی)، ج۲، «رسالة الی بعض الاخوان فی کربلاء»، ص۲۵۰).
اما اگر مراد از این تسمیه افرادی هستند که پساز وفات سید مرحوم به مسجد کوفه رفتند و اعتکاف کردند تا بزرگی بیابند یا بابیه درنظرند که علیمحمد شیرازی را بهخیال خود بهعنوان «باب» پذیرفتند، نباید این اصطلاح مقدس قرآنی¹ را دربارۀ آنها بهکار برد.
علاوهبر آنچه اشاره شد، در نام کتاب، «قریهی ظاهره» بهطور مفرد آمده؛ وحالآنکه تعبیر قرآن «قرای ظاهره» است و در این اِفراد و جمع نکاتی است که بیانش در این مختصر نمیگنجد. شرح این اجمال، «این زمان بگذار تا وقتی دگر».
——————————————
¹ قرای ظاهره که در کنار قرای مبارکه آمده: «و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قرًی ظاهرة و قدرنا فیها السیر سیروا فیها لیالی و أیامًا آمنین» (سبأ: ۱۸).
@AghayedNet
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺...فالکلیم ألبس حلة الاصطفاء لما عهدنا منه الوفاء و روح القدس فی الجنان الصاقورة ذاق من حدائقنا الباکورة.
@AghayedNet
AghayedNet
⏳بهزودی... @AghayedNet
@AghayedNetنشست+.mp3
زمان:
حجم:
49.9M
🔺🎙فایل صوتی نشست
با موضوع:
🔹کتاب تازهمنتشرشده النور الوضی
در ردّ بر سید رشتی؟! (اعلی الله مقامه)
نقدی بر موضعگیریهای کتاب النور الوضی علیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی (اعلی الله مقامه)
🔸کربلای معلی
🗓۶ ربیع الثانی ۱۴۴۷
Instagram.com/aghayednet
#شیخیه
#مکتب_استبصار
@AghayedNet
✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ
💠بخش نخست
در مباحث مربوط به معاد بهتفصیل گفتهایم که تقریر شیخ مرحوم اعلی الله مقامه از مباحث معاد با تقریر صدرا متفاوت است و تفاوت میان این دو تقریر هم در همه مراحل معاد است، از ترتیب مطالب مربوط به معاد گرفته تا اصول و شالودههایی که در سراسر مباحث معاد کاربرد دارد و همچنین بررسی تکتک مراحل معاد.
وقتی هم که میگوییم: «تقریر شیخ مرحوم»، مرادمان تقریر او و حاملان علم او است، یعنی سایر بزرگان دین اعلی الله مقامهم. این پیشفرض را در این یادداشت ثابتشده میانگاریم؛ چراکه اثبات آن تکنگاری مستقلی نیاز دارد.
ازجمله مباحث معاد، کیفیت تحقق بهشت و دوزخ است. به این معنا که آیا بهشت و دوزخ در وجود خود انسان است؟ یا جوهری خارجی و مستقل دارد و انسان در یکی از این دو جایگاه وارد میشود؟ بالتبع، آیا نعمتهای بهشت و عذابهای دوزخ نیز وجودی ورای انسان دارد؟ یا همان انسان است؟
ملاصدرا در عرشیه صریحاً بیان کرده که آنچه انسان در بهشت یا دوزخ مشاهده میکند و بهاصطلاح نعمت یا نقمت است، چیزی ورای نفس او نیست: «ان کل ما یشاهده الانسان فی الآخرة و یراه من انواع النعیم من الحور و القصور و الجنان و الاشجار و الانهار و اضداد هذه من انواع العذاب التی فی النار لیست بامور خارجة عن ذات النفس مباینة لوجدها و انها اقوی تجوهراً و آکد تقرراً و ادوم حقیقةً من الصور المادیة المتجددة المستحیلة بحکم الاصل الرابع» (کتاب العرشیة، ص۵۲).
میگوید: آنچه آدمی در آن جهان میبیند، از انواع نعمتها مانند حور و قصور و باغها و درختان و نهرها، و اضداد اینها ازقبیل عذابهای آتش، چیزهایی نیست که از گوهر ذات جدا باشد. صورتهای آنجهانی استوارتر و تواناتر و بادوامترند از صورتهای مادیِ متجدد، به حکم اصل چهارم.
خلاصۀ اصلِ چهارمِ او در مباحث معاد آن است که صورتهای خیالی از جهان جان بیرون نیستند و تا انسان در عالم طبیعت باقی است، این صورتها در نهایت ضعفاند و پساز جدایی از تن، در نهایت قوت و شدت میگردند.
شیخ مرحوم همانند دیگر نقدها در بخشهای گوناگون موضوع معاد، به این دیدگاه نیز انتقاد شدیدی وارد کردهاند. ابتدا نظر او را توضیح دادهاند و تقریر کردهاند. این دیدگاه به همین اصل چهارم برمیگردد. به تعبیری میتوانیم بگوییم: معاد صدرائی معاد صُوَر دون ماده است و صوَر خَیالیه است. مجاریِ مراداتِ صدرا در عباراتش مُشعر به این است که نزد او، دار آخرت و هرآنچه در آن است امور نفسیه است که نفس آنها را در خودش ایجاد میکند، نه در خارج از خود، و نفس خلاقیت دارد و چیزی از اجسام در آن نیست. وحالآنکه مذهب اهل البیت علیهمالسلام چنین نیست و در محل خود ثابت شده است که مُعاد، بعینه و بمادّته، همان است که در دنیا بوده و صورت آن نیز صورت عمل او است.
دربرابر این تقریر ملّا از کیفیت تحقق بهشت و دوزخ، شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بهشت و دوزخ و آنچه در آن است را حقایقی میدانند که «لغیرها» خلقت شده و میتوان هرکدام را تحصیل کرد و به آن نسبت پیدا نمود.
درادامه، برای تحصیل این انتساب که با اکتساب بهدست میآید، مثالی ذکر میفرمایند.
در نشستی با عنوان «تمثیلهای حکمی در معاد احسائی»، بیان کردهایم که این بزرگوار مثالهای متعددی در مباحث مختلف معاد دارند و هر مثالی راهگشای بحثی است و عمل به کریمههای «و فی انفسکم أ فلا تبصرون» (ذاریات: ۲۱)، «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم (فصلت: ۵۳)» و... است. در این بحث نیز تمثیلی را ذکر میکنند.
میفرمایند در بازار، انواع میوهها هست. کسی که مبلغی را پرداخت کند، بهاندازه آن مبلغ مالک آن میوهها میشود و در حیازت او درمیآید و اگر او نپردازد و دیگری بپردازد، ازآنِ آن دیگری است. ایشان نتیجه میگیرند که تحصیل انتساب به اکتساب است (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۸۹ تا ۴۹۳).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ
💠 بخش دوم
پس اولاً بهشت و دوزخ موجود است و حقایقی است مخلوق. ثانیاً با عمل در این دنیا، میان انسان و نعمتهایی خاص رابطه بهوجود میآید و با ایجاد آن انتساب، مؤمن در بهشت درمییابد که آن نعمتها صورتهای آن عملی است که انجام داده است: «کلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذی رُزقنا من قبل و اُتوا به متشابهاً» (بقره: ۲۵).
بهتعبیر دیگر، آن نعمتها به «صورت نوعیه» در بهشت موجود است. هنگامی که امر به مؤمنی تعلق میگیرد و او اتیان میکند، آن نعمتها «صورت شخصیه» و «صورت خاصّه» مییابد.
مثال برای صورت نوعیه و صورت شخصیه در این دنیا، صورتِ چوبی است. چوب دارای صورت نوعیه است و خصوصیاتی دارد. اما پساز تخصیص بهصورت منبر یا میز، صورت شخصیه نیز پیدا میکند و نام منبر یا میز بر آن گذاشته میشود.
صورت خاصه نعمت همان صورت عمل مؤمن است. نعمتها فینفسها متمایز هستند، اما متعین به صورت شخصیه نیستند. وقتی که مؤمن عمل کرد، بهصورت شخصیه درمیآیند و همان صورتِ عملِ مؤمن قرار میگیرند (جوامع الکلم، ج۴، «شرح العرشیة»، ص۴۹۲ و ۴۹۳). چنانکه در روایت نبوی است: «ان فی الجنة سوقاً ما فیها شرًی و لا بیع الّا الصور من الرجال و النساء، من اشتهیٰ صورة دخل فیها» (بحار الانوار، ج۸، ص۱۴۸).
ازاینرو مرحوم آقای کرمانی در کتاب الفطرة السلیمة میفرمایند: «فامتثالات العباد ثمن تلک الصور یشترونها علی حسب الاثمان التی یؤدونها و تتخصص بهم فحینئذ یصیر تلک الحصة المشتراة المادة الشخصیة لثواب الشخص و امتثاله الصورة الشخصیة و هذا معنی ما روی "ان الاعمال صور الثواب و العقاب" یعنی صورهما الشخصیة فان اعمال العباد هی امتثالاتهم لا غیر و الثواب و العقاب هما الجزاء من الله سبحانه لهم باعمالهم» (مکارم الابرار (عربی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۴؛ ج۶، «المجلد الاول من الفطرة السلیمة»، ص۳۷۶).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ
💠 بخش سوم و پایانی
در اینجا نکتهای ظریف است که باید مطالب پیشین را کنار هم قرار داد و به نتایج دیگری هم رسید.
روشن شد طبق اصول ملاصدرا، معاد و جنت و نار و آنچه در آن است، اموری در نفس انسان است و خارج از وجود او نیست. اما شیخ مرحوم میفرمایند: طبق مبانی ما که مأخوذ از قرآن و اهلالبیت علیهمالسلام است، آنها وجودات و حقایقی لغیرها هستند و با اعمال مؤمنان یا کافران، صورت شخصیه مییابند و صورت اعمال انسان قرار میگیرند.
در این مرحله، وقتی صورت شخصیه یافتند، چنان این صورت شخصیه قوام دارد و چنان مشخِصات آخرتی در آن بالفعل است که هیچگونه از انسان جدایی ندارد و این انفکاکهای ظاهری که گمان میکنیم و میبینیم، دیگر در آنجا نیست.
مثلاً بدن اصلیِ مؤمن در آخرت چنان گسترده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی، با استفاده از روایات، میفرمایند هفت برابر این دنیا است (دعائم الحکمة (عربی)؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۷؛ ج۱، «الاصول المهمة فی شرح الحکمة»، ص۱۱۰ - همان؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۸؛ ج۲، «الرسالة المعادیة»، ص۱۰۲).
این گستردگی بدن از چیست؟ اولاً «بدن» است و معاد جسمانی است. ثانیاً با کنار رفتن کدورتها و اَعراض این دنیا است که اینگونه وسعت یافته و همهٔ این نعمتها را با اعمال دنیایی خود چنان «صورت شخصیه» بخشیده و بهگونهای در خود جای داده که از هم جدا نیستند و میتوانیم بگوییم بدن مؤمن بهشت او است.
چنانکه عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی نفعنا الله بعلومه از این مرحلهٔ صورت شخصیه نعمتهای بهشتی تعبیر آوردهاند و میفرمایند: «بهشت مؤمن همان تن او است که از لطافت مانند بهشت است و اعمال صالحه او، بهطوری که گذشت، درختها و نهرها و قصرها و حوریههای او است. و جهنم کافر همان تن او است و اعمال قبیحه او همان درکها و زقومها و مارها و عقربها و سگها و اژدهاها و امثال آنها است. و تو گمان میکنی که این تأویلی است که من میکنم و تشبیهی است که بیان میکنم و میپنداری که جسد مؤمن به این کوچکی چه بهشتی خواهد بود! وحالآنکه بسا آنکه به مؤمن هزار همسر [= برابر] این دنیا خواهند داد از بهشت [...] و مپندار که حال که من چنین گفتم، آنچه از شرع رسیده نیست. والله جنت صاحبِ حور و قصور و اشجار و انهار است، بهطوری که از شرع رسیده بدون تفاوت، لکن نه بهطوری که تو خیال میکنی. و ما امت خیال تو نیستیم، امت پیغمبریم و تابع کتاب و سنت. نمیبینی که تو چون درخت میشنوی مثل درختهای دنیا خیال میکنی؟! و خدا میفرماید: "قطوفها دانیة" یعنی سر درختهای جنت پایین است [...]» (مکارم الابرار (فارسی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۴؛ ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۷۵ و ۷۶).
جالب توجه است که هانری کربن در کتاب ارض ملکوت، این عبارات کتاب ارشاد العوام را بهضمیمه عباراتی دیگر از این کتاب، با این عنوان نقل کرده است: «به چه معنا جسم مؤمن «ارضِ بهشتِ» او است؟» (ارض ملکوت؛ کالبد رستاخیزی انسان از ایران مزدایی تا ایران شیعی؛ هانری کربن، مقدمه، ترجمه و تحقیق انشاءالله رحمتی، چاپ پنجم: تهران، سوفیا، ۱۴۰۳؛ ص۴۴۳ - چاپ سال ۵۸: ص۳۱۱)
نتیجه اینکه کیفیت تحقق بهشت و دوزخ در معاد احسائی با معاد صدرائی متفاوت است. صدرا تحقق آخرت و بالتبع دوزخ و جنت را در نفس انسانی میداند، اما شیخ احسائی حقایقی خارجیه معرفی میکند که پساز تخصیص به انسان، چنان صورت شخصیه مییابد که هرگز از او جدایی ندارد و تفکیک و انفصالی درکار نیست.
«ان فی بعض ما انزل الله فی کتبه: [...] خلقتُ الخیر و خلقت الشر فطوبیٰ لمن اجریتُ علی یدیه الخیر و ویل لمن اجریتُ علی یدیه الشر» (بحار الانوار، ج۵، ص۱۶۰). و در دعاء است: «انت الله لا اله الّا انت خالق الخیر و الشر و انت الله لا اله الّا انت خالق الجنة و النار» (المحاسن، ج۱، ص۳۸).
@AghayedNet
🔺از جمله تفاوتها میان ابدان اخروی و ابدان دنیوی
از نظر صدرا و نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه
#شیخیه #معاد
@AghayedNet