🔺کتاب منتشرشده
رسالة فی آداب المجاورة
[مجاورة مشاهد الأئمة عليهم السلام]
✍️ من أمالی: العلّامة الميرزا حسين بن محمدتقی النوریّ الطبرسی/ مرحوم علامه محدّث نوری رضوان الله تعالی علیه
@AghayedNet
26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺دو انحراف اصلاحناپذیر تا ظهور
🗓۲۲ ربیعالثانی، سالمرگ ابنعربی
(نفحات الأنس من حضرات القدس، عبدالرحمن بن احمد جامی، (کتابفروشی محمودی، ۱۳۳۷ق)، ص۵۵۵)
@AghayedNet
✔️نگاهی بر پاراگرافبندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم
🔺و نقد یکنمونه از تنظیمهای پاراگراف در چاپهای کتاب شرح المشاعر
🔸در لینک زیر:
https://eitaa.com/AghayedNet/1094
✔️🔻نگاهی بر پاراگرافبندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم
💠بخش اول
غالباً تصور میشود که پاراگراف صرفاً تقسیمِ یک نوشتار است به پارههای کوتاهکوتاه، تا خواندن یا نوشتن متن آسان شود. اما اینگونه نیست.
بهتعبیر یکی از اهل فن، پاراگراف خود یک واحد گفتمانی سیال و چند وجهی بهشمار میرود که تعریف دقیق آن بهگونهای که شامل تمام صور آن باشد، نیازمند مطالعه و اندیشه بیشتر است.
برای تبیین پاراگراف و اجزاء آن مقالههای متعدد نگاشته شده و کماکان پژوهشهایی ارائه میشود. در این یادداشت، در پی بررسی همهجانبه این اصل نگارشی نیستیم. آنچه محل نگاه این نوشتار است اهمیت پاراگرافبندی در کتب بزرگان دین است.
مشایخ عظام اعلی الله مقامهم همچون روش گذشتگان جملهها را پیدرپی نگاشتهاند و کمتر دیده میشود که از ساختار «بند» استفاده فرموده باشند.
بعضی احساس کردهاند امروزه چاپ این آثار با توجه به شرایطِ فکریِ مخاطبِ معاصر، نیازمند پاراگرافبندی است. هرچند در این احساسِ نیاز هم دیدگاهها متفاوت است. بعضی به بندبند کردن تمام فصل یا مطلب و باب فکر میکنند و بعضی به بندبند کردن با توجه به ابتداء مطالب کلی.
بههرروی آنچه مهم است این است که در پاراگرافبندی، ارتباط معنایی حفظ شود و هنوز مطلب به پایان نرسیده، مطلب به ابتداء خط نرود. این اهمیت، در کتابهای فارسی و عربی، یکسان است؛ هرچند در آثار عربی بهعلت عربیبودن زبان، نیاز به دقت بیشتر و فهم دقیقتر کلمهها و عبارتهاست.
به نمونهای از پاراگرافبندی غیرضروری و حتی مخلّ به مطلب اشاره میکنیم. در این نمونه، گذشته از توجه نکردن به شرایطِ پدیدارسازیِ بندِ جدید، در معنا نیز خلل ایجاد شده است.
کتاب مبارک شرح المشاعر، در مجلد سوم از دوره جوامع الکلم (طبع بصره) چاپ شده و در تفاوت با چاپ قبلی آن (چاپ سعادت کرمان)، از رنگ قرمز برای «قال» و «اقول» و «قوله» و موارد بسیار دیگری استفاده شده است.
در صفحه ۳۱۹، در ابتداءِ تنها پاراگرافِ صفحه آمده است: «ثم قال». غافل از اینکه شیخ مرحوم در این موضع تعارضات عبارات ملاصدرا را بیان میفرمایند و دو به دو با هم مقایسه میفرمایند. مثلاً فرمودهاند: صدرا گفته است که ماهیت عاری از کثرتِ تشخصات نیست و ابائی از کثرت تشخصات ندارد و در عبارت دیگر انکار کرده و گفته است که ماهیت تمیز و تعددی ندارد. سپس دو عبارت دیگر را ذکر میفرمایند و تعارض میان دو عبارات را بیان میکنند.
اما در چاپ بصره، جمله اول ذکر شده و جمله دوم، ابتداءِ پاراگراف قرار گرفته! و حال آنکه عبارت دوم در ادامه قبل باید باشد تا تعارض بین این دو عبارت را بیان کنند.
میفرمایند:
«و ذکر ان التشخص هو الوجود او انه مساوق له و عنده انه هو هو ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً علی نعت الکثرة هی انحاء الحصولات اعنی الوجودات المتشخصة بذواتها».
در جایی میگوید ماهیت کثرت را میپذیرد و ازطرفی نفی کرد و در اینجا میگوید وجود کثرت را نمیپذیرد و عینِ تشخص است و ازطرفی میگوید میپذیرد.
بههرروی «ثم قال» ادامه عبارات قبل است و نباید آغاز پاراگراف قرار بگیرد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻نگاهی بر پاراگرافبندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم
💠بخش دوم
جالب توجه است که در چاپ سعادت کرمان، ابتداءِ خط قرار نگرفته و پاراگرافی در آنجا نیست (ص۳۶۲).
شگفت اینکه همین بخش در چاپ کویت، کاملاً جدا شده و حتی عنوان مستقلی برای آن ثبت شده؛ و حال آنکه کاملاً متصل به ماقبل است! در چاپ کویت (مؤسسة البلاغ، الطبعة الاولی، ۲۰۰۷م) چنین عنوان زده شده:
«التشخص و عین الوجود:
ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً... .» (ص۵۳۶)
گذشته از مخلّ به معنا بودنِ ایجادِ پاراگراف در این موضع، عنوان هم جای تأمل دارد و اگر نوشته میشد «التشخص عین الوجود»، مطلب را بهتر میرساند.
بزرگان اعلی الله مقامهم برای تشخیص ابتداء مطلب، شیوههای دیگری دارند. در مواضعی اندکی فاصله گذاشتهاند و در مواضعی از قلمی با رنگ دیگر استفاده فرمودهاند یا بر کلمه خطی رسم فرمودهاند یا حرفی از حروف کلمه را کشیده نگاشتهاند تا ابتداء مطلب مشخص شود. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در رساله تنبیه الادباء میفرمایند:
«عيبی ندارد كه در ابتدای هر مطلبی خطی بالای اول مطلب رسم كنی.» (مکارم الابرار: فارسی، ج۱۳، ص۸۶)
البته این خطگذاری منحصر در ابتداء مطلب نیست. در مواضعی که میانه مطلب است اما نقل قولی شده، باز هم خطی رسم شده است.
برای نمونه در همین موضع مورد بحث از کتاب شرح المشاعر، شیخ مرحوم رفع الله شأنه بر تعبیر «ثم قال» خطی رسم کردهاند؛ اما این بهمعنای ابتداء کلام نیست؛ صرفاً بهعلت نقل قول است که نشانهای گذاشتهاند.
ایشان از شیوه خطگذاری، برای کاربردهای مختلفی بهره بردهاند و حتی برای مشخص کردن شقوق مسئله، بر هر قِسم خطی رسم کردهاند.
شبیه «کنارنویسه» است که یک اصطلاح نسخهشناسی کهن بوده و علامتی است که در حاشیه چپ متن، بهشکل یک خط افقی ترسیم میشده و یکی از کارکردهای آن مشخص کردن قسمتهای مجزاست. سابقه این علامت و صورتهای آن در مقاله «تعریف بند (پاراگراف) در نثر فارسی» بهتفصیل آمده است. (فصلنامه علمیپژوهشی کاوشنامه، سال یازدهم (۱۳۸۹)، شماره ۲۰)
آنچه بهنگارش آمد درآمدی است بر پاراگرافبندی آثار بزرگان دین. امید است در فرصتی دیگر، تفصیلِ این مهم یادداشت گردد؛ بعون الله المَلِک الوهاب.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻نگاهی بر پاراگرافبندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم 💠بخش دوم جالب توجه است که در چاپ سعا
🔺پاراگرافی غیر ضروری و مخلّ به مطلب در دو چاپ کتاب شرح المشاعر
تصاویر بهترتیب: چاپ سعادت کرمان، چاپ بصره (ضمن مجموعه جوامع الکلم)، چاپ کویت.
پیوست یادداشت «نگاهی بر پاراگرافبندی...».
@AghayedNet
هدایت شده از AghayedNet
42.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯۲۸ ربیعالثانی، سالروز وفات مرحوم علامه امینی
📚صاحب کتاب الغدیر
@AghayedNet
✔️بزنگاههای نسخهشناسی
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است به عربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه جز بعضی تقریرات مختصر متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخ مرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلی الله مقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفت و رنج تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
وصایا العلماء لأولادهم
مشتمل بر وصیتنامه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
(تصویر بعضی صفحات بهپیوست است.)
@AghayedNet