eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺کتاب تازه‌منتشرشده مخزن البکاء فی مصیبة سیدالشهداء علیه‌السلام از آثار شیخ محمدصالح برغانی درباره مؤلف: اینجا @AghayedNet
🎁 هم‌زمان با اعیاد ماه رجب و سالروز نگارش کتاب حقایق‌ الطب، معرفی می‌گردد: 🔺کتاب تازه‌منتشرشده درس‌گفتارهای حقایق الطب، جلد سوم 🔸۳۲۴ صفحه (از درس ۳۷ تا ۵۲، یک پیوست و کتاب‌نامه) @AghayedNet
🔺بیاناتی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی‌ الله‌ مقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه @AghayedNet
@AghayedNet_ شرح_فقراتی_از_مناجات.pdf
حجم: 4.3M
🔺شرح فقراتی از مناجات شعبانیه @AghayedNet
✔️🔻 ادعای یکی‌ بودن معاد احسائی و معاد صدرائی از نظر مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی محمدخان کرمانی در رساله‌ای چنین نگاشته است: «نپندارد که این‌ قول در معاد مخصوص مشایخ ما است و سایر محققین علماء این بیان را نکرده‌اند. بلکه هریک اهل فهم و ذکاوتی بوده است تصریح نموده به این‌که اعراض زایل است و برنمی‌گردد و همان بدن خالص که جسم حقیقی است عود می‌کند. بلی، بعضی اسمش را چیز دیگر گذارده‌اند، ولی مطلب همین است. مثل مرحوم آخوند ملاصدرا و مرحوم ملامحسن و جمعی کثیر از کسانی که آن مشرب را دارند، آن جسم اصلی را صورت اسم گذارده‌اند به ملاحظات حکمیه که اینجا محل ذکر آن‌ها نیست و در کتب خود مفصل و مشروح نگاشته‌اند. ازجمله در عرشیه بیان کرده است که نفس انسانی بدنی مناسب جنت به خود می‌گیرد و داخل جنت می‌شود. و مذهب او مسلّم و معروف است و محتاج به بیان نیست و مرحوم مجلسی اعلی الله درجته الخ.» صریح سخن صدرا در عرشیه چنین است: ‌««ان کل ما یشاهده الانسان فی الآخرة و یراه من انواع النعیم من الحور و القصور و الجنان و الاشجار و الانهار و اضداد هذه من انواع العذاب التی فی النار لیست بامور خارجة عن ذات النفس مباینة لوجدها و انها اقوی تجوهراً و آکد تقرراً و ادوم حقیقةً من الصور المادیة المتجددة المستحیلة بحکم الاصل الرابع» (کتاب العرشیة، ص۵۲). (آنچه آدمی در آن‌ جهان می‌بیند، از انواع نعمت‌ها مانند حور و قصور و باغ‌ها و درختان و نهرها، و اضداد این‌ها از‌قبیل عذاب‌های آتش، چیزهایی نیست که از گوهر ذات جدا باشد. صورت‌های آن‌جهانی استوارتر و تواناتر و بادوام‌ترند از صورت‌های مادیِ متجدد، به حکم «اصل چهارم».) خلاصۀ اصلِ چهارمِ او در مباحث معاد آن است که صورت‌های خیالی از جهان جان بیرون نیستند و تا انسان در عالم طبیعت باقی است، این صورت‌ها در نهایت ضعف‌اند و پس‌از جدایی از تن، در نهایت قوت و شدت می‌گردند. شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در شرح خود بر العرشیه، مکرر بیان فرموده‌اند که معاد صدرائی معاد صُوَر خَیالیه است و او قائل به عود ماده نیست و مثلاً می‌گوید: «ان کل شخص یقوم بصورته لا بمادته و هی عین ماهیته.» شیخ رفع الله شأنه بیان می‌کنند که در روایات آمده که هر شخصی به نفس ماده‌اش و صورت اخروی عود می‌کند و روایات این بحث را نقل فرموده‌اند (رک: جوامع‌ الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۲۵). بنابراین، نظر حق‌، طبق روایات اهل‌البیت، این است که «فالمُعاد حقیقةً هو المادة بهیئة عمل الشخص و ان کانت المادة فی نوعها تتبدل من نوع الی نوع بصور الاعمال لکن المعاد هو اللابس للصورة لا نفس الصورة کما زعمه المصنف» (همان، ص۴۷۷). ممکن است شخصی با مطالعه العرشیه بگوید: صدرا عباراتی دارد که مُشعر به نظر حق است. شیخ مرحوم این را هم پاسخ فرموده‌اند که هرچند ممکن است او چنین عباراتی داشته باشد؛ ولی در مواضع متعدد تصریح کرده است که مَعاد مَعاد صُوَر نفسانیه است: «و المصنف و ان كان كلامه يوهم الموافقة لما قلنا لكنه صرّح فی غير هذا الموضع فيما ان الموادَّ كلها تفنی و تعدم و انّما تعاد بصورته لا بمادته لانّ حقيقة العَوْد عنده انّما هو للنَّفْس و اللازم للمعاد حقيقة هو الصورة» (همان، ص۶۱۳). به‌هرروی، اگر محمدخان کرمانی خواسته دیدگاه شیخ مرحوم را در نقد کلام صدرا بیان کند، باید قائل شود که معاد صدرائی غیراز معاد احسائی است؛ نه این‌که میان این دو نسبت این‌همانی برقرار کند و مذهب او را «مسلّم» بینگارد. گویا تمام نزاع‌های شیخ مرحوم با صدرای شیرازی نزاع لفظی است و در اصل، اتحاد دارند! و‌حال‌آن‌که خود شیخ بیان فرموده‌اند که نزاع ما معنوی است و لفظی نیست. (رک: همان، ص۶۵۶) @AghayedNet
✔️🔺 سندی تاریخی به‌خط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه این سند درباره مبایعه زمینی زراعی و در ۸ ذوالحجه ۱۲۰۱ ق نگاشته‌ شده است و وقایعی مهم و تاریخی را درباره شیخ مرحوم بیان می‌کند. از‌جمله این‌که این بزرگوار در تاریخ مذکور در شهر هفوف سکونت داشته‌اند و در امور اجتماعی هم‌چون خریدوفروش‌ها و وقفیات و وصایا به ایشان مراجعه می‌شده است. شیخ مرحوم در این سند تنها نام خود را مرقوم فرموده‌اند و به لقب احسائی اشاره نکرده‌اند؛ چراکه شخصیت‌های احساء، معمولاً پس‌از هجرت از آن منطقه و در مناطق دیگر‌، از این لقب استفاده می‌کرده‌اند تا اصالت یا زادگاه ایشان روشن شود. به‌کار بردن این لقب در خود احساء تحصیلِ حاصل بوده است. @AghayedNet
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اَلّلهمّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّد وَ عَجِّل لِوَلِیکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیةَ وَ النَّصرَ وَ اجْعَلْنا مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ اَرِنا فِی آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَولِیائِهِمْ عَلَیهِمُ‌السَّلامُ ما یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِم ما یَحْذَرونَ اِٰله الْحَقِّ آمین یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِکْرام یا اَرْحَمَ الرّاحِمین. @AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️ اصل طهارت 🔻حکایتی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه مرحوم ملا حسین مؤمن یزدی، در یکی‌از نوشته‌های خود حکایتی را به زبان فارسی از مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنَه نقل می‌‌کند: مؤلف گوید که سؤال کردم از جناب شیخ عارف خود [شیخ احمد احسائی] سلّمه الله تعالی در دهلیز خانه ایشان و جناب شیخ علی ولد ارجمند ایشان حاضر بود از حجره‌ای که زمین آن خاک باشد و طفل در اکثر آن بول کرده و شخصی جاروب کرده است آن حجره را. آیا آن غبار طاهر است یا نه؟ فرمود سلّمه‌الله که آن غبار خشک است؟ عرض کردم: بلی. فرمود: طاهر است. پس بحث کرد شیخ علی بر جناب شیخ به این‌که می‌گوید فلانی که این حجره را طفل در مجموع آن بول کرده و جاروب کرده‌اند، یعنی از خاک که بول به آن رسیده. پس چگونه می‌فرمایید که آن طاهر است؟! فرمود سلّمه‌الله: هرگاه خاکی است که بول به آن رسیده و بس، و احتمال خاک طاهری که بر آن خاک نجس نشسته باشد نمی‌رود، پس نجس است. ولکن چگونه ممکن است این احتمال آن‌که خاک طاهر بر آن خاک نجس ننشسته باشد؟! آخر هرگاه هیچ چیز دیگر نباشد، غباری که بالذات در هوا است خواهد بود. آیا نمی‌بینی که کتاب یا پارچه هرگاه در تاقچه گذارند خودبه‌خود بالای آن از هوا چقدر غبار می‌گیرد؟ و هرگاه این احتمال می‌رود، اصل طهارت است. پس فرمود سلّمه‌الله: بلکه هر چیزی که در آن احتمال طهارت برود و اگرچه احتمال ضعیفی بوده باشد، اصل در آن طهارت است. پس فرمود: آیا نظر نمی‌کنی به‌سوی قول معصوم که سؤال کرده شد که من بول می‌کنم پس به دست من می‌رسد. پس صورت من عرق می‌کند. پس فراموش می‌کنم و دست را به صورت می‌مالم. معصوم فرمود که پاک است. شیخ فرمود که این از آن جهت است که احتمال ضعیف می‌رود که شاید محل نجس به صورت نرسیده باشد. پس همه‌چیز چنین است و اگر چنین نباشد، در دین حرج لازم می‌آید. انتهی کلامه سلّمه الله تعالی. @AghayedNet