eitaa logo
AghayedNet
1.8هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
47.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺خطبه غدیریه عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در نجف اشرف @AghayedNet
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش دهم هـ) در مواقعی، به‌ درخواست مقلدان و تابعان، اعتقادنامه‌هایی برای نونهالان مکتبی تنظیم می‌فرمودند. رساله هدایة الصبیان (مکارم الابرار (فارسی)، ج۸، ص۲ تا ۹) از‌این‌قبیل است. میان مسلمانان و شیعیان یادگیریِ استدلالیِ اعتقادات بسیار اهمیت دارد. به تعبیر بهتر و واضح‌تر، برهان داشتن بر عقاید واجبِ کفایی نیست که اگر شخصی فراگرفت، از دیگران ساقط شود. «واجب کفایی» اصطلاحی فقهی است و مضمون آن این است که اگر یکی از مسلمین آن را انجام داد، از دیگران ساقط است. مثل نماز میت که حفظِ احترامِ مسلمان اقتضاء کرده است نمازِ میت واجب باشد. اما تا شخصی بر میتِ مسلمانی نماز میت خواند، از دیگران ساقط است. استدلال بر عقاید چنین نیست؛ بلکه تک‌تک مسلمانان باید بر عقاید خود استدلال داشته باشند. در حدیث آمده است که در قبر از هر فردی سؤال می‌شود: عقاید خود را چگونه تحصیل کرده‌ای؟ اگر بگوید: شنیدم مردم می‌گویند و گفتم، عذاب می‌شود؛ و اگر استدلال خود را بگوید، در آسایش خواهد بود (الکافی، ج۵، ص۵۸۸). پرسش این است که آیا کودک به‌طور استدلالی باید فرابگیرد؟ پاسخ این است که کودک مکلف نیست تا بر او واجب باشد؛ اما از کودکی باید او را تمرین داد تا هنگام بلوغ و تکلیف، به این مسائل انس گرفته باشد. شخصی به نام شیخ عبدعلی بحرانی از مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه سؤال می‌کند: «هل یجب علی الممیز غیر البالغ تحصیل المعارف الالهیة ام لا؟» یعنی: آیا بر طفلِ ممیزی که بالغ نشده، تحصیل معارف الهی واجب است یا خیر؟ پاسخ ایشان چنین است: «اقول: غیر البالغ و ان کان ممیزاً غیر مکلف. و لو کان مکلفاً بالنظریات العلمیة لکان علی العملیات اقوی و لکان تکلیفه بها اولی و لم‌یکلفه الله بها اجماعاً و انما یمرن الصبی قبل البلوغ للاعتیاد. بالجملة مناط التکلیف البلوغ و غیر البالغ مرفوع عنه القلم [...]» (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۱، «رسالة فی جواب الشیخ عبدعلی البحرانی»، ص۲۵۸). یعنی: طفل نابالغ، اگرچه ممیز باشد، مکلف نیست. اگر به مباحثِ علمیِ نظری مکلف بود، بر انجامِ تکالیفِ عملی [هم‌چون نماز و روزه] قوی‌تر بود و تکلیف او به انجام این اعمال سزاوارتر بود؛ و‌حال‌آن‌که اجماعی است که طفل مکلف به این امور نیست. بلکه کودک را پیش‌از بلوغ تمرین می‌دهند تا عادت کند... . در مکتبِ فکریِ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، متناسب با گسترۀ مخاطبان، مطالب تنوع دارد. طیفِ مخاطبانِ آموزه‌های این مکتب از کودکان و نوجوانان تا بزرگسالانِ مرد و زن و عالم و جاهل را در بر می‌گیرد. توجه به کودکان، در مکتب، ریشه در روایات معصومین علیهم‌السلام دارد. از‌جمله می‌فرمایند: «علیک بالاَحداث» (بحار الانوار، ج۲۳، ص۲۳۶) و «انما قلبُ الحَدَث کالارض الخالیة» (نهج البلاغة، ص۳۹۳)؛ بر شما باد به نوجوانان و جوانان. هرآینه قلب جوان هم‌چون زمین خالی [و آمادۀ کِشت] است. در روایت دیگر می‌فرمایند: «بادروا اولادکم بالحدیث قبل ان‌یسبقکم الیهم المرجئة» (الکافی، ج۱۱، ص۴۴۲)؛ برای تعلیم حدیث به فرزندانتان بشتابید، پیش‌از این‌که گروه‌های انحرافی بر شما پیشی بگیرند. در طول تاریخ مکتب شیخیه، آثار متنوعی به کودکان مکتب تدریس شده است. برای نمونه، رساله حیاة النفس که نوشتۀ شیخ مرحوم اعلی الله مقامه است، یکی از کتبِ آموزشیِ کودکان معرفی شده است. احتمال می‌رود این کتاب تدریس می‌شده یا با آسان‌سازی عبارات، به کودکان تفهیم می‌شده است. در رسالۀ جواب عباس میرزا ملک‌آرا آمده است: «هذا حیاة النفس الذی یقرؤه اطفال الشیخیة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۱، «رسالة فی جواب عباس میرزا ملک‌آرا»، ص۲۷). در اسناد تاریخی آمده است که شخصی به نام «آخوند ملا احمد ترک خراسانی» معلم اطفال شیخیه بوده است. او رسائل عالم ربانی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، شاگردِ بارزِ شیخ احسائی اعلی الله مقامهما را کتابت و جمع‌آوری می‌کرده است. در کتاب مدینة‌ الحسین آمده است: «آخوند ملا احمد ترک خراسانی ابن آخوند حاج ملا اسماعیل خراسانی، مدرس اطفال الشیخیة فی کربلاء و جامع رسائل السید کاظم.» شخصِ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه نیز دو رساله برای کودکان نگاشته‌اند. رساله نخست مسمّا به هدایة ‌الصبیان است و رساله دوم رساله الفباء نام دارد. در رسالۀ مختصرِ الفباء، الفبای زبان فارسی و عربی را آموزش داده و اذان و اقامه و بعضی کلیاتِ اعتقادی را برای کودکان نگاشته‌اند. رساله الفباء ‌چنین آغاز می‌شود: «و بعد چنین گوید بنده اثیم کریم بن ابراهیم که خواستم برای بعضی‌از نور چشمان به‌جهت دانستن حروف و خواندن خط رساله‌ای بنویسم، لهذا ساعتی به نوشتن این رساله اقدام نمودیم. امیدم که خدا نور چشمان را به آن نفع وافری دهد، ان‌شاءالله» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۳، «رساله الفباء»، ص۵۰). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش یازدهم ۲) اهمیت آشنایی با اعتقادات و اصول دین سبب شد فعالیت‌ها و حرکت‌های جالب‌توجهی در‌رابطه با «اعتقادنامه‌ها» انجام شود. از مهم‌ترین این فعالیت‌ها، حوادثی است که پیرامون کتاب حیاة النفس فی حضرة القدس نگاشتۀ شیخ مرحوم پدید آمد. کتاب حیاة النفس یکی‌از متقدم‌ترین اعتقادنامه‌ها در تاریخ مکتب استبصار است. از زمانی که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی این کتاب را نوشتند، بر روی آن کار شد و نسل‌های مختلف آثاری در ارتباط با آن به‌جای گذاشتند. به نمونه‌هایی اشاره می‌کنیم: الف) کتاب حیاة النفس چاپ‌های مختلفی شده است: بعداز چاپ سنگی (جوامع الکلم، تبریز، ۱۲۷۳ ق، ج۱، ق۱، ص۲)، بارها به‌چاپ رسید. ازجمله در نجف و کربلا چاپ شد. سپس در تبریز (۱۳۷۷ ق) به طبع رسید. هم‌چنین در شهر قم (دار سبط النبی، ۱۴۲۵ ق) انتشار یافت. از دیگر چاپ‌ها، چاپ کویت (مسجد صحّاف) و دو چاپ در سوریه (۱۴۲۰ و ۱۴۲۱ ق) و چاپ بیروت (مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۲۸ ق) و چاپ بصره در جوامع الکلم (مطبعة الغدیر، ۱۴۳۰، ج۵، ص۲۰ تا ۵۳) است. ب) کتاب حیاة النفس بارها به زبان فارسی ترجمه شده است. به‌راستی کدام کتاب مکتبی است که این تعداد ترجمه داشته باشد؟! ترجمه عالم ربانی، مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه؛ ترجمه میرزا حسن عظیم‌آبادی (از شاگردان سید مرحوم)؛ ترجمه ملا محمد دامغانی عمروانی (از شاگردان شیخ مرحوم)؛ ترجمه میرزا محمود نظام‌العلماء (از شاگردان شیخ)؛ ترجمه شیخ ملا عبدالخالق یزدی (از شاگردان شیخ و سید)؛ ترجمه ملا محمد یزدی، معروف به رشید (از شاگردان شیخ)؛ ترجمه‌هایی دیگر به زبان فارسی که مترجم‌هایش نامعلوم‌اند؛ ترجمه ملا محمد جوانرودی که در ادامه معرفی خواهیم کرد. ج) علاوه‌بر چاپ‌های مختلف و ترجمه‌های متعدد، این رساله مبارکه را افرادی شرح کرده‌اند، از‌جمله شیخ ابراهیم بن عبدالجلیل حائری و شیخ علی‌اکبر مامقانی. د) از این رساله مبارکه، مکرر نسخه‌برداری شده است. در کتابخانه‌های متعددی، نسخه‌هایی از حیاة النفس موجود است. آقابزرگ طهرانی نوشته: «حیاة النفس فی حظیرة القدس فی اصول الدین، للشیخ احمد بن زین‌الدین الاحسائی المتوفی (۱۲۴۱) [...] رأیت منه عدة نسخ فی النجف و کربلا و الکاظمیة و غیرها [...] و النسخة المکتوبة فی حیاة المترجم عند السید محمد بن نعمةالله التستری فی النجف» (الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۷، ص۱۲۴). هـ) از عجایب پیرامون کتاب حیاة النفس، ترجمۀ آن به‌دست یک عالم سنی است! این گزارش که برای نخستین‌بار در این وجیزه ثبتش می‌کنیم، از جهات مختلفی اهمیت دارد. ملا محمد قاضی جوانرودی عالمی سنی است که ارادت خاصی به شیخیه داشت و آثاری از شیخ مرحوم و مرحوم آقای کرمانی را کتابت کرده است.¹ بنابر نظر برخی‌از پژوهشگران که راقم این سطور با ایشان مکاتبه داشته، نوشتن کتاب‌های شیخیه طبیعتاً نشان از گرایش یا محبت او به آنان است. نگارش کتب مکاتب و مذاهب دیگر، به‌دست کاتبان، سابقه دارد؛ به‌ویژه در قدیم که امکان کپی از آثار نبوده است. واگذار کردن استنساخ به علماء جهاتی مختلف داشته، از‌جمله تخصص افراد در کتابت و آشنایی با اصطلاحات که احتمال خطا را در نسخه کاهش می‌داده. اما نظر به جایگاه جناب محمد قاضی جوانرودی در‌میان اهل سنت، این مورد متفاوت می‌نماید. برنامۀ این عالم، به تعبیر برخی پژوهشگران، سبب شد به وی تهمت گرایش به تشیع بزنند و باعث بایکوت کامل او در کتب رجال و تذکره‌های کُرد اهل سنت گردید. در حالی که در همین کتب، نام علمائی ذکر شده که سطح علمی آن‌ها به‌مراتب از ملا محمد پایین‌تر بوده است. کتاب هدایة العوامِ مرحوم آقای کرمانی از‌جمله آثاری است که او به درخواست امان‌الله خان ثانی، والی کردستان، رونویسی کرده است. هم‌چنین کتاب حیاة النفس را ترجمه کرده است. در آغازِ ترجمۀ حیاة النفس نوشته: «اینست ترجمه کلمات شریفه‌اش.» و در انجامۀ آن نگاشته است: «تا اینجا تمام شد ترجمۀ کلام شریف ایشان. و حقیر نظر به وفور اشغال، در دو [رو‌]ز ترجمه‌اش به‌انجام رسانیده؛ لکن فرصت مراجعت و تأمل در بسط بعضی مقامات و تأدیۀ کلام به وجه احسن و زین نشده و المیسور لایسقط بالمعسور. و الی الله ترجع الامور، و السلام علی من اتّبع الهدیٰ. حرره المخلص لله الدین، محمد الجوانرودی». و) تدریس و تدرّس کتاب حیاة النفس برای طیف مختلف تابعان و مقلدان شیخ مرحوم، از دیگر امتیازهای این کتاب است. علاوه‌بر استفاده بزرگسالان از این کتاب، ظاهراً نونهالان و کودکان هم از مطالب این کتاب فیض‌یاب می‌شدند. در بخش دهم اشاره کردیم که مرحوم آقای کرمانی گزارشی اجمالی در این زمینه مکتوب فرموده‌اند. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet —————————————— ¹ در سال‌های اخیر، سند تازه دیگری نیز درباره ارتباط اجتماعی اهل سنت با شیخیه یافته‌ایم که در بخش دوازدهم به آن می‌پردازیم.