✔️🔻سندی نویافته
از موقعیت اجتماعی و دینی عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در همدان
رساله مختصری است از مرحوم آقای شریف طباطبائی مشهور به الصواب البالغ و الجواب الدامغ. در این رساله، این بزرگوار به چند پرسش مربوط به اعتقادات شیعه پاسخ فرمودهاند. نخست درباره جایگاه امامت و پساز آن درباره تزویج دختر مؤمن به غیرمؤمن و سوم ازدواج امکلثوم دختر امیرالمؤمنین علیهالسلام. ایشان در جمادیالآخره ۱۲۹۳ قمری از نگارش این رساله فراغت جستهاند.
بحمدالله این رساله در دسترس بوده و سالها قبل در الرسائل عربی مجلد چهارم چاپ شده. همچنین در دوره دعائمالحکمة (مجموعه آثار مرحوم آقای شریف طباطبائی)، در مجلد دوم از بخش عربی منتشر شده است.
بهتازگی نگارنده به سندی جالبتوجه درباره این رساله دست یافت. در نسخهای خطی و نفیس که مجموعهای از آثار و تصنیفات مرحوم آقای شریف طباطبائی است، رساله الصواب البالغ... نیز نقل شده و در ابتداء رساله جملهای توضیحی آمده که از لحاظ تاریخ مکتب حائز اهمیت است:
«عریضه از اهل سنت و جماعت به ایشان کردند و ایشان ادام الله بقاه جواب نوشتهاند سؤال او را.»
این یادداشت کوتاه پیامهایی دارد. نخست نشاندهنده نفاست نسخه است که در زمان حیات مرحوم آقای شریف کتابت شده. مناسب است در فرصتی دیگر این مجموعه خطی را معرفی کنیم.
دیگر اینکه نکتهای تازه درباره حیات اجتماعی و دینی این بزرگوار دارد.
جامعهٔ همدانِ دورهٔ قاجار جامعهای متکثر و متنوع بود و تابعان فکری مرحوم آقای شریف نیز در متن همین جامعه حضور داشتند و با افرادِ مختلفِ جامعهٔ آن دوره مراودات اجتماعی داشتند.
بهمناسبت اشاره میکنیم میان دیانت و معاشرت و امور دنیوی فرق است. «مدارا» به امور دنیوی مربوط است. اگرنه رسولالله صلی الله علیه و آله و مؤمنانِ بهحضرت «أشدّاءُ علی الکفّار» و «رُحَماءُ بینهم» هستند. انسان دچار معاشرت و مجالست با انواع مردم میشود و اگر بخواهد معاشر باشد، باید اهل مدارا و گذشت باشد.
بعضی پرسشهایی که بعداز جلسات درسی در محضر مرحوم آقای شریف طباطبائی مطرح شده، درباره معاشرت با یهود یا سنیها است. یهودِ همدان طیف مشهوری در دوره قاجار بودهاند و همین سببِ پرسشهای فقهی و اعتقادی میشده. بعضی اسناد تاریخی بیانگر این است که در یکیاز مجالس مرحوم آقای شریف طباطبائی، شخصی (مشهور به ناظمالشریعه) حاضر شده بود که با این بزرگوار عداوت بینهایت داشت! بهتعبیر بعضی اسناد تاریخی، گاهی آخوندهای مخالف ایشان نیز در درس ایشان اعلی الله مقامه حاضر میشدند.
بههر روی، نگارش هر رسالهای حکایتی دارد. انگیزه یا انگیزههایی سبب شده تا علماء دین آثار خود را بنگارند. اسناد تاریخی بعضیاز این حکایتها و انگیزهها در دست است و بعضی بهفراموشی سپرده شده.
برای انگیزه نگارش رساله الصواب البالغ... سندی برونمتنی در دست نبود. اگرچه قرینه درونمتنی وجود داشت و آن تعبیر «خلیفه ثانی» برای عمر بن خطاب لع در متن سؤال است که بیشتر سؤالبرانگیز بود!
این سندِ نویافته قرینهای برونمتنی است و حکایتِ انگیزه نگارش یک رساله مختصر است. علاوه بر این، نشان جایگاه اجتماعی و دینی این عالم ربانی است. اینکه اهل سنت همدان نیز به مرحوم آقای شریف توجه داشتهاند و حتی از ایشان سؤال کردهاند و این بزرگوار هم رسالهای مختصر در پاسخ نگاشتهاند. اعلی الله مقامه و رفَع فی دار الخُلد اَعلامه.
سید محمدصادق موسوی
@AghayedNet
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء)
۱۴ ربیع الاول، روزمرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما
🔺عکس قبر منسوب به یزید در دمشق
@AghayedNet
AghayedNet
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء) ۱۴ ربیع الاول، روزمرگ یزید بن معاویه لعنة الله
🔺عبارتی از فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً مرحوم علینقی احسائی رحمه الله) درباره غزالی (بهعلت حمایت غزالی از یزید ملعون)
بهنقل از رساله ملا محمدجعفر بن محمدباقر انصاری قراجهداغی تبریزی
(نسخه خطی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
@AghayedNet
AghayedNet
🔺🎙ماه ربیع الاول، ماه سرور اهلبیت و رمز فَرَج است @AghayedNet
🔺شیعیان عراق و اظهار مسرّت از ابتداء ماه ربیع الاول
شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است:
«و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه میباشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوشحالی مینمایند... .»
@AghayedNet
🔺تصویری از مرحوم علامه مجلسی در کتابخانهای در شهر کاظمین
پشت تصویر نوشته شده: محمدباقر المجلسي طارد الصوفية في اصفهان
@AghayedNet
✔️🔻جایزه صلح
کار بشر بهجایی رسیده که وقتی از صلح نوبل هم سخن بهمیان میآید، یاد سیاست میافتد و جایزه صلح، خودش اول جنگ است.
ازاینها گذشته، اصل «جایزه صلح» عنوان مهمی است. در ۲۰ مارس ۲۰۰۵ میلادی، توماس لورن فریدمن Thomas Friedman، ژورنالیست و ستوننویس و نویسنده مشهور آمریکایی و متخصص مباحث سیاست خارجی و خاورمیانه و مسائل زیستمحیطی و سهبار برنده جایزه پولیتزر، در روزنامه نیویورک تایمز مقالهای نوشت و در آن پیشنهاد داد آیت الله سید علی سیستانی را باید نامزد جایزه صلحِ نوبل کرد.
این پیشنهاد واکنشهایی به دنبال داشت و در این باره مقالاتی منتشر شد. چند مقاله از این مقالات را سلیم الجبوری در کتاب السید السیستانی؛ مرجعیة الإنسانیة و العیش المشترک نقل کرده است.
از جمله نوشتارها، مقاله کاتبِ سعودی، جمال خاشقجی است که ناظر به پیشنهاد فریدمن، مقالهای تنظیم کرده است با عنوان «السیستانی لجائزة خدمة الإسلام و لیس نوبل فقط»، و صباح محسن کاظم، نویسنده و روزنامهنگار عراقی با عنوان «السید السیستانی و جائزة نوبل للسلام» مقالهای نوشته است.
جایزه نوبل عموماً و جایزه صلح نوبل خصوصاً، جایزهای بشری است و اگرچه در عالم شهرتی دارد، ولی متولیان آن به غشّ در انتخاب نامزدها متهمند، و علمای أعلام فراتر از این مسائلند؛ ولی اصل عنوان «صلح» و «جایزه صلح» نگارنده را بر این واداشت تا برای ملموستر کردن نقش مؤثر عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رَفَعَ اللهُ شأنَه در تاریخ شیعه عموماً و تاریخ شهر کربلا خصوصاً چنین نتیجه بگیرد:
اگر جایگاه رفیع و مَنیعِ این عالم ربانی و حکیم صمدانی خارج از نِطاقِ مقارنات و اندازهگیریهای ناقص بشری نبود، و اگر در سال ۱۸۴۳ میلادی (سال حمله نجیبپاشا به کربلای معلی و حضور پررنگ سید مرحوم در رفع آن غوغا) هیئتی برای یافتن کاندیدای حقیقیِ جایزه صلح تشکیل میشد، بیشک این بزرگوار شایسته حیازت این عنوان میشدند.
چراکه ظهور چشمگیر این مجتهد هوشمند و اعمال کیاست و فراست ستودنی ایشان در نقش بسیار پر رنگِ مصلح و میانجیگر، در واقعه حمله نجیبپاشا به کربلای معلی، انکار ناپذیر است، و اسناد متعددِ غیر قابل انکار تاریخی بر این مسئله گواهی میدهند. در اسناد تاریخی است:
«جناب کاظم افندی در حل و فصل صلحآمیز قضیه مذکور همت و تلاش زیادی به خرج دادند» (گزارش يک کشتار، ص۳۲۱)
«اکثریت علمای کربلا ایرانی هستند و از بین آنها مشهورترین و مفیدترینشان به حال مردم، سید کاظم افندی ... هستند که ... واسطه نصیحت به صلح و اطاعت شد.» (همان، ص۳۲۲)
«مشار الیه [=نجیبپاشا] از سی روز قبل خبر فرستادند که خواهند جنگید، هر که میخواهد برود و هر که نمیخواهد بماند. ضمناً نصیحتوار دعوت به اطاعت کردند و در خلال نصیحت و پند، اتمام حجت کردند. علیشاه [=ظل السلطان] و سید کاظم به دفعات واسطه این نصایح شدند، لکن کارساز نیفتاد.» (همان، ص۳۹۲)
مفاد و نتایج جلسات منزل سید مرحوم در اسناد تاریخی ثبت است و همه، اشاره به صلحنامه و عدم جنگ و قتال و خونریزی است. خداوند درجات مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی را متعالی بگرداند و از اسلام و مسلمین به ایشان جزای خیر عنایت کند.
تصویر ۱:
بازسازی رایانهای چهره عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه
تصویر ۲:
وصیتنامه آلفرد نوبل در ۲۵ نوامبر ۱۸۹۵ که در آن خواسته ۹۴٪ دارایی او را برای ایجاد بنیاد نوبل خرج کنند.
تصویر ۳:
یکیاز اسناد تاریخی درباره نقش مثبت مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی در دفع غائله حمله نجیبپاشا
🔸برای آشنایی بیشتر و قضاوت آگاهانه و بیطرفانه، به کتاب نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی مراجعه بفرمایید.
@AghayedNet