🔹لطفت اگر که بر سرِ احسانِ ما شود
🔹وصلت، شها، چو دارویِ درمانِ ما شود
🔹پایان شبِ سیاه ز هجرانِ ما شود
🔸تا آسمان ز حلقهبهگوشانِ ما شود
🔸کو عشوهای ز ابروی همچون هلالِ تو؟!
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
چاپ و تحقیق جدیدی از کتاب شرح دعاء السحر
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده چاپ و تحقیق جدیدی از کتاب شرح دعاء السحر از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکر
@AghayedNet_شرح دعاء السحر.pdf
حجم:
5.2M
🔺فایل کتاب شرح دعاء السحر، از تصانیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
🔸فایل، توسط محقق کتاب در اختیار کانال
@AghayedNet
قرار گرفته است. شکر الله سعیه.
🔸سلسله یادداشتهایی با عنوان:
✔️عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش اول
یکی از تمثیلهای معروف و مشهور نزد اهل خرد و ادب تمثیل «عمیان و فیل» است. این مثال به شکلهای مختلف در متون ادبی دیده میشود. در المقابساتِ ابوحیان توحیدی (المقابسات، ص۲۵۹) و احیاء علوم الدین و کیمیای سعادتِ ابوحامد محمد غزالی (احیاء علوم الدین، ج۱۱، ص۱۵۲ ــ کیمیای سعادت، ص۵۰) و حدیقة الحقیقهٔ سنایی (حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، ص۳۲) تمثیل «عمیان و فیل» آمده است. مولوی در مثنوی از «پیل اندر خانهای تاریک» یاد کرده که افرادی بینا وارد خانهای تاریک شدند تا فیل را شناسایی نمایند (مثنوی معنوی، ج۲، دفتر سوم، ص۵۴۵، بیت ۱۲۵۹). در منازل القلوبِ عبدالله سیمابی هم این تمثیل آمده و تنها اشتراک آن با منابع پیشین فیل و گروه کوران است و مشبّهبهها با منابع گذشته متفاوت است (منازل القلوب، چاپشده در روزبهاننامه، ص۴۱۴). در عجایبنامه، بهجای انسانهای نابینا، پشهها به دیدن فیل میروند (احادیث و قصص مثنوی، ص۲۶۵).
این تمثیل با ریختهای مختلفی نقل شده و در هر نقلی، کوران به عضوی دست زدهاند و آن را به چیزی تشبیه کردهاند. در مقالهٔ «پژوهشی در اصل و منشأ تمثیلی از حدیقه سنایی و مثنوی مولوی»، تکتک این اعضاء بررسی شده و مشبه و مشبهبهها در جدولی ارائه گردیده است («پژوهشی در اصل و منشأ تمثیلی از حدیقهٔ سنایی و مثنوی مولوی»، فصلنامهٔ علمی_پژوهشی پژوهشهای ادبیات تطبیقی، دوره ۷، ش۳، ص۱۴۱).
اما بنابر تحقیق دکتر مهری باقری، این تمثیل اصلی بودایی دارد. ایشان بر این باور است که قدیمیترین متنی که این تمثیل در آن بهکار رفته یک متن بودایی است:
«در کتاب اودانا (udana) که از معتبرترین کتبِ تعلیماتیِ مهمترین مکتبِ بودایی یعنی «تِرَوَدا» (Theravada) میباشد، از قول بودا حکایتی نقل شده است [...]» (سایهروشن، «اصل بودایی یکی از تمثیلهای مثنوی»، ص۱۳۳).
در این حکایت، پادشاهی به یکی از ملازمان خود دستور داد که برود و همه مردانی را که در شهر Sāvatthi کور مادرزاد بودند در جایی جمع کند و پساز آن دستور داد که فیل را لمس کنند. هرکدام به عضوی دست کشیدند (سر، گوشها، عاجها، خرطوم، شکم، پشت، نرینه و دم). سپس پادشاه دستور داد که «بگویید پیل شبیه چیست و به چه میماند». هرکدام از آنها بهطوری فیل را توصیف کرد. وقتی توصیفات یکدیگر را با هم متناقض دیدند، با یکدیگر به گفتوگو و جدال برخاستند «و شاه را از جدال آنان خنده میگرفت» (همان، ص۱۳۴ تا ۱۳۶).
در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش دوم
در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است.
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ تمثیل را چنین گزارش کردهاند:
«چنانکه معروف است که کورانی چند به فیلی رسیدند و اسم فیلی شنیدند. پس رفتند نزد فیل و دستهای خود را به فیل میمالیدند. پس دست یکی از آنها به خرطوم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند همیانی است که یک طرف آن وسیع و یک طرف آن تنگ است. و یکی دستش به دست و پای آن مالیده شد، گفت فیل مانند تنه درخت است. و یکی دستش به شکم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند صندوق است» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «جواب سؤالات میرزا محمد اصفهانی»، ص۴۴۰).
در جایی دیگر میفرمایند:
«[...] بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده [...]» (دروس، درس یکشنبه، ۲۱ ذیالقعده ۱۳۰۸).
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه بهاجمال به این تمثیل اشاره میفرمایند:
«[...] و ناقص چون نظر در آن کند، اختلاف بهنظرش آید، همچو کوران که اختلاف در فیل کردند» (جواهر الحکم، ج۱۴، «رساله در جواب سائلی»، ص۲۱۸).
میدانیم ابزار تمثیل از مهمترین وسیلهها برای تعلیم است که برای آموزش و پرورش و تربیت بهکار میرود. در عهد انبیاء الهی علیهمالسلام، برای انتقال مفاهیم اخلاقی، از این روش استفاده میشده است. در متون باقیمانده از روزگار باستان و ادیان گذشته، تمثیلها فراوان است و بعداز آن در آثار بهجایمانده از عهد عتیق و عهد جدید و بیانات حضرت عیسی علیهالسلام نیز، تمثیلات متعددی ملاحظه میشود.
علاوهبر مباحث تربیتی، در بُعد اعتقادات و ملموس کردن حقایق غیبیه، از تمثیل استفاده میشود. بزرگان اعلی الله مقامهم بیان فرمودهاند که بخشیاز توصیفات معراج رسولخدا صلی الله علیه و آله تعبیراتی از حقایقی غیبی است (دروس الفطرة السلیمة مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، «درس بیست و یک»، ص۱۴۲) و چون عالَمِ اَعراض و کلمات عالمِ محدودی است، چارهای نبوده جز اینکه با اینگونه تمثیلات آن حقایق را بیان بفرمایند. شاعر میگوید:
چون که با کودک سروکارم فتاد / هم زبان کودکان باید گشاد
(مثنوی معنوی، ج2، دفتر چهارم، ص854، بیت 2577)
تمثیل «پیل و کوران» (و بهتعبیر بزرگان دین «عمیان و فیل») از این قاعده مستثنا نیست. با مطالعه این تمثیل، تنها نباید بر الفاظ آن متمرکز شد و گمان کرد صرفاً «داستان» یا «افسانه» است و پیامی ندارد. اگر بخواهیم نمونه این تمثیلها را در قرآن نشان دهیم، میتوانیم بگوییم مانند ضربالمثلهای قرآنی است. ضربالمثلهای قرآنی هم، بلاتشبیه، پیامهای متعددی دارد و تنها نقل حکایت نیست.
عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بیان فرمودهاند که دو گونه تعبیر در قرآن است. در مواضعی، تعبیرِ و اذکُر آمده و در جاهایی، و اضرب لهم مثلاً. ایشان میان محتوای این دو تعبیر تفکیک میکنند و میفرمایند:
«پس ازاینجهت فرمود: و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا انّا الیکم مرسلون. و اگر بهمحض اِخبار از حال سابقین میخواست خبری بدهد، میفرمود: و اذکر اذ ارسلنا الیهم اثنین؛ چنانکه در جاهایی که خواسته از احوال سابقین خبری داده باشد و بس، فرموده: و اذکر عبدنا ایوب اذ نادیٰ ربه. و اذکر عبادنا ابراهیم و اسحاق و یعقوب اولی الایدی و الابصار. و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الاخیار. و سبک اینجور آیات در اِخبارِ صرف است. و اما و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة در تعلیم و حکمت آموختن به امت است، نه محض اخبار و بس. مثل آنکه میفرماید: و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب تا آخر آیات. و ضرب امثال را از برای تعلیم امور کلیه میآورد؛ چنانکه فرموده: و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون؛ یعنی این مثلها را میزنیم ازبرای مردم و تعقل نمیکند آنها را مگر علماء» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «توضیح»، ص۱۳۶).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش سوم
تفاسیر متعددی برای مثال «عمیان و فیل» نوشتهاند. در مقابسات ابوحیان توحیدی آمده است:
«سمعت اباسلیمان یقول: قال افلاطن: ان الحق لمیصبه الناس فی کل وجوهه و لااخطأوه فی کل وجوهه بل اصاب منه کل انسان جهة. قال: و مثال ذلک عمیان انطلقوا الى فیل و اخذ کل واحد منهم جارحة منه فجسها بیده و مثلها فی نفسه. فاخبر الذی مس الرجل ان خلقة الفیل طویلة مدورة شبیهة باصل الشجرة و [جذع] النخلة و اخبر الذی مس الظهر ان خلقته شبیهة بالهضبة [العالیة] و الرابیة المرتفعة و اخبر الذی مس اذنه انه منبسط دقیق یطویه و ینشره. فکل واحد منهم قد ادی بعض ما ادرک و کل ما¹ یکذب صاحبه و یدعى علیه الخطأ و الغلط و الجهل فیما یصفه من خلق الفیل. فانظر الى الصدق کیف جمعهم و انظر الى الکذب و الخطأ کیف دخل علیهم حتى فرقهم» (المقابسات، ص۲۵۹).
سخن در اینجا پیرامون این است که مردم به همهٔ وجوهِ حقیقت نمیرسند و هرکدام وجهی از آن را درک میکنند.
مولوی نیز در مثنوی، پساز نقل ماجرا میگوید:
چشمِ حس همچون کف دست است و بس / نیست کف را بر همهیْ او دسترس
چشمِ دریا دیگر است و کف دگر / کف بهل وز دیدهٔ دریا نگر
جنبش کفها ز دریا روز و شب / کف همی بینی و دریا نی عجب
ما چو کشتیها به هم برمیزنیم / تیرهچشمیم و در آبِ روشنیم
ای تو در کشتی تن رفته به خواب / آب را دیدی نگر در آب آب
(مثنوی معنوی، ج۲، دفتر سوم، ص۵۴۶، بیت ۱۲۶۹ تا ۱۲۷۳)
او از «چشم حس» و چشم ظاهر درمقابل «چشم دریا» و چشم دل سخن میگوید و اشاره میکند که آنچه با نگاه غیبی میتوان دید کاملاً متفاوت است با آنچه دید ظاهری میبیند. هرچند بهطور ظریف به اندیشهٔ متصوّفانهٔ خود نیز اشاره کرده و «دریا» و «کف» را برابر هم بهکار برده است. توضیح اینکه منظور از «کف» در نگاه ظاهر کفِ دست است که اشاره به حواس پنجگانه و ظاهری دارد. ولی در لایهای دیگر، به کف و موج دریا اشاره دارد که درواقع همان دریا است. کسی که نگاه ظاهربین دارد کف و موج میبیند؛ اما کسی که نگاه عمیق دارد جز دریا نمیبیند.
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹ در اصل، همینگونه است.
@AghayedNet