eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️صلوات بر حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام 🔻انشاء عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه 🔸«اللهم صل علی صاحب المصائب المتفاقمة، و الکروب المتعاظمة، الذی بکت لمصرعه السماء دماً، و أقیم له فوق الطباق ماتماً، قتیل الأدعیاء، و بعید المرتمیٰ، من قضیٰ بِغُلّته و الظماء، صاحب مودة القربیٰ، و خامس أهل العباء، ابن الأذن و العین، و درة مرج البحرین، الفضة بن الذهبین، و الکوکب بن القمرین، الإمام بن الإمام، أخی الإمام، أبی الأئمة التسعة، سبط رسول الله، أبی عبد الله الحسین (جوامع الکَلِم، ج۹، «خطبة فی الموعظة و الصلوات»، ص۲۴)». 🔸حاصل معنی: بارالها، صلوات بفرست بر صاحب مصیبت‌های گران و اندوه‌های بزرگ. کسی که براثر کشته شدنش آسمان خون گریست و برای او در (یا بالای) هفت آسمان مجالس عزا برپا شد. کشته‌شدۀ اولادِ زنا، دور[ازوطن] انداخته‌شده. کسی که با حرارت و سوزش درون و تشنگی از دنیا رفت. صاحب دستورِ مودة قربی، و پنجمین اهل عباء، فرزند گوش و چشم، و گوهر [پدیدآمده] از در هم آمیختن دو دریا، نقره فرزند دو طلا، و ستاره فرزند دو ماه، امام پسر امام، برادر امام، پدر نُه امام، فرزند رسول‌الله، ابی عبدالله الحسین. @AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ «یا زینب الکبری» (وسط، از بالا به پایین:🔻) هُوَ الْحَسـٖیبُ اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا زَیْنَبَ الْکُبْریٰ بِنْتَ اَمـٖیرِالْمُؤْمِنـٖینَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ یا ولیَّة الله الکبریٰ یا صدّیقة الصغریٰ/مظلُومة/محدّثة-موثّقَة/یا عقیلة بنی‌هاشم/ایتها النقیبة النجیبة یٰا امینة الله/قُرّة عین المرتضیٰ/زین اب/اشفعی لنا عند الله محبوبة المُصطفیٰ/نائبة الزّهرٰاء/شقیقة المجتبیٰ/شریکة سیّد الشُّهدٰاء/عارفة-عابدة-راضیة سپهر عفت و عصمت مه برج حیا زینب/یگانه دخت زهرا بنت شاه اولیا زینب نبی‌خصلت، علی‌صولت، حَسن‌خلق و حُسین‌سیرت/شبیه مادرش زهرا بُدی سرتابه‌پا زینب (راست، از بالا به پایین:🔻) قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ[:] اَلَّذٖینَ اِذٰا اَصٰابَتْهُمْ مُصـٖیبَةٌ قٰالُوا اِنّٰا لِلهِ وَ اِنّٰا اِلَیْهِ رٰاجِعُونَ اُولٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوٰاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ اُولٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ قٰالَتْ عَلَیْهَا السَّلٰامُ لِیَزٖیدَ لَعَنَهُ اللهُ[:] حَسْبُکَ بِاللهِ حٰاکِمًا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ خَصـٖیمًا وَ بِجَبْرَئـٖیلَ ظَهـٖیرًا وَ سَیَعْلَمُ مَنْ سَوّیٰ لَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقٰابِ الْمُسْلِمـٖینَ بِئْسَ لِلظّٰالِمـٖینَ بَدَلًا وَ اَیُّکُمْ شَرٌّ مَکٰانًا وَ اَضْعَفُ جُنْدًا 🔹[ترجمه: حضرت زینب علیها‌السلام به یزید ملعون فرمود: همين تو را بس كه خداوند [در‌میان ما] حاكم و داور است و محمد صلى اللّٰه عليه و آله دشمن [دشمنان ما] است و جبرئيل پشتيبان [ما] است. به همين زودى آن كس (معاويه) كه راه را برای تو هموار ساخت و بر گردن مردم سوارت كرد خواهد فهميد كه براى ستمكاران چه بد جایگزینی خواهد بود و كدام يک از شما جايگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.] (چپ، از بالا به پایین:🔻) لَمّٰا وُلِدَتْ قٰالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ لِفٰاطِمَةَ[:] یٰا بَضْعَتـٖی و قُرَّةَ عَیْنـٖی اِنَّ مَنْ بَکیٰ عَلَیْهٰا وَ عَلیٰ مَصٰائِبِهٰا یَکونُ ثَوٰابُ بُکٰائِهٖ کَثَوٰابِ مَنْ بَکیٰ عَلیٰ اَخَوَیْهٰا ثُمَّ سَمّٰاهٰا زَیْنَبَ 🔹[ترجمه:‌ چون [زینب] ولادت یافت، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه فرمود: ای پارۀ تن و نور چشمم، هرآینه هر‌کس بر این مولود و بر مصیبت‌هایش بگرید، ثواب گریه‌اش مانند ثواب کسی است که بر دو برادرش بگرید. سپس او را زینب نامید.] قٰالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلٰامُ لِعَمَّتِهٖ زَیْنَبَ: ... اَنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عٰالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ... 🔹[ترجمه: امام علی بن حسین علیهما‌السلام به عمه خود زینب فرمود: شما، بحمدالله، بانوی عالمی هستی که تعلیم ندیده‌ای و فهمیده‌ای هستی که کسی به شما تفهیم نکرده.] اسماعیلی قوچانی ۶۸/۴/۳۱ عید غدیر @AghayedNet
✔️🔻ظرافت‌های بیانی در نوشتار بزرگان دین: نگاهی به سیاق‌های «قال - أقول» 🔸بخش نخست 🔰 مقدمه در فضای معنوی کربلای معلّی، طی مباحثه‌ای علمی، نکته‌ای به ذهن نگارنده رسید که مناسب دیده شد در قالب یادداشتی کوتاه بیاید. در سنت علمی و قلمی علماء شیعه، سبک و شیوه تفکیک گفتارها از یکدیگر، همواره از دقت و ظرافت برخوردار بوده است. یکی از این سبک‌ها، کاربرد سیاق «قال - أقول» یا دیگر تعابیر مشابه برای نشان دادن نسبت گفتارها است؛ این‌که کدام سخن نقلِ دیگران است و کدام توضیح یا نقد نویسنده. این شیوه نه‌تنها به فهم بهتر متون کمک می‌کند، بلکه نشانه‌ای از رعایت ادب علمی در نسبت‌ دادن سخنان است. در این یادداشت، برخی‌از گونه‌های رایج این سیاق در آثار بزرگان دین أعلی‌ الله مقامهم مرور می‌شود؛ تا هم نمونه‌ای از دقت‌های ایشان در نقل و شرح روشن گردد و هم برای اهل مطالعه و تحقیق راهگشا باشد. 🔹نکته: سیاق‌هایی هم‌چون «إن قلتَ... أقول» یا «إن قیل... أقول» یا «إن قلتَ... قلنا لک» از موضوع این وجیزه خارج‌اند، چراکه این‌ها برای دفع دخل مقدرند و درمقام پاسخ به اشکال فرضی به‌کار می‌روند، نه در تفکیک بین نقل و شرح واقعی. ✴️ گونه‌های کاربرد «قال – أقول» در آثار بزرگان دین أعلی‌ الله مقامهم ۱. در شرح کلمات ائمه اطهار علیهم‌السلام در این موارد، قالب «قال علیه‌السلام – بیان» به‌کار می‌رود. چنان‌که مرحوم آقای کرمانی أعلی‌ الله مقامه تصریح فرموده‌اند: «فأجعل فقرات الخبر كالمتن و جوابي له كالشرح، و أصدر قوله عليه‌السلام بالحديث و أذيله ببيانه، لئلا أقول: قال و أقول، و من‌ الله المسؤول أن يوفقني لإصابة الحق المأمول (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۰، «رسالة فی جواب السید ابی‌القاسم التفتی»، ص۵۰).» یعنی دربرابر "قال" معصوم علیه‌السلام، «أقول» نمی‌آوریم، بلکه «بیان» می‌گوییم؛ به‌نشانۀ شرح و توضیح، نه هم‌ردیفی یا مقابله. این تعبیر تجلیِ ادب در مواجهه با کلام معصوم است. همچنین مرحوم مجلسی در بحار الأنوار، توضیحات خود ذیل احادیث را با عنوان «بیان» آورده است. ایشان توضیح مستقلی درباره این اصطلاح ارائه نداده، اما تکرار این شیوه حاکی از رعایت همان مرزبندی و ادب در نقل است. ۲. درباره اقوال غیرمعصومین دربرابر اقوال دیگران، سیاق «قال – أقول» کاملاً رایج است. مثلاً در پاسخِ ‌نامه‌ها، پرسش با «قال» و پاسخ با «أقول» آغاز می‌شود: «فأوردتُ مسائله كالمتن مصدَّراً بقال و جوابي له كالشرح مصدّراً بأقول، كما هو عادتنا في جواب الأسْوِلة (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۱، «رسالة فی جواب الحاج عباس البهبهانی»، ص۱۰۷).» یا: «فجعلتُ عباراته كالمتن و جوابي كالشرح معنوناً قوله بقال و قولي بأقول (دعائم الحکمة (عربی)، ج۵، «اجوبة مسائل الملاعلی الاسکوئی»، ص۹۸).» همین شیوه در شروحی مانند شرح المشاعر، شرح العرشیة و شرح النتایج نیز دیده می‌شود و از رایج‌ترین قالب‌ها است. ۳. نقل از کتاب، درضمن شرح کتابی دیگر در شروحی که عباراتی از متنی دیگر نقل می‌شود، برای تمایز گفتار مؤلف و شارح، از سیاق «یقول – قلتُ» استفاده می‌شود. مثلاً در شرح العرشیة از اسفار ملاصدرا این‌گونه نقل شده: «و أصدّر كلامه بقولی یقول و أصدّر كلامی بقولی قلت، لیمیز بین الكلامین (جوامع‌ الکلم، ج۴، ص۸۰۸).» ۴. شرح بر آثارِ خودِ مؤلفان در مواردی که شرحی ناظر به آثار قبلی خود مؤلف است، مانند شرح الفوائد، سیاق «قلت – أقول» به‌کار رفته است: «صدّرتُ المتن بقولی قلتُ و البيان بقولی أقول، ليتبيَّن من ذلك الفروعُ و الأصول (جوامع الکلم، ج۱، ص۲۷۹).» ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
✔️🔻ظرافت‌های بیانی در نوشتار بزرگان دین: نگاهی به سیاق‌های «قال - أقول» 🔸بخش دوم و پایانی ۵. دروس مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع ‌الله شأنه ایشان که متکفّل تدریس الفطرة‌ السلیمة بودند، در آغاز هر درس چنین می‌فرمودند: «قال أعلی‌ الله مقامه و رفع فی دار الخلد أعلامه» که اشاره به مرحوم آقای کرمانی است. سپس مباحث فارسی را آغاز می‌کردند که همان نقش «أقول» را داشت، اما به زبان گفتاری. ۶. دروس مرحوم آقای کرمانی أعلی الله مقامه در دروسی خطی از ایشان در شرح کتاب خود، الفطرة‌ السلیمة، کاتب این‌گونه نوشته است: «قال رحمه‌الله فی الفطرة‌ السلیمة...» به‌نظر می‌رسد تعبیر «رحمه‌الله» از خود ایشان باشد؛ نشانه‌ای از تواضع و طلب رحمت برای خویش. پس‌از آن، توضیح فارسی آغاز می‌شود که همان نقش «أقول» را ایفا می‌کند. ۷. این سیاق در کتاب‌های فارسی تنوع بیشتری دارد. در کتاب النعل الحاضرة می‌فرمایند: «اما جواب مفصل از هر فقره فقره اين است که هر فقره‏‌اى عنوان شود و جوابى در تلو آن عرض شود. پس هوش خود را جمع کن و گوش خود را باز کن تا ان‌‏شاءاللّه مطابق ببينی جواب هر فقره‌‏اى را با جواب مختصرى که پيش گذشت (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۷، ص۳۸).» و سیاق چنین است: «اما این‌که گفته [...] پس عرض می‌کنم که [...] (همان، ص۴۱ و...).» مرحوم آقای شریف طباطبائی در کتاب إزالة الأوهام ایرادها را «وَهم» نامیده و در جواب هر وهمی، «اِزاله»ای مرقوم فرموده‌‏اند. با توجه به سستی هر وهمی، گاهی پسوند یا پسوندهایی را به واژه «ازاله» اضافه فرموده‌‏اند. برای به‌نمایش گذاشتن سستی آن ایرادها درنظر ایشان، برخی‌از آن موارد را ذکر می‌‌‏کنیم: إزالة الزبالات. إزالة الأوهام الواهیة و الخیالات الکاسدة الفاسدة. إزالة الأوهام الواهیة و الخیالات التی صدرت عن شجرة خبیثة اجتثّت من فوق الارض ما لها من قرار عاریة عن الطیب خالیة عن محبة الحبیب. إزالة الأوهام الواهیة و الخیالات التی عن الحقایق خالیة و من السراب الذی لاتحقق له مالیة و لایدری هی ما هیه. (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۷، ص۱۳۷ و ۲۷۳ و ۳۱۱ و ۴۲۶ و...) به‌هرروی، در آثار فارسی بزرگان، سیاق «قال – اقول» تنوع خود را دارد و در این وجیزه به همین مقدار اکتفا می‌کنیم. جمع‌بندی این نکتۀ به‌ظاهر جزئی، درواقع یکی از نمودهای دقیق سنت نگارشی در متون دینی است. بزرگان ما با ظرافت بیانی خاص، از آمیختن نقل و شرح پرهیز کرده‌اند و در هر مقام، تعبیری مناسب با جایگاه آن برگزیده‌اند. این نکته نه‌تنها نشانۀ نزاهت علمی و دقت قلمی ایشان است، بلکه می‌تواند الگویی کاربردی برای نگارش علمی طلاب و پژوهشگران معاصر نیز باشد. جزاهم الله عن الإسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین. ماه صفر ۱۴۴۷ @AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ «یا رقیة بنت الحسین» (وسط، از بالا به پایین:🔻) هُوَ اللهُ الْبَصـٖیرُ اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا رُقَیَّةُ بِنْتُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الشَّهـٖیدِ الْمَظْلُومِ عَلَیْهِمَا السَّلٰامُ یا بنت الامام یا اخت الامام/یا عمّة الامام ایتها الشّهیدة/المظلومة فلذة کبد سیدالشّهداء/المضطهدة/المأسورة تا لب به روی لعل کبود پدر نهاد/از شوق وصل در بر آن سر ز پا فتاد پروانه‌سان جان عزیزش نثار کرد/رسم ادب به‌نزد پدر را ز کف نداد یا هم‌چو شمع ساکت و سرتابه‌پای سوخت/بر خاک پای آن سر بی‌تن چو سر نهاد (راست، از بالا به پایین:🔻) قٰالَ اللهُ الْحَکـٖیمُ[:] وَ لَوْ اَنَّ لِلَّذٖینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمـٖیعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهٖ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰمَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللهِ مٰا لَمْ‌یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ. وَ بَدٰا لَهُمْ سَیِّئٰاتُ مٰا کَسَبُوا وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهٖ یَسْتَهْزِءُونَ. سورة الزّمر-۴۸-۴۷ سَلٰامُ اللهِ عَلَیْهٰا حـٖینَ جٰاءُوا بِالرَّأْسِ الشَّرٖیفِ اِلَیْهٰا مُغَطّیٰ... وَ وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهٰا... فَقٰالَتْ مٰا هٰذَا الرَّأْسُ؟ قٰالُوا: اِنَّهُ رَأْسُ اَبـٖیکِ فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّسْتِ حٰاضِنَةً لَهُ وَ هِیَ تَقُولُ: یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی خَضَبَکَ بِدِمٰائِکَ؟ یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی قَطَعَ وَرٖیدَیْکَ؟ یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی اَیْتَمَنـٖی عَلیٰ صِغَرِ سِنّـٖی؟ یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ بَقِیَ بَعْدَکَ نَرْجُوهُ؟یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ لِلْیَتـٖیمَةِ حَتّیٰ تَکْبَرَ؟... ثُمَّ وَضَعَتْ فَمَهٰا عَلیٰ فَمِهِ الشَّرٖیفِ وَ بَکَتْ بُکٰاءًا حَتّیٰ غُشِیَ عَلَیْهٰا فَلَمّٰا حَرَّکُوهٰا فَاِذٰا هِیَ قَدْ فٰارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْیٰا 🔹[ترجمه: [رقیه] سلام خدا بر او باد، هنگامی که سر شریف [سیدالشهداء علیه‌السلام] را پوشانده نزد او آوردند و در مقابلش گذاشته شد... پس او گفت: این سرِ کیست؟ گفتند: این سرِ پدر تو است. پس او سر را از تشت برداشت، در حالی که آن را در بغل گرفته بود و می‌گفت: پدر جانم! چه کسی تو را به خونت رنگین کرده؟! پدر جانم! چه کسی رگ‌های گردنت را قطع کرده؟! پدر جانم! چه کسی مرا با این سن کمم یتیم کرده؟! پدر جانم! چه کسی [برایمان] مانده که به او امید داشته باشیم؟! پدر جانم! یک دخترک یتیم چه کسی را دارد تا این‌که بزرگ شود؟! سپس دهانش را بر دهان شریف حضرت گذاشت و چنان گریست که از‌حال رفت. وقتی او را تکان دادند، متوجه شدند که روحش دنیا را ترک کرده است.] (چپ، از بالا به پایین:🔻) ... وَ کٰانَ لِلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلٰامُ بِنْتٌ صَغـٖیرَةٌ لَهٰا اَرْبَعُ سِنـٖینَ قٰامَتْ لَیْلَةً مِنْ مَنٰامِهٰا وَ قٰالَتْ: اَیْنَ اَبِیَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[؟] فَاِنّـٖی رَأَیْتُهُ السّٰاعَةَ فِی الْمَنٰامِ مُضْطَرِبًا شَدٖیدًا فَلَمّٰا سَمِعَ النِّسْوَةُ ذٰلِکَ بَکَیْنَ وَ بَکیٰ مَعَهُنَّ سٰائِرُ الْأَطْفٰالِ وَ ارْتَفَعَ الْعَوٖیلُ فَانْتَبَهَ یَزٖیدُ مِنْ نَوْمِهٖ وَ قٰالَ: مَا الْخَبَرُ؟ فَفَحَصُوا عَنِ الْوٰاقِعَةِ وَ قَصُّوهٰا عَلَیْهِ فَاَمَرَ بِاَنْ‌یَذْهَبُوا بِرَأْسِ اَبـٖیهٰا اِلَیْهٰا... 🔹[امام حسین علیه‌السلام دختری کوچک و چهارساله داشت. شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدرم حسین کجا است؟ همانا او را ساعتی پیش در خواب دیدم که بسیار پریشان بود. هنگامی که زنان این را شنیدند، گریستند و بقیه کودکان نیز با آن‌ها گریستند. صدای شیون بلند شد و یزید از خواب بیدار شد و پرسید: چه خبر است؟! پس [اطرافیانش] از حقیقت ماجرا پرس‌وجو کردند و آن را برایش تعریف کردند. پس [یزید] دستور داد که سر پدرش را نزد او ببرند.] (اَلٰا لَعْنَةُ اللهِ عَلَی الظّٰالِمـٖینَ وَ سَیَعْلَمُ الَّذٖینَ ظَلَمُوا آلَ‌مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ) اسماعیلی قوچانی ۷۶ @AghayedNet
🔺و شیخ مرحوم اعلی الله مقامه فرمودند که نهری که خداوند می‌فرماید، در تأویل به‌معنی دنیا است: «إن الله مبتلیکم بنهر فمن شرب منه فلیس منی و من لم‌یطعمه فإنه منی [... (بقره: ۲۴۹)]». 🔸در جُنگی خطی، از کتابخانه مجلس. @AghayedNet