✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش سوم
پساز اینکه روشن شد هر طبقهای از موجودات تکلیفِ مناسب خود دارند، واسطه برای رساندنِ آن تکلیف نبیِ ایشان است. و نبی معتدلترِ هر گروه است و فیض به او و از او به سایرین میرسد.
درمیان جمادها و گیاهها و حیوانها نیز چنین است. پیغمبر جماد در هرکجا که هست هست؛ ولی چون واسطه فیض است، جمیع آنچه جمادها دارند از او دارند و او به ایشان رسانده و تعلیم داده. و نه فقط نبی که راویان اخبار و ناقلان آثار نیز دارند، همچون انسانها.
این قاعده کلی در گیاه و حیوان و جن نیز جاری است. البته هرچه امر بالاتر میرود، واضحتر میشود؛ تا امر به انسان میرسد. بلکه انسان هم چون صاحب رتبه جمادی و نباتی و حیوانی است، جمادیت او تابع پیغمبر جمادی است و نباتیت او تابع پیغمبر نباتی و حیوانیت او تابع پیغمبر حیوانی است. چنانکه اگر انسانی بر حیوانی سوار شود یا بر درختی بنشیند یا بر سنگی، آن حیوان و نبات و جماد تابع پیغمبر خودشاناند و انسان تابع پیغمبر خود.
آنچه از شعور و تکلیف و اختیار و نبیِ طبقاتِ مختلفِ موجودات اشاره شد، همه مقدمه بود برای اثبات اینکه رسولخدا محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله خاتم پیغمبران است و پیغمبر است بر جمیع پیغمبران و بر انسان و جن و ملک و حیوان و نبات و جمادی که در عالم است و بر جمیع آسمانها و زمینها و عالم آشکار و عالم پنهان، بلکه بر کل هزارهزار عالم که خدا آفریده و بر هرچه جز ذات خدا است.
همهٔ ملکِ خدا رعیت اویند و او پیغمبر است بر انسان و جن و ملک و حیوان و نبات و جماد. احکام هریک را به لغت و طور ایشان به ایشان میرساند؛ خواه آنها را ترقی دهد تا به مقام نطق برسند و شنوا و گویا شوند تا عرض حال خود را بکنند و جواب بشنوند و خواه خود آن بزرگوار در رتبه ایشان تنزل و تجلی فرماید و احکام ایشان را به ایشان رساند یا آنکه به یک یا دو واسطه یا واسطههای بسیار، بدون سخن یا با سخن، به ایشان برساند.
غرض اینکه پیغمبر بر کل حضرت خاتم انبیاء است و احکام هر چیز را به او میرساند به هرطور که میخواهد و از هیچ چیز عاجز نیست. و نه این است که او را یک نوع شریعت باشد در کل. بلکه شرع او در هر جنسی برحسب آن جنس میباشد، بهطوری که صلاح آن جنس را میداند.
کیفیت تبلیغ به همه طبقات موجودات و تنزل در رتبه آنان
اینک پساز اثبات مبعوث بودن رسولخدا صلی الله علیه و آله برای همه طبقات موجودات، به کیفیت رساندن تکلیف جمادات و نباتات و حیوانات اشاره میکنیم.
رسولخدا صلی الله علیه و آله با توجه به آیه قرآن و اجماع مسلمانان، خاتمالنبیین و اول ما خلق الله است و میتوان گفت که پانصد حدیث بر این دلالت میکند و همه از نور ایشان خلق شدهاند و مقام ایشان هزارهزار دهر از مقام کل خلق بالاتر است و انبیاء به مقام این بزرگوار نمیرسند.
رسولخدا در رتبه انبیاء لباسی از جنس انبیاء و بر شکل و صورت ایشان پوشیدند. این لباس همچون دل درمیان پیغمبران بود. پیغمبر صلی الله علیه و آله ایشان را دعوت کردند و دعوتهای چهارگانه را بیان کردند: «أ لست بربکم» تا آخر.
انبیاء در پاسخگویی دارای مراتب شدند و برخی زودتر و بدون تأمل و برخی دیرتر پاسخ دادند. ترتیب انبیاء اولوالعزم، انبیاء مرسل و انبیاء غیرمرسل از همین موضوع سرچشمه گرفته. هرکدام که در اصول تأمل کرد، به همان مقدار در فروع تأمل کرد و ترک اولیٰ نیز از همین نشأت گرفته است.
اصول چهارگانهای که عهد گرفته شد، توحید، نبوت، امامت، و ولایت و برائت بود. رجوع همه اصول به اصل آخری است. نه اینکه اصل آخر از اصول قبل برتر باشد؛ بلکه اصل آخر کاشف از اصول قبل است و این مثل تن است و آنها مثل جان. اگر تن نباشد، دلیل آن است که جان نیست. و اگر تن باشد و حرکت داشته باشد، دلیل آن است که جان هست. و تن از جان شریفتر نیست. ازاینرو تأمل در ولایت و برائت وسیلهٔ آزمایش شد.
چون در رتبه انبیاء، کاملان و دیگر شیعیان نبودند، دربارهٔ دوستیِ شیعیان عهدی از پیغمبران گرفته نشد؛ چراکه معنا ندارد از خورشید عهدِ دوستیِ نور گرفته شود. گذشته از آنکه نورها (شیعیان) همه از التفات رتبه انبیاء هستند و اگر ایشان بیالتفاتیِ جزئی به نورها کنند، تیرهوتار میشوند و اگر بیالتفاتیِ کلی کنند، همه معدوم میشوند. برای همین از انبیاء عهد گرفته شد که با هم دوست باشند و از مخالفینشان که در سجین خلق شدهاند روگردان و بیزار باشند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش چهارم
بعداز عهد رتبه پیغمبران، از شعاع آنان مؤمنان اِنس آفریده شدند و باز رسولخدا صلی الله علیه و آله میان آنان آمدند و به لباس ایشان، ایشان را دعوت کردند و همان نداها را بیان کردند. در مؤمنان اِنس نیز مراتب پدید آمد: «السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان، السابقون السابقون اولئک المقربون.» در این رتبه نیز هرکسی در اصول تأمل کرد، در فروع هم به همان مقدار تأمل کرد.
در رتبه بعد، مؤمنان جن و ملائکه و مؤمنان حیوان و مؤمنان گیاهان و مؤمنان جمادها آفریده شدند و رسولخدا در هر رتبهای لباسی مناسب آن عالم برای خود گرفتند. مراتبِ دیگر نیز در این رتبهها پایین آمدند و در هر مرتبه، انبیاء زودتر به نداها پاسخ دادند و مؤمنان انسان (با مراتبی که داشتند) زودتر از جن و جن زودتر از ملائکه و به همین ترتیب.
ازاینرو در این عالم جسمانی، رسولخدا هفت لباس پوشیده است و انبیاء شش لباس و مؤمنان پنج لباس و جن چهار لباس و ملک سه لباس و حیوان دو لباس و گیاه یک لباس و خودِ این عالم هم که عالم جمادات بود. رسولخدا صلی الله علیه و آله نداها را در همه این مراتب بیان فرمودند و به ترتیب فضیلت، این مراتب و اهالیِ آن پاسخگو بودند.
طبق این بیان، عالمهای ذر سی و دو عالم است: هشت مرتبه کلی (از مقام رسولخدا و اهلبیت علیهمالسلام تا مرتبه جماد) که هرکدام چهار عالم دارند (که عالم عقل و نفس و مثال و جسم باشد).
رسولخدا صلی الله علیه و آله در همه این مراتب لسانالله هستند و تکالیف خلق را، چه اصول و چه فروع، به نفس نفیس خود به خلق رسانیدند.
جاهلان گمان میکنند حقیقت رسولخدا همین است که میبینند وحالآنکه «جاهلا این نور علیینی است؛ نه همین جسمی که تو میبینی است».
این بزرگوار صلی الله علیه و آله برای هر موجودی و رتبهای و جنسی بهحسب آن و قابلیت و صلاح آن، تکالیفی و شریعتی بیان فرمود و حتی برای هر صنف از بنیآدم شریعتی قرار داد که انسان سالم چگونه نماز بخواند و انسان مریض چگونه. شخص مسافر چگونه نماز بخواند و شخص حاضر در وطن چگونه و دیگر تفصیلهایی که رسیده است. بههرروی حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله در هرجا که هستند، هر قومی را به لسان آن قوم دعوت میکنند؛ خواه ایشان را بهظاهر ملاقات کند و خواه نکند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش پنجم
با توجه به بیانات بزرگان دین اعلی الله مقامهم، چند احتمال درباره کیفیت دعوت رسولخدا و ائمه اطهار علیهمالسلام در عرصه همه موجودات مطرح است و البته باز هم این بزرگواران را به این راهها محدود نمیکنیم:
۱) رسولالله صلی الله علیه و آله لباس جمادی و نباتی و حیوانی و ملکی و جنی و انسی و نبوت به خود گرفتند. هریک از این لباسها، برای عالمِ آن لباس، قطب و مرکز بود و مُفیض. ازاینرو صدق میکند که در هر عالمی نزول فرمود و دین را رسانید. البته نذیرهایی جزئی از جنس همان عالم نیز بودند و فیضیاب میشدند و به مادون میرساندند.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مباحث معراج، بهمناسبت بحث انواع ظهورات معصومین علیهمالسلام در عالم میفرمایند:
«با وجودی که بدن شخص حضرت امیر علیهالسلام یکی است، ممکن است از برای آن بزرگوار که از اعراض این دنیا در چندینجا مظهری قرار دهد مانند آیینه، و در هریک از آنها نور مقدس او بهکلّی ظاهر باشد و همه را معصوم و مطهر دارد و همه رخساره و چشم و گوش خدا باشند بیتفاوت؛ چراکه حرکت این اعراض به حرکت بدن اصلی است و در عصمت و طاعت و معصیت تابع اوست. پس چون بدن اصلی معصوم شد، اعراض هم به آن واسطه معصوم میشود. و از آنچه عرض شد معلوم شد که لازم نکرده است که به صورت علوی جلوه کند. بلکه ممکن است که به صورت غیر علوی جلوه نماید از صورت سایر انسانها، بلکه صورت حیوانهای طیّب و نباتهای طیّب و جمادهای طیّب؛ و از همه شنوا و گویا و توانا میتواند باشد. و این یک قسم از ظهور ایشان است.»
۲) درباره کیفیت ابلاغ به همه عالمها، شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در رساله قطیفیه بیانی دارند که میفرمایند:
«و اما محمد و اهل بیته الطیبون علیهمالسلام فکذلک لایجب الترتیب الطبیعی معهم لانهم یعلمون سایر اللغات فیبلغون نذر الحیوانات باحد وجوه ثلاثة: ان شاؤا خاطبوها بلغاتها، و ان شاؤا نزلوا الی رتبتهم فخاطبوهم بجهة المجانسة الحیوانیة، و ان شاؤا رفعوا تلک النذر الی مراتب الانسانیة فخاطبوها بجهة المجانسة الانسانیة.»
قریب به همین مضمون را مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در ارشاد بیان میفرمایند:
«پس همه ملک خدا رعیت اویند و اوست پیغمبر بر تمام انسان و جن و ملک و حیوان و نبات و جماد. و احکام هریک را به لغت ایشان و بهطور ایشان به ایشان میرساند، خواه آنها را ترقی دهد تا به مقام نطق برسند و شنوا و گویا شوند تا عرض حال خود را بکنند و جواب خود را بشنوند و خواه خود تنزل و تجلی فرمایند در رتبه ایشان و احکام ایشان را به ایشان رسانند یا آنکه به یک واسطه یا دو واسطه یا واسطههای بسیار بدون سخن یا با سخن به ایشان برساند. غرض که پیغمبر بر کل حضرت خاتم انبیاست و احکام هر چیز را به او میرساند به هرطور که میخواهد و از هیچ چیز عاجز نیست.»
۳) از همه اینها گذشته، منافاتی ندارد که بدنی ظاهری از اشرفِ هر جنس برای خود بگیرند؛ با این توضیح که ذات این بزرگواران پایین نیامده و آن لباس ظهوری است که برای خود گرفتهاند.
ازجمله روایاتی است که جبرئیل امام را بهصورت کوکب انور زیارت کرد یا در عرش بهصورت ملک زیارت کرد یا موسی حضرت را در لباسی از طلا در مجلس فرعون دید.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
110_1428.pdf
حجم:
518.8K
📃مقاله | اهمیت فرشتهشناسی
🔹نقش و جایگاه مفهوم فرشته در الهیات تنزیهی از دیدگاه هانری کربن
🔸با اشارهای به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
🗞روزنامه اطلاعات، شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش ششم
تعبیر اسدالله در روایات
در لغت، برای «اسد» تعبیرهای مختلف رسیده است. عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه بعضی تعابیر اهل لغت را در یکی از دروس خود بیان فرمودهاند:
«غفرنا و هیصم و هرماس و ضیغم و غضنفر و اسد و حارث و لیث لأن کلها علی معنی واحد و حد سواء.»
بعضیاز این تعابیر برای حضرت امیر صلوات الله علیه بهکار رفته است. درباره شمایل ظاهری حضرت رسیده است که مغیره گفت:
«کان علی علیهالسلام علی هیئة الاسد، غلیظاً منه ما استغلظ، دقیقاً منه استدق.» (علی علیهالسلام بر هیئت شیر بود. آنچه در شیر درشت و غلیظ است، در علی علیهالسلام نیز چنین بود. و آنچه در شیر ظریف و باریک است، در علی هم چنین بود.)
غیراز اسد، القاب دیگری نیز برای حضرت امیر علیهالسلام استعمال شده که همه بهمعنای شیر است؛ مانند غضنفر، حیدر، ضرغام و لیث. این القاب، هریک، شیر را در حالات مختلفی نشان میدهد. به شیری که درحال حمله کردن است، «ضرغام»، به شیری که درکمین طعمه است، «لیث»، به شیری که در میدان میدود و بیباک است، «حیدر» و به شیری که در بیشه است، «غضنفر» میگویند. (تفسیر الشعراوی ج۳ ص۱۷۷۹)
در روایات هم برای حضرت صلوات الله علیه لقب اسدالله آمده است. بهعنوان نمونه، در حدیثی چنین آمده است:
«و سئل النبی صلی الله علیه و آله: من ازهد الناس و افقرهم؟ فقال: علی وصیی و ابن عمی و اخی و حیدری و کراری و صمصامی و اسدی و اسد الله.» (بحارالانوار، ج۳۹، ص۷۳)
طبق بیان رسولخدا صلی الله علیه و آله، مسلمین امیرالمؤمنین علیهالسلام را اسدالله نامیدند.
حضرت امیر صلوات الله علیه در جواب معاویه مرقوم فرمودند:
«فانا صنائع ربنا و الخلق بعد صنائع لنا... منا النبی و منکم المکذب و منا اسد الله و منکم الاجلاف و منا سیدا شباب اهل الجنة و منکم صبیة النار و منا خیر نساء العالمین و منکم حمالة الحطب... .» (بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۷۲)
در برخیاز منابع، از حضرت امیر به اسد الله الغالب (شیر خدا که پیروز است) یاد شده است. (بحارالانوار، ج۳۴، ص۲۶۸)
⏳ادامه دارد...
———————————————————————
¹ در بحارالانوار، ج۳۵، ص۸۴، ح۲۷ و بحارالانوار، ج۳۴، ص۲۶۷ و بحارالانوار، ج۲۹، ص۵۷، روایاتی در این باب وارد شده است.
@AghayedNet