✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش پنجم
با توجه به بیانات بزرگان دین اعلی الله مقامهم، چند احتمال درباره کیفیت دعوت رسولخدا و ائمه اطهار علیهمالسلام در عرصه همه موجودات مطرح است و البته باز هم این بزرگواران را به این راهها محدود نمیکنیم:
۱) رسولالله صلی الله علیه و آله لباس جمادی و نباتی و حیوانی و ملکی و جنی و انسی و نبوت به خود گرفتند. هریک از این لباسها، برای عالمِ آن لباس، قطب و مرکز بود و مُفیض. ازاینرو صدق میکند که در هر عالمی نزول فرمود و دین را رسانید. البته نذیرهایی جزئی از جنس همان عالم نیز بودند و فیضیاب میشدند و به مادون میرساندند.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مباحث معراج، بهمناسبت بحث انواع ظهورات معصومین علیهمالسلام در عالم میفرمایند:
«با وجودی که بدن شخص حضرت امیر علیهالسلام یکی است، ممکن است از برای آن بزرگوار که از اعراض این دنیا در چندینجا مظهری قرار دهد مانند آیینه، و در هریک از آنها نور مقدس او بهکلّی ظاهر باشد و همه را معصوم و مطهر دارد و همه رخساره و چشم و گوش خدا باشند بیتفاوت؛ چراکه حرکت این اعراض به حرکت بدن اصلی است و در عصمت و طاعت و معصیت تابع اوست. پس چون بدن اصلی معصوم شد، اعراض هم به آن واسطه معصوم میشود. و از آنچه عرض شد معلوم شد که لازم نکرده است که به صورت علوی جلوه کند. بلکه ممکن است که به صورت غیر علوی جلوه نماید از صورت سایر انسانها، بلکه صورت حیوانهای طیّب و نباتهای طیّب و جمادهای طیّب؛ و از همه شنوا و گویا و توانا میتواند باشد. و این یک قسم از ظهور ایشان است.»
۲) درباره کیفیت ابلاغ به همه عالمها، شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در رساله قطیفیه بیانی دارند که میفرمایند:
«و اما محمد و اهل بیته الطیبون علیهمالسلام فکذلک لایجب الترتیب الطبیعی معهم لانهم یعلمون سایر اللغات فیبلغون نذر الحیوانات باحد وجوه ثلاثة: ان شاؤا خاطبوها بلغاتها، و ان شاؤا نزلوا الی رتبتهم فخاطبوهم بجهة المجانسة الحیوانیة، و ان شاؤا رفعوا تلک النذر الی مراتب الانسانیة فخاطبوها بجهة المجانسة الانسانیة.»
قریب به همین مضمون را مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در ارشاد بیان میفرمایند:
«پس همه ملک خدا رعیت اویند و اوست پیغمبر بر تمام انسان و جن و ملک و حیوان و نبات و جماد. و احکام هریک را به لغت ایشان و بهطور ایشان به ایشان میرساند، خواه آنها را ترقی دهد تا به مقام نطق برسند و شنوا و گویا شوند تا عرض حال خود را بکنند و جواب خود را بشنوند و خواه خود تنزل و تجلی فرمایند در رتبه ایشان و احکام ایشان را به ایشان رسانند یا آنکه به یک واسطه یا دو واسطه یا واسطههای بسیار بدون سخن یا با سخن به ایشان برساند. غرض که پیغمبر بر کل حضرت خاتم انبیاست و احکام هر چیز را به او میرساند به هرطور که میخواهد و از هیچ چیز عاجز نیست.»
۳) از همه اینها گذشته، منافاتی ندارد که بدنی ظاهری از اشرفِ هر جنس برای خود بگیرند؛ با این توضیح که ذات این بزرگواران پایین نیامده و آن لباس ظهوری است که برای خود گرفتهاند.
ازجمله روایاتی است که جبرئیل امام را بهصورت کوکب انور زیارت کرد یا در عرش بهصورت ملک زیارت کرد یا موسی حضرت را در لباسی از طلا در مجلس فرعون دید.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
110_1428.pdf
حجم:
518.8K
📃مقاله | اهمیت فرشتهشناسی
🔹نقش و جایگاه مفهوم فرشته در الهیات تنزیهی از دیدگاه هانری کربن
🔸با اشارهای به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
🗞روزنامه اطلاعات، شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش ششم
تعبیر اسدالله در روایات
در لغت، برای «اسد» تعبیرهای مختلف رسیده است. عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه بعضی تعابیر اهل لغت را در یکی از دروس خود بیان فرمودهاند:
«غفرنا و هیصم و هرماس و ضیغم و غضنفر و اسد و حارث و لیث لأن کلها علی معنی واحد و حد سواء.»
بعضیاز این تعابیر برای حضرت امیر صلوات الله علیه بهکار رفته است. درباره شمایل ظاهری حضرت رسیده است که مغیره گفت:
«کان علی علیهالسلام علی هیئة الاسد، غلیظاً منه ما استغلظ، دقیقاً منه استدق.» (علی علیهالسلام بر هیئت شیر بود. آنچه در شیر درشت و غلیظ است، در علی علیهالسلام نیز چنین بود. و آنچه در شیر ظریف و باریک است، در علی هم چنین بود.)
غیراز اسد، القاب دیگری نیز برای حضرت امیر علیهالسلام استعمال شده که همه بهمعنای شیر است؛ مانند غضنفر، حیدر، ضرغام و لیث. این القاب، هریک، شیر را در حالات مختلفی نشان میدهد. به شیری که درحال حمله کردن است، «ضرغام»، به شیری که درکمین طعمه است، «لیث»، به شیری که در میدان میدود و بیباک است، «حیدر» و به شیری که در بیشه است، «غضنفر» میگویند. (تفسیر الشعراوی ج۳ ص۱۷۷۹)
در روایات هم برای حضرت صلوات الله علیه لقب اسدالله آمده است. بهعنوان نمونه، در حدیثی چنین آمده است:
«و سئل النبی صلی الله علیه و آله: من ازهد الناس و افقرهم؟ فقال: علی وصیی و ابن عمی و اخی و حیدری و کراری و صمصامی و اسدی و اسد الله.» (بحارالانوار، ج۳۹، ص۷۳)
طبق بیان رسولخدا صلی الله علیه و آله، مسلمین امیرالمؤمنین علیهالسلام را اسدالله نامیدند.
حضرت امیر صلوات الله علیه در جواب معاویه مرقوم فرمودند:
«فانا صنائع ربنا و الخلق بعد صنائع لنا... منا النبی و منکم المکذب و منا اسد الله و منکم الاجلاف و منا سیدا شباب اهل الجنة و منکم صبیة النار و منا خیر نساء العالمین و منکم حمالة الحطب... .» (بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۷۲)
در برخیاز منابع، از حضرت امیر به اسد الله الغالب (شیر خدا که پیروز است) یاد شده است. (بحارالانوار، ج۳۴، ص۲۶۸)
⏳ادامه دارد...
———————————————————————
¹ در بحارالانوار، ج۳۵، ص۸۴، ح۲۷ و بحارالانوار، ج۳۴، ص۲۶۷ و بحارالانوار، ج۲۹، ص۵۷، روایاتی در این باب وارد شده است.
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش هفتم
تعبیر قرآنی قَسوَرَه
یکی از تعابیر قرآنی درباره شیر «قسوره» است که در آیه ۵۱ سوره مدثر آمده است. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در تعلیقات خود بر قرآن چنین مرقوم فرمودهاند:
«(کأنهم) فی نفورهم عند سماع فضل آلمحمد علیهمالسلام (ث) حال عن حال او بعد حال (حمر مستنفرة ۵۰) بکسر الفاء علی السواد و فتحها علی قراءة (ن) و (ر) و (هـ) وحشیة (ث) (فرّت) حال (من قسورة ۵۱) الاسد (ث) او الرماة من الصیادین (هـ) جمع قسور.»
درباره معنای قسوره، تفسیرها و تأویلهای مختلفی رسیده است. ابنعباس گفته: قسوره همان اسد است که به زبان حبشی، قسوره میگویند.
«عن ابنعباس انه سئل عن قوله: فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ قال: هو بالعربیة: الاسد، و بالفارسیة: شار، و بالنبطیة: أریا، و بالحبشیة: قسورة.» (جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۹، ص۱۰۷)
غیراز معنای اسد، ابنعباس قسوره را بهمعنای تیراندازان نیز توضیح داده است. این کلمه را بهمعنای صیاد نیز نوشتهاند. امثال ابوحمزه از ابنعباس نقل کردهاند که قسوره بهمعنای «عصب من الرجال و جماعة» است و عطاء هم بهنقل از ابنعباس، قسوره را به «اصوات الناس» توضیح داده است. قتاده آن را «نبل» تفسیر کرده است. (النکت و العیون (تفسیر الماوردی)، ج۶، ص۱۴۹)
در تفاسیر آمده است که کافران با شنیدن صدای رسولخدا صلی الله علیه و آله و دعوت ایشان، همچون حمار وحشی فرار میکردند و آیه «فرّت من قسورة» به این مناسبت نازل شده است. (مختصر مجمع البیان، ج۳، ص۴۹۶ _ التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۷۱۷ _ رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۸، ص۳۷۳ _ نفحات الرحمان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۳۷۴)
اما شواهدی در روایات است که هنگام نزول آیه، حضرت امیر علیهالسلام حضور داشتهاند و تعبیر «قسورة» بر این بزرگوار صادق است.
روایتی است که ابنشهرآشوب در مناقب خود (ج۲، ص۶۸) نقل کرده و گفته است:
«و کان النبیّ صلی الله علیه و آله اذا خرج من بیته تبعه احداث المشرکین یرمونه بالحجارة حتی ادموا کعبه و عرقوبیه و کان علیّ علیهالسلام یحمل علیهم فینهزمون فنزل کَأَنَّهُم حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ.»
روایتی در تفسیر برهان (ج۵، ص۵۳۱) آمده است که ارتباط قسوره را با حضرت امیر بیان میکند:
«فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ قال: عمّا یذکر لهم من موالاة امیرالمؤمنین علیهالسلام. کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ یعنی من الاسد.»
روایت دیگر معجزهای از حضرت امیر علیهالسلام است که مرحوم مجلسی رحمهالله در جلد نهم بحارالانوار (باب ما ظهر من معجزاته من استنطاق الحیوانات) نقل کرده است و روایت بسیار شریفی است. موضع استشهاد آنجا است که حضرت خطاب به شیر میفرمایند:
«یا لیث أ ما علمت انّی اللّیث و انّی الضرغام و القسور و الحیدر.» (بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۳۳)
در کتاب مرآة الانوار و مشکاة الاسرار مشهور به مقدمه تفسیر البرهان نیز در توضیح قسوره، به تفسیر این کلمه به حضرت امیر صلوات الله علیه اشاره شده است.
تفسیر مرآة الانوار بهشیوه روایی است و مقدمهای مبسوط در علوم قرآن دارد شامل سه مقاله که هر مقاله چند فصل است. این مقدمه در سال ۱۲۹۵ ق در تهران چاپ سنگی شده و سهواً به شیخ عبداللطیف کازرونی نسبت داده شده است. سپس با تصحیح نام مؤلف (ابوالحسن عاملی)، بارها تجدید چاپ شده است.
در صفحه اول نسخهای از تفسیر مرآة الانوار، یادداشتی درباره این کتاب نگاشته شده که آخر آن به نام «کریم» مزین است و ظاهراً از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه است. یادداشت ایشان این است:
«مصنف هذا الکتاب الشیخ ابوالحسن جد الشیخ محمدحسن صاحب الجواهر فی الفقه و لله درّه اعلی الله مقامه و رفع فی الخلد اعلامه و حشره مع محمد و آله سلام الله علیهم، کریم.»
عبارات مرآة الانوار، در توضیح قسوره چنین است:
«القسورة فی سورة المدّثّر حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ و المراد الاسد و قد مرّ فی الحمام ما یمکن انیستفاد منه امکان تأویل القسورة بعلیّ علیهالسلام فتأمّل.» (مقدمه تفسیر البرهان، ص۴۳۲)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش هشتم
در جریان فتح خیبر و کشته شدنِ مرحَب، رسولخدا صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را به «کرّاراً غیرَ فَرّار» توصیف فرمودند و خودِ حضرتش صلوات الله علیه هنگام کارزار رَجَزهایی میخواندند که تعبیرهای مختلفی از شیر در آن بهکار رفته بود. (بحار الانوار، ج۲۱، ص۱۴ _ تفسیر جوامع الجامع، ج۴، ص۱۴۱ و ۱۴۲)
این اشعار در دیوان امیرالمؤمنین (شوقی، ص۷۰) چنین ثبت شده است:
انا الذی سمّتنی امی حیدرة
ضرغام آجام و لیث قسورة
عبل الذراعین شدید القصرة
کلیث غابات کریه المنظرة
اوفیهم بالصاع کیل السّندرة
اضربکم ضرباً یبین الفقرة
و اترک القرن بقاع جزرة
صدری اشفی من رءوس الکفرة
اینگونه تعبیرات در روایات بهطور متعدد منقول است و در لسان شعرا نیز آمده است. ازجمله خلیعی، شاعر معروف شیعی، در ضمن قصیدهای خطاب به حضرت سروده است:
سمّاک ربّ العباد قسورة
من حیث فرّوا کأنّهم حمر¹
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه نیز در یکی از رسائل خود حضرت امیر صلوات الله علیه را مصداق آیه مبارکه سوره مدثر معرفی فرمودهاند. ایشان میفرمایند:
«[...] و ان کان له وجه لانه القسورة المشارالیه فی القرآن و الی اعدائه کأنهم حمر مستنفرة فرت من قسورة.» (مکارم الابرار، ج۳۱، ص۳۸۶)
شایان ذکر است که اگرچه با توجه به فرمایشها، در مقامی میتوان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهمالسلام را به اَسَد تشبیه کرد، اما در مقامی فراتر از اینگونه تشبیهاتاند.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در موضعی از مراثیِ خود درباره حضرت سیدالشهداء علیهالسلام به این «مقام» اشاره کرده و میفرمایند: اگرچه تشبیه حضرت سیدالشهداء به اسد حق و صحیح است، اما من تشبیه نمیکنم؛ چراکه شیرها همه ریزهخوار احسان این بزرگوارند. چگونه میتوان ایشان را به شیر تشبیه کرد؟!
این نگاه نگاهی فؤادی است و خارج از نِطاقِ تعابیرِ مرسوم در روایات معصومین است. ائمه اطهار مطابق درک و فهم مخاطبان سخن میگفتهاند و البته در تعابیرشان مَجاز نداشتهاند و حقیقت بیان فرمودهاند. با این حال، شیخ مرحوم اعلی الله مقامه، با توجه به بواطن روایات، ساحت ائمه اطهار را در «مقامی» از تشبیه به اسد منزه میدانند. در عوض، در ابیات مختلف، اصحاب حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه را به اَسَد و اُسْد تشبیه فرمودهاند.
ابیات این بزرگوار در قصیده چهارم از قصاید دوازدهگانه در مراثی چنین است:
فبعضُ مُحِبّیهِ یُشبِّهُ حالَهُ
بوصفٍ و عندی الوصفُ غیرُ مُطَابقِ
یقولُ کأنَّ السِّبطَ فی حومةِ الوغَا
عَفَرْنَی عثَی فی سُرْبِ وَحْشٍ زَهالِقِ
نَعَمْ غیرَ اَنَّ الحَقَّ فی وصفِ سیّدِی
لدَی الحربِ ما یُبدِیهِ لسْنُ حقائقِی
اِذِ الاُسْدُ یمتدُّونَ مِن فَضْلِ بَطْشِه
و وحشُ الفَلا اَمْثَالُ اهلِ البَهالِقِ [...]
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹ بهمناسبت اشاره میکنیم که جای شگفتی است که شارحان دعاء ندبه، در این فقره سکوت کردهاند. ازجمله در کتاب شرح دعای ندبه (نوشته محدث اُرمَوی و با استفاده از شرح محییالدین طالقانی)، در شرح این فقره صرفاً چنین آمده است:
«و صل علی ابیه السید القسور (الاصغر)؛ و رحمت فرست بر علی علیهالسلام پدربزرگ او که سید سلحشور و شجاع است.» (شرح دعای ندبه، ج۳، ۱۸۸۷)
@AghayedNet