✔️🔻نمونهای از تفکیک میان دیانت و معاشرت
در سیره عملی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸بخش اول
این بزرگوار در کنار همه امتیازات علمی و عملی، به موضعگیریِ شفافِ عقیدتی نیز شهرت دارند. صراحت ایشان در بیان حق و مساهله و مسامحه نداشتن در امر دین، از مشخِصات ایشان است. بهطور مکرر در بیانات خود تأکید دارند که دروس و مواعظ ایشان «مغز» و «هستهٔ» مطلب است و «بیانِ پوستکَنده».
بیان حاقّ مطلب از ویژگیهای فرمایشهای این بزرگوار است و این شفافیت و «پوستکندگی» بهحدی است که اولاً خود این بزرگوار در مواضع متعدد، این نکته را بهصراحت متذکر میشوند و ثانیاً در مواردی و مواضعی، بیانی غیراز بیانِ بزرگان پیشین دارند و میفرمایند که آنچه بزرگان پیشین در مسئلهای خاص بیان فرمودهاند، بیان مداراتی بوده است.
یکی دیگر از ویژگیهای ایشان در همین راستا، تعصب بر حق است و خطکشیهای عقیدتی در اختلافات دینی؛ همانگونه که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دستور فرمودهاند: ان کنتم لامحالة متعصبین فتعصبوا لنصرة الحق و اغاثة الملهوف. از همین جهت است که ایشان در عمل، مقابل هرگونه انحراف عقیدتی ایستادگی کردند.
اما برخورد مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه برخورد مکانیکی و خشکی نبود؛ بلکه برخوردی داینامیکی و پخته بود که شرایط مختلفی در آن لحاظ میگردید.
مثلاً در جریان برخورد با موضوع لزوم وحدت ناطق شیعی، از همان ابتداء، موضع شدیدی اتخاذ نفرمودند. بیش از یک سال صبر کردند و نظر حق را توضیح میدادند. پساز ملاحظه ابرامها و اصرارها، مواضع درست و درشت خود را علنی بیان فرمودند.
محمدرضا تاجر یزدی در رسالهای که در جواب نامه ابوالقاسم نراقی نوشته، به این مطلب تصریح کرده است. این نمونهای از برخورد حکیمانه و غیرمکانیکیِ ایشان است.
همچنین پساز ابطال لزوم وحدت ناطق شیعی، روزی یکی از طرفداران این نظر به همدان آمد و خدمت مرحوم آقای شریف طباطبائی شرفیاب شد. ایشان بهعنوان میزبان، «نهایت احترام را از او منظور میداشتند» و این احترامات در چند روزی که میهمان حضور داشت تکرار میشد.
این احترامات موجب شگفتی و حتی اعتراض برخی شد. این بزرگوار با دیدن این تعجب و اعتراض بیان فرمودند که «رفقای ما خیلی ضعیفاند. میگویند: تو چرا اینقدر احترام از او نگاه میداری؟! [...] حالا که وارد بر من شده است، من باید کمال احترام را از او داشته باشم، احترام بکنم، مقدّمش بدارم. آیا اگر امامجمعه سنیها بیاید وارد بر من بشود، از او احترام نمیکنم؟! خیلی تواضع و تکریمش میکنم، بالایش مینشانم، بسا مقدّمش میدارم. کشیش ارمنی بیاید بر من وارد بشود، البته احترامش میکنم. بنا نیست که مهمان وارد بشود، هرجور میخواهد باشد، انسان فحشش بدهد. آخر قدری نظر را وسعت بدهید.» (حدیقةالاخوان بهخط سید محمد طباطبائی مشهور به مرحوم سجادی، ص۷۰۶)
در این یادداشت به برخوردی دیگر از مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه اشاره میکنیم.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻نمونهای از تفکیک میان دیانت و معاشرت
در سیره عملی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸بخش دوم
شخصی است بهنام میرزا نجفعلیخان بن حسنعلیخان که از شاگردان میرزا محمدشفیع صدر بهشمار میرود. تفصیل حالات او در کتاب اللئالی السرد فی ذکر المیرزا محمدشفیع الصدر آمده است (ص ۶۱ بهبعد).
میرزا نجفعلیخان به مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه ارادت دارد و در دفاع از ایشان، کتاب ازهاقالباطل را نگاشته است.
نکته عجیب این است که این شخص کتابی هم در نقد بعضی مطالب مرحوم آقای کرمانی دارد. نام این کتاب الکشکول یا الشهاب الثاقب است و موضوع آن نقد برخی مطالب مرحوم آقای کرمانی در موضوع سلسله طولیه است. در ابتداءِ این کتاب، تمجید زیادی از مرحوم آقای کرمانی کرده است و مینویسد:
«[...] و ما فصّل فی بیانها بتبویب الابواب و تفصیل الفصول ذلک الجَناب [ای المرحوم الحاج محمدکریم الکرمانی] الذی قد حوی درجتَی الفروع و الاصول و صعد الی اعلی مقامات القُرب و الوصول اطال الله بقاه، فان کان مرادُه غیرَ ما کتب فی ذلک الکتاب و مقصودُه خلافَ ظاهره فالقصور و النقصان فی فهمنا، اذ لسنا من اهل البصیرة و الهدی قابلاً لتحمّل آثار ارواح مطالبه و من اهل سرّه حتی یرشح الینا ما یطفح منه [...].»
تا اینکه مینویسد:
«فلایذهب علیک ایها الانسان مما ستسمع منا من النقض و الابرام فی کلماته اطال الله بقاه انی ارید ابطالَه و انکار علوّ شأنه. حاشانی ثم حاشانی. فانا بحمدالله الی الآن بقدر وسعنا ما ظلمنا فی حقّ احد و لو جزئیاً، فضلاً عن ذلک الکامل العالم الذی قد جاس خلال الدیار تلک المعالم. و اقلّ الالحاد تسمیة الحصاة بالنواة. و له حقّ عظیم فی المذهب و اعلاء کلمة الحق [...] .»
میرزا نجفعلیخان در دو رساله، از مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه دفاع کرده است. نخست رسالهای است با نام مطالع الاشراق فی مسئلة الرکن الرابع که تحقیق مسئله رکن رابع را بهتفصیل آورده و بیان کرده که رکن رابع حق است. دیگر رساله ازهاقالباطل که در دفاع از ایشان برابر بعضی شاهزادگان تهران نگاشته که در نهم ربیعالاول سال ۱۲۷۷ق تألیف کرده و همان زمان چاپ شده است.
آنچه شایان توجه است اینکه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به میرزا نجفعلیخان التفات و نظر لطف داشتهاند و وقتی در سفر حج به استانبول رسیدهاند، این شخص به استقبال و ملاقات آمده و بر احترام و خدمتگزاری «و بر عزت و حرمت همی افزوده». (عبرة لمن اعتبر، چاپ اول، ص۲۵۴)
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه نیز در کتاب مبارک اجتناب، از کتاب این شخص نام میبرند و تمجید میفرمایند. ایشان در پاسخِ بعضی اعتراضات، به کتاب میرزا نجعفلیخان ارجاع داده و میفرمایند:
«صاحب کتاب میزانالموازین که عالم ماهری است و از هرجا باخبر، کتاب باصواب در جواب آن چاپ بیمعنی بیاصل نوشته و براعت استهلال آن را قل یاایها الکافرون تا به آخر آن قرار داده [...].» (دعائمالحکمة (فارسی)، ج۶، ص۱۶۴)
کتاب میزان الموازین فی امر الدین کتابی است که ظاهراً در ردّ کتاب میزانالحقِ کارل فندر آلمانی تألیف شده است. گویا مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز کتابی در رد کارل فندر نگاشتهاند مسما به احقاقالحق. صحت این احتمال آنگاه روشن میگردد که متنِ فارسیِ احقاقالحق را با بعضی ترجمههای انگلیسیِ میزانالحق مقایسه کنیم.
آنچه در نظر بود، رویکرد و برخورد مرحوم آقای شریف طباطبائی است با میرزا نجفعلیخان تبریزی، بهمثابه عالمی فاضل و ادیب که آثاری در دفاع از «رکن رابع» نگاشته؛ اگرچه در زمان حیات مرحوم آقای کرمانی هم در نقدِ بعضی مباحثِ ایشان رسالهای نوشته است و معلوم نیست بعدها از نظر خود برگشته یا خیر.
بخشیاز تاریخ مکتب، بررسی سیره مشایخ عظام و توجه به ظرائف رفتاری آنان است. انسان پس از غور در رفتار ایشان با خطکش اعتدال و بهدور از افراط و تفریط، روشهای سلوکی خود را اصلاح میکند و در عملکرد خود، به سیره و سلوک بزرگان نیز نگران است.
بهفرموده استاد ما حفظهالله، میان دیانت و معاشرت و امور دنیوی فرق است. مدارا مربوط به امور دنیوی است. اگرنه رسولالله صلی الله علیه و آله و مؤمنانِ به حضرت أشدّاءُ علی الکفّار و رُحَماءُ بینهم هستند. انسان دچار معاشرت و مجالست با انواع مردم میشود و اگر بخواهد معاشر باشد، باید اهل مدارا باشد.
سید محمدصادق موسوی
ذیحجه ۱۴۴۴
@AghayedNet
✔️🔻ذیل دعاء عرفه
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در جزوه دعاء روز عرفه که بهخط خود مرقوم فرمودهاند، ذیل دعاء را ننوشتهاند.
با توجه به اختلافی بودن ذیل دعاء، شاید گمان رود که شیخ مرحوم نیز آن را به حضرت سیدالشهداء علیهالسلام منسوب نمیدانند.
روشن نیست چرا این بخش بهخط شیخ رفع الله شأنه در دست نیست. یا روی جهاتی ننوشتهاند یا نوشتهاند و به ما نرسیده است.
بههر تقدیر شیخ مرحوم اع ظاهراً این تتمه را از حضرت سیدالشهداء میدانند و در کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، در جلد دوم، صفحه ٧٨ (چاپ بیروت) میفرمایند:
کما قال سیدالشهداء علیهالسلام فی آخر دعاء یوم عرفة فی مناجاته کما روی: الهی امرت بالرجوع الی الآثار... .
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNet_گزارشی انتقادی از کتاب ملاآقادربندی.pdf
حجم:
1.6M
🔺گزارشی انتقادی از کتاب ملا آقا دربندی و مقتلنگاری
🔸شایان ذکر است که این نقد، همزمان با چاپ کتاب مذکور نگاشته و منتشر شد. پساز مدتی که فایل دیجیتالی کتاب در فضای مجازی قرار گرفت، تغییرات و تصحیحاتی در متن کتاب اعمال شده بود که در پاورقیِ این نقد اشاره کردهایم.
@AghayedNet
🔺نشست با موضوع
کتابها، فعالیتها و دیدگاههای نجومیِ
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
🔸گفتوگویی با دکتر امیرمحمد گمینی، پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران
instagram.com/aghayednet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺نشست با موضوع کتابها، فعالیتها و دیدگاههای نجومیِ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی 🔸گفتوگویی با دکت
@AghayedNet@AghayedNet.mp3
زمان:
حجم:
33.2M
🔺🎙فایل صوتی نشست
🔹کتابها، فعالیتها و دیدگاههای نجومیِ
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔸گفتوگویی با دکتر امیرمحمد گمینی، پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران
📆 سهشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
@AghayedNet
✔️🔺 سلسله یادداشتهایی با عنوان:
فَرَّت مِن قَسوَرَة (ع)
واکاوی امکان عقلی و وقوعیِ تجلی حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بهزودی...
@AghayedNet
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع»
🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج
🔸بخش اول
درآمد
در جلسات بررسی مباحث جلد اول ارشادالعوام (مطلب دوم از مباحث نبوت)، درباره فضائل رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام سخن میگفتیم. ازجملهٔ فضائل، ابلاغ و تبلیغ شریعت به همه موجودات است. بهمناسبت این موضوع، درباره کیفیت تبلیغ به همه طبقات موجودات نیز سخن بهمیان آمد. یکی از فروعات این مسئله، تجلی به هیئت اسد است که در بعضی متون روایی ملاحظه شده است. با فرا رسیدن ماه محرّم و گفتوگو درباره مقتل سیدالشهداء صلوات الله علیه، نقلِ تجلی به هیئت اسد که در بعضی مقاتل و منابع آمده، مزید براین علت شد. در این نوشتار درپی تبیین جوانب این فرع از مسئله هستیم.
پیشاز ارائه این تحقیق اشاره میکنیم که موضوعات معرفتی و عقیدتی بسیار است و شکی نیست که ارائه بسیاری از مسائل عقیدتی، بر بررسیِ این فرع رُجحان دارد. آن مسائل در جای خود محفوظ است و تلاش شده در دیگر نوشتارها درباره آنها پژوهش شود. این توضیح ازباب دفع دخل مقدر بود که کسی معترض نشود که مگر مسائل توحیدی و معرفتی و عقیدتی بهپایان رسیده است که به این فرع پرداختهاید! خیر، بیشک باید به آن موضوعات هم پرداخت و این نوشتار بهمناسبتِ مباحثِ درسیِ ارشادالعوام تنظیم گردیده است.
همچنین اشاره میکنیم توقعی نیست که این فرع مقبولِ کسانی باشد که مبانی و اصول و مَقسَمِ این فرع را نپذیرفتهاند. امروزه در تجلی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به صورت انبیاء الهی بحث است و رد و ابرامها درمیان است. درباره اینکه انبیاء اولوالعزم پرتوی از ائمه اطهار علیهمالسلام بودهاند و شریعتِ آنان جلوهای از شریعت رسولخدا صلی الله علیه و آله بوده است و حتی درباره تجلی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نزد هر محتضر، علماء شیعه بیانات مختلفی دارند. در کلام اهلالبیت علیهمالسلام رسیده که محتضر امیرالمؤمنین را رؤیت میکند و امثال مرحوم شیخ مفید و سید مرتضی این روایات را تأویل کردهاند.¹
ازاینرو توقع نابهجایی است که بدون توجه به مبانی مسئله و بی تمرکز بر فهم آن مبانی، فرعِ موردبحث پذیرفته شود. در این نوشتار، تمرکز صرفاً بر تجلی به صورت اسد است و البته بهناچار به بعضی مقدمات اشاره میگردد.
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹ اگرچه روایات متعددی رسیده است که محتضر امیرالمؤمنین علیهالسلام را مشاهده میکند، اما مرحوم شیخ مفید و سید مرتضی آنها را تأویل کردهاند.
عبارت سید مرتضی علمالهدی این است:
«[...] و اذا صحت الروایة فالمعنی انه یعلم فی تلک الحال ثمرة ولایته علیهالسلام و انحرافه عنه، لان المحتضر قد روی انه اذا عاین الموت و قاربه اری فی تلک الحال ما یدل علی انه من اهل الجنة او من اهل النار [...] و انما اخترنا هذا التأویل لان امیرالمؤمنین علیهالسلام جسم فکیف یشاهده کل محتضر؟ و الجسم لایجوز انیکون فی الحالة الواحدة من جهات مختلفة، و لهذا قال المحصلون: ان ملک الموت الذی یقبض الارواح لایجوز انیکون لانه جسم و الجسم لایصح انیکون فی الاماکن الکثیرة.» (رسائلالمرتضی، ج۳، ص۱۳۴)
شیخ مفید نیز نوشته است:
«[...] غیر انی اقول فیه: ان معنی رؤیة المحتضر لهما علیهماالسلام هو العلم بثمرة ولایتهما و الشک فیهما و العداوة لهما او التقصیر فی حقهما علی الیقین بعلامات یجدها فی نفسه دون رؤیة البصر لاعیانهما علیهماالسلام و مشاهدة النواظر لاجسادهما باتصال الشعاع.» (اوائلالمقالات، ص۷۳)
شیخ حسن بن سلیمان حلی در کتاب المحتضر، در این موضوع بر شیخ مفید رد کرده است.
@AghayedNet