‹اغمــٔـا›
اونجا که یاس میگه: همه از غریبه خوردن ولی من از خودی ..
اونجا که یاس میگه:
ما مثل دومینو به هم ضربه میزنیم
تو به من ، من به اون ، اون به اون.
‹اغمــٔـا›
؛
الان شديدا به كسى نياز دارم كه بزنه تو گوشم بگه چشاتو وا كن خبرى نيست. خودت باید حلش کنی نباید انتظار داشته باشی بقیه حلش کنن
تو خودت مسئول حال خوبتی ن بقیه.
چشمها چیزی را میبینند که دوست دارند،
نه چیزی که حقیقتاً هست و این ابتدای ویرانی است.
‹اغمــٔـا›
حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم بغضیست در این ابر، که بارانشدنی نیست . .
شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز
دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا . .