‹اغمــٔـا›
؛
الان شديدا به كسى نياز دارم كه بزنه تو گوشم بگه چشاتو وا كن خبرى نيست. خودت باید حلش کنی نباید انتظار داشته باشی بقیه حلش کنن
تو خودت مسئول حال خوبتی ن بقیه.
چشمها چیزی را میبینند که دوست دارند،
نه چیزی که حقیقتاً هست و این ابتدای ویرانی است.
‹اغمــٔـا›
حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم بغضیست در این ابر، که بارانشدنی نیست . .
شب چنان گریه کنم بی تو که همسایه به روز
دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
بیا شلوغش نکنیم صد سال دیگه هممون یه خاطره ایم که کسی به یادشون نمیاره:))!
یه روزی میرسه با خودم میگم ارزششو داشت؟ همه اون فکر و خیال هایی که کردی همه اون فشارایی که بهت وارد شد همه اون سختیا ارزششو داشت؟ امیدوارم جواب این سوالام اون روز بله باشه...