وصیت کرده ام بعد از مرگم،
دوفنجان چای هم دفن کنن
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید
به هرحال دلخوری ها کم نیست از بندگانش
همان هایی ک بی اجازه وارد شدند
خودخوانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند .
یه نفر تو خیابون داد زد "بسه دیگه".
مهم نیست منظورش در مورد چه چیزی بود
ولی این کامل و دقیق ترین حرفی بود
که میشد برای تمام امور گفت.
مدت خیلی زیادی هر جا رفتم گفتم تنهایی اونقدرا هم مسئله ی وحشتناکی نیست و آدم خودش به تنهایی هم میتونه خوشحال باشه همیشه. خب من چرت گفتم. بعد یه مدت تنها بودن، دیگه نمیشه خوشحال بود. فقط میشه تنها بود...همین