بعضی وقتا میگم یعنی خدا انقد بی رحمه؟
انقد امتحان؟ آخه تا کی؟
مگه میشه صداش بزنی و تمنا کنی و اون گوش نکنه؟
آره!من بی رحمی خدارو خیلی دیدم
ولی باید دلش به رحم بیاد .
بگه بسه دیگه امتحان،خیلی این جواب پس داده.
باید دلش به رحم بیاد مگه ما چیکار کردیم:)؟
‹اغمــٔـا›
میان عقل واحساسم همیشه دل موفق شد به شدت میدهم دائم تقاص انتخابم را . .
جانم گرفت حسرتِ دیدارِ دیگرش
با ما هر آنچه یار نکرد انتظار کرد . .
زندگی من شبیه بازی مافیاست فقط روز نداره!
هی شب میشه، بیشتر شب میشه، خیلی شب میشه..
پشتِ جملهی "مهم نیست عادت کردم" قدِ یه عمر زور زدن واسه درست شدنِ شرایط و نتیجه نگرفتن و درد خوابیده .
هزار تا حرف قشنگ بلدم بزنم كه دست يک نفر رو از باتلاق بگيره و بكشه بيرون!
اما خودم تو همون باتلاق در حال غرق شدنم؛
میگفت: نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه ولی
یه آدمایی هستن که هم از بودنشون توی
زندگیم اذیت میشم، هم از نبودنشون...