هدایت شده از - ᴛɪʀᴇᴅ
دیگه چیزیو حس نمیکنم
قبلا ناراحت بودم ولی الان فقط بی حسم .
ولی گاهی وقتا افسردگی یه انتخابه!
وقتی دیگه توانی برای جنگیدن نداری ترجیح میدی یه افسرده شناخته بشی ،نه یک جنگنده که بیشتر وقت ها شکست خورده..
او غمگین است آدمها را در منطقش میکشد، روحش برای کشتارها میگِریَد و از درد گلویش را آویزِ آسمان اتاق میکند؛
پروسهی خوابیدن هم عجیبهها؛ میری یه گوشهی ساکت و تاریک منتظر میمونی بدنت خاموش شه..
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
حرف ها هم پا دارند پاهای بزرگی كه گاهی روی دلی ميگذارند:))!