جايی را ترک كردم كه در آن خوشحال نبودم و ترک آنجا نيز مرا خوشحال نكرد؛ اما میدانستم، انسان در مكانی كه بيمار شده هرگز درمان نمیشود.
همیشه از غمِ کسانی حرف میزنند که میمانند و میسازند اما هیچوقت به غم آنهایی که میگذارند و میروند فکر کردهای؟:)
و حالا اشک میریزم به یاد آن همه نقشهای که برای آینده داشتم، آیندهای که دیگر وجود ندارد:)
یه چیزی تو درونم هی بهم هشدار میده که اگه این رفتارامو ادامه بدم بزودی قراره از اینم خیلی تنها تر بشم.
مشکل اینجاست که میخواین یه تیکه از همه رو داشته باشین ، و نتیجش میشه آدمای نصفه و نیمهای که معلوم نیست کجای زندگیتن، کجای زندگیشونی !
سخت است زندگی کردن با آدمهایی که علاوه بر
اینکه تو را درک نمیکنند، بلکه رنجهایت را هم انکار میکنند.