سعی میکنم خودمو جاش بزارم
اونم درک کنم،
ولی هر دفعه میبینم
چقد کارا میتونست بکنه و نکرد،
همشم سره اون غرور لعنتیش ...
شما در تدارک این بودید چطوری پدرتونو روز مرد سورپرایز کنید، من تو این فکر بودم امسال چه خیراتی برای سر خاکش ببرم.
خداروشکر مثل هم نیستیم سایه والدینتون مستدام...
همیشه تصور میکردم جوونیم
قراره کول ترین و باحال ترین سالای عمرم بشه،
اما الان فقط گوشه تخت مچاله شدم و خالیم...
‹اغمــٔـا›
درد اونجاس که میگه:
من میدونستم قراره بیفتم تو چاه ولی انتظار نداشتم تو هلم بدی.