‹اغمــٔـا›
درد اونجاس که میگه:
من میدونستم قراره بیفتم تو چاه ولی انتظار نداشتم تو هلم بدی.
آدم ها فریاد نمی کنند ،
حتی اقرار هم نمی کنند ؛
که کم آورده اند و محتاج اند به حضور و نگاه و حرف های کسی .
آدم ها وقت نیاز ؛ سکوت می کنند ، درد می کشند و در خویش می میرند ،
و خیابان ها ، این روزها پر است از کالبدهای متحرکی که آدم های مرده ی درونشان را حمل می کنند .