آدم ها فریاد نمی کنند ،
حتی اقرار هم نمی کنند ؛
که کم آورده اند و محتاج اند به حضور و نگاه و حرف های کسی .
آدم ها وقت نیاز ؛ سکوت می کنند ، درد می کشند و در خویش می میرند ،
و خیابان ها ، این روزها پر است از کالبدهای متحرکی که آدم های مرده ی درونشان را حمل می کنند .
بیرون سردِ، تو اتاقم سردِ، دست و پام سردِ، آدما سردن، رفتارشون سردِ، قلبم داره یخ میزنه از این سردی .