آدم ها فریاد نمی کنند ،
حتی اقرار هم نمی کنند ؛
که کم آورده اند و محتاج اند به حضور و نگاه و حرف های کسی .
آدم ها وقت نیاز ؛ سکوت می کنند ، درد می کشند و در خویش می میرند ،
و خیابان ها ، این روزها پر است از کالبدهای متحرکی که آدم های مرده ی درونشان را حمل می کنند .
بیرون سردِ، تو اتاقم سردِ، دست و پام سردِ، آدما سردن، رفتارشون سردِ، قلبم داره یخ میزنه از این سردی .
ولی یکی از عجیب ترین حسا اونجاییِ که پیش خودت فکر میکنی چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه، در حالی که هنوز تموم نشده . .
گاهی راحتتره که با وجودِ اندوهی که در درونت موج میزنه، لبخند بزنی تا اینکه بخوای به همهی عالم توضیح بدی که چرا غمگینی:))