برای ادامه زندگی نیازمنده :
کمی خواب از جنس کُما ، و سپس بیداری با چاشنی فراموشی ، کمی دلخوشی ، شادی و خنده به مقدار لازم ، قالبی ارزو ، فِری برای براوردن ارزوهایمان ، و در آخر تایین دمایِ لازم برای نسوختنش و رسیدن به انچه که میخواهیم ، هستیم . !
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
گاهی فقط نگاهی ساده مثل چایی وسط برف دلت را گرم میکند:))!
در هزارتوی مغزم گمشدهای بود به اسمِ من؛
من به دنبالِ من میگشت و من باید کمکش میکردم . .
گم شده ام
میان کلمات و واژه ها
میان حسِ بودن و نبودن
خواستن و نخواستن
در این میان
بیا
بگرد و پیدایم کن
تو پیدا کردنم را بلدی...
گمان میکنند فراموش کرده ایم
اما در زیر خاکستری از خاطراتشان
جانمان هنوز شعله ور است.
‹اغمــٔـا›
؛
تمام سیگاری ها میدانند سیگار کُشنده است ، اما باز هم سیگار میکشند آنها با زبان بی زبانی میگویند ، ما به کسی که به ما اندکی آرامش دهد "حتی جانمان را نیز میدهیم".