‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
آدمها در دو صورت حرف نمیزنند. یا وقتی حرفی برای گفتن نباشد و یا هنگامی که حرف خیلی زیادی برای گفتن است:))!
من از تنهایی نمیترسم، از فریب دادن خودم میترسم. میترسم به واقعیت آن طور نگاه کنم که خودم دلم میخواهد، نه آن طور که واقعا هست..
آدمی است دیگر؛
تمام داشتهها و نداشتههایش بند حوصلهاش است حوصله که نداشته باشد،حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد .
باید یقه خودمو بگیرم و بگم چته؟چرا هر کاری میکنم هیچوقت برات کافی نیست؟چرا هر کاری میکنم خوشحال نمیشی؟چرا هیچوقت نمیذاری برات کافی باشم?!
یک توده در حال فسخ و تجزیه بودم ، گویا همیشه اینطور بوده و خواهم بود ، یک مخلوط نامتناسبِ عجیب !.