یک روزهایی هست ، بی محتوا و نامعلوم ، روزهایی که آدم دنبال معنایِ چیزی میگردد که به آن آویزان شود و هیچ نمییابد ، آن وقت دائم فرو میرود ، دائم.
تنها چيزى كه مىدانم اين است ؛
تنِ من مملو از زخم است ولی هنوز روى پاهاى خودم ايستادهام.
الان هممون تو دو تا شرایط داریم زندگی میکنیم؛
یا هر روز از عصبانیت، بیشتر ناراحت میشیم
یا هر روز از ناراحتی، عصبانی تر میشیم!