آدم برفیِ تنهایِ دلتنگی هستم،
که با دستانِ عشق آفریده، زیرِ آفتاب رها و فراموش شد ..
هیچوقت فکر نمیکردم اینو بگم ولی به یه شکست کامل نیاز دارم ؛ شکستی که منو کاملا از پا درآره و دیگه نتونم بلند شم ؛ شکستی که باعث شه تموم شم ؛ خسته شدم از معلق موندن بین شدن و نشدنِ اون چیزی که باید بشه !.
تنها چیزی ك میتونه آدمها رو تا اعماق قلبشون به هم نزدیک کنه ، دردهای مشترکشونه .
به خواستن یا نخواستن ما نیست ،
زندگی بی رحمِ ؛ خیلی بی رحم . .
درست تو یه زمان اشتباه چیزی ك نمیخوای رو
میده بهت و چیزی ك میخوای رو ازت میگیره . . .
دنیای عجیبی است، وقتی حرفت را نمی فهمند و خارج از درک و فهمشان است، تنها کاری که از دستشان بر می آید این است که بهت برچسب دیوانگی بزنند..