لحظات خوش هم اگر به اندازه کافي مهلت داشته باشند ، ميتوانند به درد تبدیل بشوند.
-قضیه چیه؟ آینهات شکسته!
+آره، میدونم. اینطوری بیشتر دوستش دارم؛ منو همونطوری که حس میکنم هستم نشون میده.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
گاهی تنها؛ تنها و تنها درمان یه درد،
تجربهی یه درد بزرگتره:))!
دلم یک جای دنج میخواهد؛
آرام و بی تنش . .
جایی باشد غیر این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد .
«محکم در بزنید، زیرا میخواهید یک مُرده را بیدار کنید.»
ژان اوستاش قبل از شلیک گلوله به قلب خود، این جمله را روی در اتاقش مینویسد: ).
حرفهایم از حجم درد وَرم کردهاند ، آنقدر
که دیگر از حنجرهام بیرون نمیآیند و همانجا تبدیل به یک بغض شدهاند !.