این دنیا چه رنج عظیمی میریزد به جان آدمها که هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز، آدمِ به استیصال رسیده را نجات نمیدهد. این اقیانوس بیکران چهکار میکند با نهنگها که به یکباره همهچیز را رها میکنند و به ساحل میزنند .؟
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهی خودش تنها باشد ، تنهاست.
نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد !.
همه ی زخمها جسمی نیست ، گاهی یه کلمه چنان آسیبی به روح و روانت میزنه که ممکنه ماهها حالت خوبه نشه.
اینطور نیست که حرفی برای گفتن
نداشته باشیم؛
در حقیقت حرفهای ناگفتهی زیادی داریم
اما چون هر آنچه که تا به امروز گفتهایم
بیفایده بوده،
دیگر سکوت کردهایم:))))