‹اغمــٔـا›
میگفت: وضعیت یکجوریه که انگار تموم آدمها بغلهاشون رو گم کردن . . .
تنها بغلی که گیر آدم میاد ، بغلِ غم هستش ، کافیه یک ثانیه غفلت کنی تا بیاد و دستاشو حلقه کنه دورت:)))
آیا کلمات، واقعاً، به دردمیخورند؟ اصلاً میشود با کلمات توضیح داد درد[یا بگیر احساسات] چه بر سرِ ما میآورد؟ کلمات فقط وقتی سر میرسند که همه چیز تمام شده است.