عشق، دیدار دو روح است
که تاریکی ها و روشناییهای وجود یکدیگر را تماما پذیرفتهاند...
خیلی به چیزی وابسته نباش؛
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد.
راه حلی داری؟
راه نجاتی برای کشتی شکستهای
که نه غرق میشود،
نه نجات پيدا میکند؟
‹اغمــٔـا›
؛
میان این همه آدم جورواجور آنقدر احساس تنهایی میکنم که گاهی گلویم میخواهد از بغض پاره شود. حس خارج از جریان بودن دارد خفهام میکند. کاش در جای دیگری به دنیا آمده بودم.
‹اغمــٔـا›
گمان نکن شادم، آنچه میبینی، رقص ماهی بر سرِ قلاب است. .
گفتمش بیا عاشقم هنوز
خنده کرد و گفت در غمت بسوز . .
یکی از پر اهمیت ترین نقاطِ عاطفی که توی زندگی به دست آوردم،
پذیرش این بود که آدما همیشه اونجوری که دلت می خواد دوسِت ندارن:))).
يک نفر بهانه می تراشد كه برود و دور باشد
و ديگری خيال و وهم می سازد،
تا بماند . .