‹اغمــٔـا›
_ دلم میخواد خطاب به همهٔ اونایی ك میگن درست میشه بگم :
لیوانِ مارو زدن شکوندن ،
اونوقت شما از نیمهی پرش حرف میزنی ؟!
درونِ هر کدام از ما قبرستانی نهفته است
گاهی در تنِ خود ، کسانی را کُشتیم
تا بتوانیم زنده بمانیم .
میشود تنهایی بچگی کرد، تنهایی بزرگ شد، تنهایی زندگی کرد، تنهایی مُرد ، ولی قهوه غروبهای دلگیر جمعه را که نمیشود تنهایی خورد...!