『 عَطرِ آغوشِ تو 』
ولی من همیشه برات وقت داشتم ...
چون دوستت داشتم ..
تو چی..؟
و او کسی بود که حتی تصور آغوشش ، صدایش ، چشمهایش ، خندههایش و حضورش نیز مرا از غم نجات میداد. .:))
وقتی با تو هستم عاشقی کم است
دیوانه ات میشوم
آنقدر دیوانه و مسحور که چشم هایم فقط تو را می بیند..