『 عَطرِ آغوشِ تو 』
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد: ''دیوانه! من میبینمش.
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
اگر میشد صدا را آغوش کشید،
صدای تو پناهِ من بود در برابر تمام خستگی هایم .❤️🩹
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
باز میخندی و میپرسی، که حالت بهتر است .؟! باز میخندم کهخیلی،گرچه میدانی کهنیست..
شعر میخوانم برایت،واژهها گل میکنند..
یاس و مریم میگذارم ،تویِگلدانی که نیست ..