بیتو ای جان، خستهام از این جهان
رفته از چشمم فروغِ آسمان
شب به شب با یاد تو بیدارِ من
میچکد از چشم من اشکِ نهان
گفتم از یادت رها گردم، نشد
عشق تو افتاده در جانم گران
کاش یک شب باز برگردی به من
تا شود این قلبِ ویران، شادمان
#به قلمِ من ، با عطرِ تو
دلبرم، جانم، تویی آرامِ جان
با تو میخندد دلم در هر زمان
بیتو شبهایم پر از دلتنگی است
با تو شیرین میشود این آسمان
چشم تو دریای آرامش شده
موجِ مویت میبرد از من توان
کاش دستم در کف دستت بماند
تا بماند عشقمان تا جاودان
#به قلمِ من، با عطرِ تو
یا تو یا مرگ ، یکی کاش به دادم برسد ...
"تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم"
«جا برای یک نفر دارد دلم ، آن هم تویی
از تمام دار دنیا هر چه میخواهم تویی»