🌿🌿
#قصههای_قرآنی
قصه های مربوط به: #حضرت_ابراهیم علیه السلام #قسمت_چهل_و_یکم
🔹ازدواج اسماعیل علیه السلام «۲»🔹
پرندگان بر فراز چشمه زمزم به پرواز در آمدند و گروهی از آنها اطراف این چاه جمع شدند، زندگی جدید در این مکان آغاز شد، گرچه خبر وجود چنین چشمه ای به اطراف نرسیده بود ولی قوم جرهم چون متوجه هجوم پرندگان به سرزمین مکه و پرواز بر فراز آن شدند، با خود گفتند: بی تردید این پرندگان بر فراز محلی پرآب می چرخند و چگونه است با اینکه ما در این سرزمین خشک و برهوت زیاد رفت و آمد کرده ایم، ولی تاکنون آبی در این محل ندیده ایم. سپس قوم شخصی را به محل اعزام کردند تا تحقیق کند و خبری برای ایشان بیاورد.
نماینده طایفه جرهم مسافتی را پیمود و ناگهان به آب رسید و بلادرنگ بشارت وجود آب را برای قوم آورد. آنها خرم و مسرور به سوی چشمه کوچ کردند و وارد سرزمین مکه شدند. هنگامی که این جمعیت نزدیک چاه آمدند و مادر اسماعیل را نزدیک چشمه دیدند، از وی اجازه گرفتند که در جوار او بار اقامت افکنند و از آب زمزم بهره برداری نمایند. هاجر به آنان اجازه اقامت داد، به شرطی که مهمانان محترمی باشند، نه آنکه پیاده شوند و آن سرزمین را غصب نمایند.
(ادامه دارد...)
.
#ازدواج_اسماعیل علیه السلام
منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
#نشـرپـیامصـدقهجـاریهاست💯
#احادیث
#تفسیر_قرآن
🌺 @harrozba_qoraan
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺
🌿🌿
#قصههای_قرآنی
قصه های مربوط به: #حضرت_ابراهیم علیه السلام #قسمت_چهلم
🔹ازدواج اسماعیل علیه السلام «1»🔹
از مجموع روایات مختلف، چنین بر می آید که اسماعیل ظاهراً در ۲۰ سالگی مادرش را از دست داد. چندی نگذشت که دختری را از قبیله جرهم به همسری برگزید.
در این زمان ابراهیم علیه السلام که در شام می زیست، موافقت ساره را برای رفتن به مکه و ملاقات اسماعیل جلب کرد و ساره از او خواست تا نزد اسماعیل درنگ نکند و حتی از مرکب خویش نیز فرود نیاید. ابراهیم چون به منزل اسماعیل در مکه رسید، فرزندش را در خانه نیافت و همسر جرهمی با او به احترام رفتار نکرد. چون پس از بازگشت پدر، اسماعیل از آنچه گذشته بود، آگاهی یافت، از آن زن جدا شد و از میان همان جرهمیان همسری دیگر برگزید که در منابع از او با نام های سیده، حیفا و رِعله یاد شده است.
آنگاه که ابراهیم علیه السلام دیگر بار به دیدار اسماعیل آمد، باز امکان ملاقات دست نداد، ولی با همسر دوم او دیدار کرد و این زن با رویی گشاده از ابراهیم علیه السلام پذیرایی کرد.
پرندگان بر فراز ....
(ادامه دارد...)
.
#ازدواج_اسماعیل علیه السلام
منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
#نشـرپـیامصـدقهجـاریهاست💯
#احادیث
#تفسیر_قرآن
🌺 @harrozba_qoraan
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺
🌿🌿
#قصههای_قرآنی
قصه های مربوط به: #حضرت_ابراهیم علیه السلام #قسمت_چهل_و_دوم
🔹ازدواج اسماعیل علیه السلام «3»🔹
طایفه جرهم به اراده و خواست هاجر رضایت دادند و در آن سرزمین ماندند، سپس به سایر افراد طایفه خود اطلاع دادند و آنان نیز به سرعت به این محل آمدند و در این سرزمین مردم بسیاری ساکن شدند و خانه های بسیاری در آن محل ساختند.
اسماعیل به تدریج جوانی آراسته شد و به حد کمال رسید، نام او مشهور و آوازه او بلند شد، اسماعیل با این طایفه رفت و آمد می کرد و با آنان سخن می گفت تا زبان عربی را از ایشان آموخت، سپس با یکی از دخترانشان ازدواج کرد و بدین وسیله با آنان درهم آمیخت و روابط وی با این طایفه محکم گشت.
بطور مسلم اسماعیل از موقعیت خود خوشحال و مسرور بود و خود را سعادتمند و خوشبخت می دانست ولی بزودی ایام خوشی بسر آمد و با مرگ مادر، اندوه بر وجود اسماعیل مستولی گشت. فقدان مادری که برای اسماعیل زحمت بسیاری متحمل شده بود، برای او بسیار گران بود و سنگینی این غم، قلب اسماعیل را فشرد، زیرا هاجر اسماعیل را در گهواره حفاظت نموده، در دوران کودکی او را نگهداری کرده و در ایام جوانی سایه مهر خود را بر سر او گسترده و در هر پیشامدی پشتیبان، و در هر حادثه ای مددکارش بوده است.
.
#ازدواج_اسماعیل علیه السلام
منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
https://eitaa.com/Ahadisnabmasomin
#نشـرپـیامصـدقهجـاریهاست.
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺