#حسين_جان❤️
🌹چہڪنم دسٺ خودم نیسٺ بہدل غم دارم
❣️قد یڪ ڪوه ڪہ نہ،وسعٺ عالم دارم
🌹شدهام زار وپریشان نظرے ڪن مولا
❣️ڪہ فقط دیدن شش گوشہ بہ دل ڪم دارم
#شش_گوشہ_حسینم_آرزوسٺ💚
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله🌷
#شب_جمعه🌙
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
👆زندانی که امام موسی کاظم(ع) در آن زندانی بودند😭
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷ماجرای بشر حافی👣 و امام کاظم (علیهالسلام)
با بیان تلنگر آمیز حاج علیرضا #پناهیان
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
16.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بهترین مکان برای دعا در حرم امام حسین علیه السلام کجاست؟
⭕️ حکایتی زیبا از زندگانی آیت الله نجفی مرعشی
#امام_زمان
#لبیک_یا_خامنه_ای
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ذکری گرهگشا در دل شب
مرحوم استاد فاطمینیا
#امام_زمان
#لبیک_یا_خامنه_ای
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
29.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥گزارش متفاوت «درشهر» از «ایستگاه های عاشقی» در مترو تهران
💫حس و حال بانوانی که در ایستگاههای عاشقی محجبه می شوند.
#حجاب بعد از #کشف_حجاب
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare
📚 وضو و غسل با وجود لاک ناخن
-------------------------- ---
✅ حداقل برای #یک_نفر ارسال کنید
╭═⊰🍂🌺🌸🍂⊱━╮
@AhkamStekhare
╰═⊰🍂🌺🌸🍂⊱━╯
🌷 #هر_روز_با_شهدا 🌷
#کاش_سرم_را_برایش_میدادم....
🌷در عملیات بدر، ترکشی به بدن عظیم زینعلی اصابت کرد، و روی زمین افتاد. خون زیادی از بدنش میرفت و دائم دست و پا میزد. رد خون عظیم به چالهای میرسید که انگار تمام خون بدنش آنجا جمع شده بود. به بالینش رفتم. نمیتوانست صحبت کند. نگاهش که به من افتاد، کلمات را به سختی سرهم کرد: "علی! خودتی؟" _"خودمم عظیم جان. کاری داری؟ حرف بزن." _"علی! خیلی خون از بدنم رفته. میبینی؟ باید برم."
🌷دلداریش میدادم که؛ _"کی گفته تو مىرى؟ باید بمونی." دستش را زد زیر خونهایی که داخل چاله جمع شده بود. نشانم داد و گفت: "این خون منه. همه را واسه امام حسین دادم...." بغض گلویش را میفشرد. غم بزرگی مانع حرفهایش بود. از فرط ناراحتی، فقط اشک میریخت!
🌷_"میدونی علی! دوست داشتم سرم را برایش بدهم، اما نشد. نمیدونم قبول میکنه یا نه؟" تازه فهمیدم چرا اینقدر ناراحت است . گفتم: "این چه حرفیه، معلومه که قبول میکنه." دوباره دستش را زد داخل چالهای که خونش در آن جمع شده بود و آورد بالا: _"نتونستم سرم رو برای حسین (علیه السلام) بدم...." این جمله را تکرار کرد و رفت....
🌹خاطره اى به ياد شهيد معزز عظيم زينعلى
راوى: رزمنده دلاور علی مالکی نژاد
─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─
❌در نشر لینک حذف نشود❌
🆔 @AhkamStekhare