-اکبـَرپرست.
-
ازشیرخوارهايبههمهٔشیرخوارگان
آغوشِگرمِمادرتاننوشجآنتان..
آمدمجمـعکنمتکههایتوراازمیآندشت
دسـتهٔجمعيبهمنوگریهکردنمخندیدند/³³³
-اکبـَرپرست.
-
هرکَس گره افتاده به کارش خبر کنید،
روضه بنامِ غريبِ مدینهست...
ترسمآخرزِغمعشقتودیوانهٔشَوَم
بیخودازخودشَوَموراهیميخآنهشَوَم
آنقَدَربادهبنوشموکهشَوَممَستوخراب
نهدگردوستشناسمنهٔدگرجامِشراب