eitaa logo
فلق ✨
115 دنبال‌کننده
49 عکس
13 ویدیو
0 فایل
قُل أعوذُ بربِّ الفَلَق پناه بر پروردگار پگاه @skhorshidi
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 فتح جغرافیا ۱ کالبد شهرها را انسان می‌سازد و همان انسان است که به شهرها معنا می‌بخشد. در روایات خوانده بودیم که «شرف المکان بالمکین» و شنیده بودیم که زمان‌ها و مکان‌ها معنای خود را در نسبت با انسان می‌سازند و اعتلا و انحطاط آن‌ها تابع اراده بشر است؛ اما در این سال‌ها این حقیقت را به چشم دیده‌ایم. برای ما (که ساکن غرب ایران بوده ایم) ، کرمان روزگاری شهری دور بود که به خرما و گرما معروف بود؛ تا اینکه حیات قدسی و مماتِ پرحماسه سرداری چنان حاج قاسم، آن را به شهری نزدیک بدل کرد؛ شهری که محل زایش و آرامگاه بهترین سربازان جبهه حق علیه باطل است و مشتاقان زیارتش فراوان‌اند. همه عالم در مسیر ظهور حق است و ریختن خون مظلوم هم در خدمت آشکار شدن حقیقت قرار می‌گیرد. این‌گونه بود که جنایت دشمن در بمباران مدرسه «شجره طیبه» میناب، نام این شهر را که تا آن روز برای بسیاری تنها شهری در نزدیکی بندرعباس بود، در جان مردم ایران حک کرد و آن را با مظلومیت و وجوب ایستادگی قرین ساخت و اینگونه شجره طیبه ای در هویت ایران غرس نمود. این انسان الهی است که نقطه ی اراده دشمن برای تولید ضعف را به مرکز استضعاف و مقاومت تبدیل می‌کند. از همین روست که امروز، در کنار نام خرمشهر، پاوه، غزه، صنعا و ضاحیه، نام میناب نیز ماندگار شده است. ✍️محمد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌بازگشت هویت خفته بنی‌اسرائیل پس از اراده جهاد بنی‌اسرائیل پس از رحلت حضرت موسی (ع)، آرام‌آرام سال‌ها انتظار خود برای ظهور منجی و نشانه‌های آسمانی که آن‌ها را بر فرعون غلبه داده بود را به فراموشی سپردند و آن‌قدر تهی گشتند که ستمگری به نام جالوت بر آنان چیره شد، آنان را کشت، تحقیر کرد و از خانه‌هایشان اخراج کرد. بنی‌اسرائیل از پیامبر خود خواستند تا برای آنان فرمان‌روایی قرار دهد تا زیر لوای او به مبارزه با جالوت برخیزند. اما پس از آن‌که طالوت به آنان معرفی شد، علی‌رغم توانایی ذهنی و جسمی او، به سبب طبقه اجتماعی پایین و سرمایه‌دار نبودن وی، فرمان‌روایی او را باور نکرده و نپذیرفتند. آنگاه بود که پس از اراده آنان برای مبارزه با جالوت، خداوند اراده نمود تا صندوق عهد دوباره به دست آنان برسد. خداوند متعال در قرآن کریم، پیدا شدن این صندوق را نشانه فرمانروایی طالوت معرفی کرده است و فرموده است. 🔻اما در آن صندوق چه بود؟ قرآن کریم می‌فرماید درون آن صندوق «سکینه» بود و آنچه از خاندان موسی و هارون باقی مانده بود[1]. بر اساس نظر مفسران مسلمان، درون آن صندوق الواح مقدس و زره و عصای حضرت موسی (ع) بوده است[2]. بر اساس منابع یهودی درون آن صندوق ظرفی از طعام آسمانی «منّ» و عصای هارون (ع) نیز وجود دارند[3]. آری، نمادهایی از تمام آن‌چه که بنی‌اسرائیل فراموش کرده بودند، درون صندوق بود. عصایی که نیل را شکافت، زرهی که برای مبارزه با فرعون آماده شده بود. توراتی که از سوی خدا بر موسی (ع) نازل شد. «منّ» و «سلوی» که در روزگار سرگردانی در بیابان روزی شان شده بود و در یک کلام، هویت خفته بنی‌اسرائیل دوباره به اذن خدا به آنان ارائه شد. این هویت که بین آنان به دست فراموشی سپرده شده بود، حالا با حضور خود به آنان سکینه و آرامش می‌داد. آنان را یاد موسی (ع) می‌انداخت که چوپان بود اما معجزات خدا در عصای او تجلی نمود و با صدق وعده‌های الهی آنان را از نیل عبور داد و فرعون را نابود کرد. این‌گونه و پس از آن‌که جهاد با دشمنان خدا را اراده کردند، هویت تاریخی ایشان زنده شد و همین نشانه فرمانروایی طالوت شد. بنی اسرائیل با تذکر به هویت تاریخی‌شان بود که توانستند فرمانروایی طالوت را برای نبرد با بزرگ‌ترین دشمنان باور کنند. [1] سوره بقره - آیه ۲۴۸ [2] تفسیر نمونه - جلد دوم - صفحه ۲۴۰ [3] عهد عتیق - سفر اعداد - فصل ۱۷ - آیه ۸ •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
قرار گرفتن عکس و نام این آقا، در کتابفروشی های ایران اسلامی، آن هم در قفسه موفقیت چقدر مایه تأسف است، اما کلامی که پایین کتاب سمت چپ از او نقل شده، کلام حقی است که حاکامان امارات امروز باید بیشتر از هر کسی به آن توجه کند. "تغییر کنید وگرنه شما را تغییر خواهند داد" •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌بخش دوم: صندوق عهد ایرانیان، آیه‌ی مُلک رهبری جدید در یادداشت پیشین دانسته شد که بنی‌اسرائیل پس از فراموشی هویت تاریخی خود، با اراده‌ی جهاد، صندوق عهدی دریافت کردند که حاوی «سکینه» و نمادهای گذشته‌شان بود و فرمانروایی طالوت را برایشان باورپذیر کرد. ما امروز در میانه‌ی شرایطی کاملاً جنگی هستیم؛ شرایطی که دیگر کسی نمی‌تواند انکارش کند. ما با جنگی ترکیبی و همه‌جانبه روبه‌رو هستیم. از طرف دیگر، پس از شهادت رهبر پیشینمان، حالا با رهبری جدید مواجه شده‌ایم. همه‌ی ما در آن ده روزی که جامعه بدون رهبر بود و توسط شورای موقت رهبری یا به قول رهبر جدید انقلاب، توسط خودِ مردم اداره می‌شد، نوعی عدم آرامش را احساس می‌کردیم. اما هنگامی که با تدبیر و تشخیص و فداکاری مجلس خبرگان، ایشان به رهبری برگزیده شد، همه‌ی ما سکینه و آرامش را بیشتر احساس کردیم. اما چه چیزی باعث شد تا ما ملت ایران، علی‌رغم همه‌ی گمانه‌زنی‌هایی که تا پیش از این مطرح می‌شد، چنین گوارا شراب ولایت ایشان را بنوشیم و هزاران شبهه و فتنه‌ای که انتظارش را می‌کشیدیم، اساساً طرح نشود؟ گویا پس از اینکه ملت ایران اراده‌ی جهاد با دشمنان خود نمود، همانند طالوت، همراه ایشان نیز صندوق عهدی به میان ما بازآمد تا آیه‌ی ملک ایشان و مایه سکینه ملت باشد. صندوقی حاوی هویت تاریخی ما. 📌در این صندوق چه چیزهایی هست؟ به عبارت دیگر، پرسش این است: هویت تاریخی مردم ایران امروز شامل چه مولفه‌هایی است که امروز احیا شده و ولایت طولی امام سید مجتبی را پشتیبانی می‌کند؟ اگر ما این مولفه‌ها را خودآگاه کنیم، می‌توانیم از آن‌ها صیانت کنیم و به واسطه‌ی آن‌ها، سکینه را دم به دم در روح جمعی خود بدمیم و آن‌گاه با عبور از ابتلائات و با خشوع در برابر خداوند متعال، نصرت الهی را طلب کنیم؛ و چه بسا با فلاخن داود خردسال، جالوت زمانه را سرنگون نموده و افق مُلکی چنان ملک سلیمان نبی (ع) را محقق نمائیم ... ✍️محمد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 پشتیبانی از موقف ولایت خداوند متعال در سوره‌ی مبارکه‌ی فتح، پس از آنکه بیعت رضوان و صلح حدیبیه را «فتح مبین» می‌خواند [۱] ، از نتایج آن سخن می‌گوید و سپس مأموریت‌های پیامبر (ص) را چنین ترسیم می‌فرماید: «شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذیرًا»[۲] ؛ شاهد، مبشر و منذر بودن در قبال مؤمنین. آیه‌ی نهم، پس از بیان این سه کارویژه، به وظایف مؤمنین نیز می‌پردازد: «لِتُعَزِّرُوهُ وَتُوقِرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا» [۳] مؤمنین مأمورند: أولاً، پیامبر را «تعزیر» کنند. تعزیر، به معنای منع است؛ تنبیه برخی گناهکاران را نیز تعزیر می‌نامند چرا که به این وسیله از گناه منع می‌شوند. تعزیر پیامبر در این آیه بمعنای دفاع و نصرت همراه با منع دشمنان از اوست. همانطور که راغب در مفردات تعزیر را "نصرة بقمع ما يضرّه عنه" معنا نموده است. [۴] ثانیاً، او را «توقیر» کنند. وقر، بمعنای سنگینی و عظمت است؛ مؤمنین باید رسول خدا را تعظیم و تکریم نمایند. [۵] ثالثاً، صبح و شام او را «تسبیح» کنند. غالب مفسران ضمیر را در این فقره به خداوند متعال بازگردانده‌اند. [۶] اما از آنجا که که در سوره‌ی اعلی آمده «سبح اسْمِ رَبِّكَ الْأَعْلَى» و رسول خدا نیز تعین اسم جامع الهی استُ می‌توان ضمیر را به ایشان بازگرداند. تسبیح و تنزیه‌ رسول خدا (ص) از خطا، در ماموریت شهادت، بشارت و انذار. [۷] 🔻شرایط امروز در شرایط حساسِ پس از صلح حدیبیه، این وظایف به جامعه‌ی ایمانی یادآوری شد؛ چرا که مؤمنین در معرضِ سه خطر بودند: ۱. رسول خدا (ص) را بی‌دفاع وانهادن؛ ۲. او را کوچک یا ضعیف شمردن؛ ۳. جائزالخطا دانستن این سه، رشته‌ی ولایتِ شجره‌ی رضوان را سست می‌کرد. از این‌رو خداوند، مأموریتِ رسول در قبال مؤمنین و بالعکس را متذکر شد. برخی تحلیلگران معتقدند [۸] امروز جامعه‌ی ما مستعدِ دو انحراف است که در صورت رخ دادن هر سناریو یکی از آن‌ها بروز خواهد کرد : ۱. سرزنشِ رهبر بخاطر «صلح و سازش با دشمن» و اصرار بر تداومِ جنگ ۲. سرزنشِ او بخاطر «عدم صلح و سازش با دشمن» و به خطر انداختنِ زیرساخت ها و جان مردم ولی فقیه، در امتدادِ ولایتِ رسول خدا و معصومین علیهم السلام، مأمورِ بشارت، انذار، شهادت و در مجموع هدایت جامعه اسلامی است. مؤمنین نیز باید - او را از ضرباتِ دشمنانِ داخلی و خارجی «تعزیر» کنند؛ - با تعظیم و بزرگداشت، جایگاهش را «توقیر» نمایند؛ - و متناسب با مقامِ ولایی‌اش (نه در حدّ معصوم)، او را از خطا تسبیح و تنزیه کنند. •┈┈••✾••┈┈• پاورقی‌ها ۱. قرآن کریم، سوره فتح، آیه ۱: «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا». ۲. همان، آیه ۸. ۳. همان، آیه ۹. ۴. مفردات، راغب اصفهانی، ج۱، ص۴۶۵ ۵. همان، ص۸۸۰ ۶. تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲ ۷. استاد علی صبوحی ۸. آقای مهدی محمدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 آموختن از مردم؛ تأملی بر پیام نوروزی رهبر انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین پیام نوروزی خود، عباراتی به‌کار بردند که شایسته تأملات عمیق است. ایشان فرمودند: « از توفیقات بنده، امکان شنیدن سخنان مردم عزیز از انواع طبقات اجتماعی بوده است. از جمله در بازه‌ای زمانی، با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود، در خیابان‌های تهران همسفر می‌شدم و به سخنانتان گوش فرا می‌دادم و این نوع نمونه‌گیری را از خیلی از نظرسنجی‌ها برتر می‌دانستم. برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما – که معمولاً به شکل انتقادات مختلف مربوط به جهات اقتصادی و مدیریتی بیان می‌شد – بود. در این ضمن، خیلی چیزها از شما فرا گرفتم و همچنان به دنبال یادگیری‌های جدید هستم. از جمله در همین ایام قبل و بعد از ۱۹ رمضان المبارک، باز هم از افراد مختلفی از شما که در میادین حضور داشتید، مواردی را آموختم. امیدوارم از این نعمت محروم نشوم.» 🔻برداشت‌های کلیدی از این سطور از این کلام چند نکته برجسته استخراج می‌شود : ۱. شنیدن سخنان مردم از طبقات اجتماعی مختلف، برای رهبر جامعه نه تنها یک توفیق، بلکه نعمتی الهی است. ۲. گفتگوی مستقیم و بی‌پیرایه با مردم کوچه و خیابان، بر نظرسنجی‌های تخصصی و آماری برتری دارد. ۳. رهبر جامعه دائماً از مردم می‌آموزد و این یادگیری را فرآیندی مستمر می‌داند. فارغ از نکته دوم – که ظرفیت وسیعی برای بحث‌های جدی در علوم انسانی (مانند روش‌شناسی شناخت اجتماعی و اعتبار داده‌های کیفی در برابر کمی) دارد – و فارغ از نکته اول که به نوعی مقدمه‌ای بر نکته سوم است، در این یادداشت قصد دارم بر نکته سوم تمرکز کنم: رهبر دائما از مردم می‌آموزد. 🔻پرسش‌های مهم برای تأمل این مفهوم، پرسش‌های عمیقی را برمی‌انگیزد. به‌ویژه آنکه مقصود ایشان، آموختن از متخصصان و نخبگان نیست، بلکه از «مردم کوچه و خیابان» سخن می‌گویند. ▪️چگونه ممکن است رهبر از مردم بیاموزد؟ آیا این یادگیری، فراتر از شنیدن انتقادات روزمره است؟ ▪️رهبر از مردم چه چیزی می‌آموزد؟ صرفاً نظرات خام و جایگزین نظرسنجی‌ها؟ اطلاعات میدانی؟ یا حتی تحلیل‌های ضمنی نهفته در سخنانشان؟ ▪️ در صورت اختلافات جدی میان طبقات مختلف جامعه (مانند شکاف طبقاتی یا دیدگاه‌های متعارض)، رهبر از کدام گروه می‌آموزد و چگونه تعارض را مدیریت می‌کند؟ ▪️ آیا این امر با نقش رهبر دینی تناقض ندارد؟ رهبری که مأموریت تزکیه، تعلیم، هدایت، بشارت و انذار مردم را بر عهده دارد، چگونه از همین مردم می‌آموزد بدون آنکه موقعیت هدایتی‌اش خدشه‌دار شود؟ ▪️ آموختن از مردم مفهومی نوین است یا ریشه در تراث اسلامی دارد؟ آیا نمونه‌هایی در سیره انبیاء و معصومین(ع) یا علمای بزرگ می‌یابیم؟ در یادداشت بعدی، إن‌شاءالله به اقسام و برداشت های مختلفی از «آموختن از مردم» که به ذهن می‌رسد، خواهم پرداخت. •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌از این جوان‌ها تعلیم بگیرید ! تعلیم بگیرید از این حوادثی که در دنیا واقع می‌شود. شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست؛ چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد؛ ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید. مثل این سربازهایی که در مرزها کشته می‌شوند بمیرید. این وصیتنامه‌هایی که این عزیزان می‌نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیتنامه‌ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. این جوانهای ما که علیل شدند الآن هم وقتی می‌آیند از من می‌خواهند که دعا کنم که اینها شهید بشوند؛ پایش را از دست داده، عصا زیر بغلش هست، لکن گریه می‌کند و می‌خواهد که دعا کنیم که شهید بشود. از اینها یک قدری تعلم پیدا کنید. امام خمینی (ره) اول تیر ۱۳۶۰ .
فلق ✨
📌 آموختن از مردم؛ تأملی بر پیام نوروزی رهبر انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین پیام نوروزی خو
📌آیا فقها از مردم می‌آموزند؟ آموختن از مردم (۲) رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود، در میانه جنگ مقدس رمضان، به آموختن از مردم اشاره کردند. مقصود ایشان هم نه کارشناسان خاص، بلکه توده‌ها بودند و ابزاری چون تجربیات روزمره (مانند تاکسی) را مثال زدند. این یادداشت و یادداشت بعدی امکان این رویکرد را در فقه بررسی می‌کند. پس از ظهور اسلام و در همان قرون نخستین، یک قشر اجتماعی در میان مسلمین به نام علما (شامل فقها، مفسران، متکلمان و …) شکل گرفتند و هر گروه از آنان، سنت دانشی و نهادی خاص خود را نیز بنا نهاد. تمرکز ما در این نوشته بر فقهاست. 🔻آیا فقیه از عوام می‌آموزد؟ ▪️تصویر رایج، یک‌طرفه است : فقیه از متون مقدس (قرآن و سنت) احکام را استنباط کرده و به مردم می‌آموزد. اما حقیقت آن‌ست که فقه مصطلح، محصول تعامل دوطرفه فقیه و عامه است. غالب فروع فقهی، از ورود احکام کلی و اصول به زندگی واقعی برمی‌خیزد. مثلاً باب قضاء، عمدتاً از دعاوی دادگاه‌های اسلامی (تعامل قوانین الهی با مسائل عینی مردم) شکل گرفته و فروع جدید و ابواب فقهی را تولید کرده است. این فروع، فهم فقیه از اصول را نیز واقعی و غنی می‌کند. ▪️ممکن است این تصور ایجاد شود که «مردم فقط سوال می‌پرسند و فقیه پاسخ می‌دهد و این به معنای آموختن از مردم نیست!» اما باید توجه داشت که سوالات متدینان، صرف یک جهل و ناداری نیستند. بلکه حاوی اصول احکام اسلامی، ایمان به غیب و تجربه این اصول در دل زندگی هستند و پدیده‌ای بسیار ارزشمندی هستند که ابواب جدید فقه را می‌گشایند. سوال در این بستر، یک طلب سازنده است نه صرفاً اظهار جهل! علاوه بر آن فقیه با زندگی به‌عنوان احدی از مردم و با وجه مردم بودنِ خودش نیز، مرزهای فقه را درک می‌کند و خود را عامی می‌بیند. ▪️این رابطه، مانند شیمیدان و آزمایشگاه است. همان‌گونه که شیمی‌دان از آزمایشگاه بسیار می‌آموزد، فقیه نیز از مردم می‌آموزد. ▪️شاید یکی از معانی پویایی فقه را بتوان همین رفت و برگشت چرخه‌وار میان فقه و عینیت دانست. 🔹در یادداشت بعدی به پدیده «بنائات عقلا» در اصول فقه به‌عنوان یکی از منابع کشف حکم شرعی خواهیم پرداخت و نسبت آن با پدیده «آموختن از مردم» را بررسی خواهیم نمود. ✍️ محمد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک کاروان 72 نفره از خبرنگاران و فعالان رسانه ای ترکیه ای از 25 فروردین، برای پوشش رسانه ای آن‌چه در ایران می‌گذرد و برای اظهار همدردی و همراهی با مردم ایران، بصورت زمینی وارد ایران شده و پس از حضور در تبریز و زنجان به تهران وارد شده اند. در ویدیوی بالا، محمد شهید کراز (فعال رسانه ای) را بر سر مزار شهید کمال قزل کایا، طلبه ترکیه ای 18 ساله ای که در قصر شیرین به شهادت رسیده از لزوم حراست از مرزهای اسلام دربرابر کفار با هر ملیتی سخن میگوید. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که سال 1915 در جنگ چناق‌قلعه، زمانی که مردم آناتولی در مقابل فرانسه و انگلستان از خاک اسلام دفاع میکردند نیز مردانی از تبریز، ارومیه و خوی در کنار آن‌ها جنگیده اند و به شهادت رسیده اند و امروز مزارشان در چناق قلعه باقی است. مزار شهدای افغانستانی، پاکستانی و عراقی در ایران و شهدای ایرانی در لبنان و عراق نیز گواه آن هستند که جنگ ما، جنگ حق و باطل و امتداد بدر و حنین و عاشوراست نه حاصل تفکرات پلید ناسیونالیسم و مانند آن . •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
فلق ✨
📌بخش دوم: صندوق عهد ایرانیان، آیه‌ی مُلک رهبری جدید در یادداشت پیشین دانسته شد که بنی‌اسرائیل پس از
📌 صندوق عهد ایرانیان 🔻 بخش سوم ▪️در یادداشت قبلی گفته شد که صندوق عهد، حاوی هویت تاریخی قوم بنی اسرائیل بود و واسطه نزول سکینه الهی و تأیید مُلک طالوت و تکیه‌گاه آنان برای نبرد با دشمنان‌شان بود. ▪️همچنین گفته شد که هر قومی برای مستحکم ساختن پیوند ولایی با فرمانروای الهی و نبرد با دشمنان خود نیازمند صندوق عهد خویش است. البته صندوق عهد در میان بنی اسرائیل تعین مادی داشت که به نظر می‌رسد بخاطر روح آن زمانه و یا ویژگی های بنی اسرائیل است. ▪️سپس این پرسش مطرح شد که در صندوق عهد ایرانیان چه چیزهایی هست ؟ یا به عبارت دیگر، هویت تاریخی امروز ایرانیان شامل چه مولفه هایی ست که تکیه گاه آنان برای نبرد با دشمنان باشد ؟ ▪️برای واکاوی محتویات این هویت و یافتن تکیه‌گاه نبرد، باید ابتدا به سراغ «مؤلفه‌های بنیادین» ایرانیان رفت و سپس «تجربیات جمعی» آنان را بررسی کرد. 1️⃣ حق‌جویی و آزاداندیشی نخستین ویژگی، پرهیز از تعصب و گشودگی در برابر حقیقت است. گزارش هرودوت از سپاه ایران در نبرد ترموپیل که متشکل از ده‌ها قوم با پوشش و ادوات بومی خود بود، نه تنها نشانگر شکل‌گیری نخستین اتحادیه فراملیتی تاریخ است، بلکه مدارای ایرانیان و عدم تحمیل قهریِ یک فرهنگ واحد را اثبات می‌کند. شهید مطهری در جایگاه یک فیلسوف اجتماعی، فضیلت ایرانیان را همین حق‌پذیری و تسلیم در برابر درستی می‌داند؛ فضیلتی که تبلور آن در سفرهای همزمان برزویه طبیب به هند برای یافتن حکمت و سلمان فارسی به حجاز در جستجوی حقیقت، مشهود است. با این حال، ایشان هشدار می‌دهد که افراط در این انعطاف، معمولا به رنگ‌پذیری سریع و ضعف شخصیت می‌انجامد. 2️⃣ غرور و حماسه دومین مؤلفه، غرور است. همان سپاه عظیم ترموپیل، برای احیای غروری شکل گرفت که پیش‌تر در نبرد ماراتن خدشه‌دار شده بود. این روحیه حماسی در شاهنامه فردوسی نیز به خوبی تجلی یافته و معمولاً آخرین سنگر مقاومتی است که ایرانیان در برابر بیگانگان حفظ می‌کنند. در عصر حاضر نیز همین غرور جمعی مانع از تسلیم مطلق ایران در برابر سیطره شرق و غرب شد. به تعبیر برخی نظریه‌پردازان اقتصاد آزاد (آقای سریع القلم)، تنها مانع اجرای کامل الگوهای لیبرال، همین غرور ایرانی است. حتی ریشه عدالت‌خواهی تاریخی ایرانیان را نیز در تمنای حفظ عزت و تنفر از ظلمی که غرور را در هم می‌شکند می‌توان جستجو کرد. 🔻زوجیت حق جویی و حماسه، طلوع توحید آفت غرور، تعصب است؛ اما آزاداندیشیِ ایرانی مانع از سقوط غرور به ورطه تعصب می‌شود و متقابلاً، غرور جلوی رنگ‌پذیری و خودباختگیِ ناشی از آزاداندیشی مطلق را می‌گیرد. زوجیتی که این دو ویژگی برقرار می‌شود، حال توحید و روحیه‌ی سلم در برابر حق را در مردم ایران تولید کرده است؛ هویتی که در برابر هیچ قدرتی سر خم نمی‌کند، مگر در برابر حق. ▪️این همان جوهره «لا اله الا الله» است. به همین دلیل ایرانیان اسلام را با عمق جان پذیرفتند؛ آنان حقیقت‌جویی خود را در توصیه رسول خدا (ص) به علم‌آموزی در چین، حماسه فردوسی را در «هیهات منا الذله» اباعبدالله الحسین (ع) و آرمان کهنه عدالت را در سیره علی (ع) متجلی دیدند. ▪️از این رو، توحید و اسلام با معانی یادشده را می‌توان نخستین گوهرِ جای‌گرفته در صندوق عهد هویتی ایرانیان دانست. ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 کشف حکم الهی، از توافقات عملی مردم ! 🔻 آموختن از مردم (۳) دانش فقه یکی از مقدس‌ترین اشتغالات بشر بوده است؛ تلاش برای فهم عمیق فرامین الهی و سپس اجرای آن روی زمین، دغدغه‌ای پیامبرگونه است. از قرون نخستین اسلامی، فقها متوجه شدند برای استنباط احکام از متون، به قواعدی ثابت و کلی نیاز دارند و این‌گونه جهانی به نام «اصول فقه» را ابداع کردند. ایشان پس از چندی با مسائلی روبه‌رو شدند که استنباط آن‌ها از متون دشوار می‌نمود و این باعث شد تا برخی به سمت بیراهۀ قیاس و استحسان و برخی دیگر به سمت راه اضطراری اصول عملیه گرایش پیدا کنند. اما راهی هم وجود دارد که باعث می‌شود فقیه بعد از ناامیدی از متون و قبل از افتادن در دام قیاس یا پیش از ناچاری در جریان اصول عملیه، به یافتن حکم الهی نزدیک شود. آن راه، راه مردم است و «سیره عقلا» یا «بنای عقلا» نام دارد. مرحوم مظفر، سیره عقلا را این‌گونه معرفی نموده است: «سیره عقلا عادت مردم و توافق عملی‌شان بر انجام یا ترک کاری است.» [۱] 🔻سیره عقلا، کاشف حکم فقهی دلیلی شرعی بخش قابل توجهی از احکام الهی همین منبع است. ▪️امام خمینی (ره) مهم‌ترین دلیل شرعی بر وجوب تقلید از مجتهد را سیره عقلا معرفی می‌کنند. [۲] 🔻سیره عقلا، کاشف بنای اصولی سیره عقلا نه‌تنها می‌تواند درباره احکام و رفتارهای مختلف مکلفین مؤثر واقع شود، بلکه از آن برای حجیت یا عدم حجیت برخی مفاهیم اصولی هم استفاده شده است. ▪️میرزای نائینی، فقیه بزرگ شیعه می‌فرماید: «طریق و بنای عقلا از عمده‌ترین ادله در باب اثبات حجیت خبر واحد است؛ به‌گونه‌ای که به فرض اگر بتوان در سایر ادله‌ای که برای اثبات آن می‌آید مناقشه کرد، راهی برای مناقشه در طریق و بنای عقلا در اعتماد و اتکال آنان به خبر ثقه در زندگی روزمره‌شان نیست.» [۳] 🔻سیره عقلا، مبیّن موضوع فقهی همچنین در مواقعی که حکم الهی یک رفتار مشخص است اما دایره مصداقی آن رفتار مشخص نیست، باز هم سیرۀ عقلا برای مشخص کردن دقیق موضوع استفاده میشود. ▪️به عنوان مثال حکم الهی رفتاری به نام قمار، حرمت است. اما سیره عقلاست که مشخص می‌کند چه کاری قمار است و کاری قمار نیست. از این روست که در روزگاری که عقلا شطرنج را قمار محسوب میکردند، فقها حکم به حرمت آن میدادند و در عصر حاضر، به خاطر تغییرات سیرۀ عقلا، امام خمینی حکم به حلیت آن داده اند. درنتیجه نه‌تنها فقه، که بخشی از اصول فقه نیز بر مبنای بناء عقلا شکل گرفته است. 🔻سه نکته مهم 1️⃣ باید توجه داشت که سیره عقلا با «عرف» مساوی نیست تا هر کاری که مردم بر آن توافق عملی داشتند حجت باشد! حجیت سیره عقلا به معنای رجوع به توافق عملی مردمانی است که عاقل‌اند، نه مردمی که اهل سهو و عادت و مانند آن هستند. ▪️تشخیص اینکه بناء مردم در هر موضوعی، بناء عقلا محسوب میشود یا خیر ؟ و تشخیص و تطبیق درست مفهوم عقلا در دوره مدرن، بر عهده فقیه است. 2️⃣ باید توجه داشت که سیره عقلا با «سیره متشرعه» (که به معنای توافق عملی اهل شریعت اسلامی است) نیز متفاوت است و به‌لحاظ مفهومی دایره‌ای وسیع‌تر از مسلمین را در بر می‌گیرد (شاید به‌لحاظ مصداقی این‌طور نباشد!). 3️⃣ برخی فقها سیره عقلا یا همان «توافق عملی مردم بر انجام یا ترک یک کار» را تنها در صورتی حجت می‌دانند که مورد تأیید معصوم قرار گرفته باشد؛ لذا اگر در عصر حاضر عقلا سیره‌ای داشته باشند، باید اتصال این سیره به عصر امام معصوم و تأیید ایشان هم احراز شود تا بتوانیم در فهم احکام الهی از آن استفاده کنیم. اما امام خمینی (ره) معتقدند سیره عقلا در هر زمانی حجیت دارد و نیازی به تأیید مصداقی امام معصوم ندارد. [۴] ۱- اصول الفقه - ج۲ - ص۱۵۳ ۲- الإجتهاد و التقلید - ص۶۳ ۳- فوائدالاصول - ج۳ - ص۱۹۲ ۴- الرسائل - رساله اجتهاد و تقلید - ج۲ - ص۱۳۰ ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 الهیات یا ریاضیات جنگ ؟ جهان مدرن از زمانی که شروع به نمو کرد، ابتدا الهیات را از حساب و هندسه جدا کرد، سپس آن را از علوم طبیعی، بعدتر از قانون و دست‌آخر از علوم اجتماعی هم جدا کرد. امروز نیز شاهد آن هستیم که الهیات را از معنویت هم جدا کرده‌اند؛ شاهد آنکه معنویت غیرالهی به یک کالای پرمصرف در غرب و حتی در شرق بدل شده است. اما منطق اسلامی آن نیست که الهیات را از ریاضیات جدا کند. ما مسلمانان به «جهش ایمانی» و امثالهم معتقد نیستیم. این‌گونه نیست که در دوراهی علم و ایمان یا دوراهی غیب و شهادت، ایمان به غیب و بندگی الله تبارک‌وتعالی را برگزیده باشیم. ما به غیب ایمان داریم اما غیب را در یک دستگاه موازی با شهادت تصور نمی‌کنیم. غیب و شهادت هر دو، دو حالت از یک حقیقت‌اند. ما حق و خلق را هم از هم منخلع و منفصل نمی‌دانیم. ازاین‌رو در ادبیات اسلامیِ ما، تفکیک الهیات از ریاضیات و جداسازی نگاه‌های الهیاتیِ تبیین‌محور از نگاه‌های استراتژیکِ تحلیل‌محور شایسته نیست. این تفکیک زمینه‌ساز ایجاد گسل میان این دو رویکرد و رقم زدن آن چیزی است که در تمدن غرب رخ داد و زمینه‌ساز بروز بحران‌هایی در هنگام شکل‌گیری و همچنین مسیر افول آن تمدن شد. به نظر می‌رسد ما در میانه جنگ فعلی، به‌واقع با دو نگاه متضاد ریاضیاتی و الهیاتی روبه‌رو نیستیم، بلکه با این دو نگاه روبه‌روییم: - نگاه الهیاتی بحت - نگاه ریاضیاتی مادی‌گرا باید پذیرفت که صحنه واقعیت (جهانی که ما درون آن در حال زیست هستیم) دارای تفکیک میان ریاضیات و الهیات نیست. ریاضیات، الهیات و هر عرصه دیگری که تصور کنیم، حیث‌هایی هستند که ما به واقعیت می‌زنیم. البته که برخی حیث‌ها اعم، برخی اخص، برخی عالی و برخی دانی هستند؛ اما مسلم این است که واقعیت، مزج همه این‌هاست! ارزیابی نگاه اول اگر فهم میدان نبرد و فهم تعالیم الهی را به‌سان دو ماده اصلی تولید تحلیل و توصیه‌های صائب در نظر بگیریم، صاحبان نگاه اول، فاقد مورد نخست هستند. ورود ایشان به مسائل الهیاتی احتمالاً مصاب به واقع و درست خواهد بود، اما ورودشان به مسائل عینی تابع منشأی است که اطلاعات میدانی را از آن گرفته‌اند؛ زیرا نتیجه تابع اخس مقدمات است. صاحبان این نگاه در حوزه دانایی از سنت‌های الهی و تاریخ، مرجعیت و حالی شبیه به یقین دارند، اما در حوزه دوم، یا بر اساس گمان پیش می‌روند یا مقلد هستند! این نگاه به‌لحاظ دستگاه تحلیلی کاملاً سلیم عمل می‌کند، اما مواد اولیه آن برای تولید تحلیل و توصیه‌های ناظر به صحنه میدانی، نیاز به احراز صلاحیت دارد. ﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾ [اسراء: ۳۶] ارزیابی نگاه دوم صاحبان نگاه دوم نه‌تنها بخشی از مواد لازم برای تولید تحلیل و توصیه درست را در دست ندارند، بلکه اساساً دستگاه محاسباتی‌شان ناقص است. ایشان الهیات را به‌عنوان جنبه مهمی از واقعیت (و بلکه جنبه برتر آن) نمی‌بینند؛ اساساً آن را نمی‌بینند. این‌گونه کل دستگاه توحیدی عالم و نظام سنت‌های الهی از ذهن آنان محو می‌شود و جز خودِ مادی و قوانین طبیعی —که حتی در لایه طبیعی هم ناقص کشف شده‌اند— چیزی برای تحلیل ندارند. این نگاه در سیم‌خاردار منفعت فردی و گروهی گرفتار می‌شود. مانند آنانی که با محاسبات مادی خودشان تحلیل می‌کردند که پیامبر از سفر حج باز نخواهد گشت و از این تحلیل منطقی و علمی خود خشنود بودند و گویا قدرت الله تبارک‌وتعالی، نصرت مؤمنین و ده‌ها مؤلفه الهیاتی صحنه را نمی‌دیدند. این‌ها در همان سطح مادی هم به نتیجه نمی‌رسند و حاصل حساب‌وکتاب‌شان جز ورشکستگی نیست. ﴿بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا﴾ [فتح: ۱۲] خواه ناخواه؛ این صحنه، صحنه‌ای‌ست که تمدن غرب برایمان به ارمغان آورده است: تفکیک تخصص‌ها! تفکیک الهیات از ریاضیات! نگاه سوم (جمهوری اسلامی) ساختار جمهوری اسلامی یک پاسخ به این تفکیک است. ( پاسخ های دیگری هم احتمالاً وجود دارد ) این نظام نظمی را پدید آورده که الهیات و ریاضیات در یک بستر دیده شوند و عمل کنند و به‌نوعی نگاهی الهیاتی همراه با فهم میدانی دقیق به میان بیاید. این نگاه که در دستگاه تحلیلی و مواد اولیه آن سعی دارد در جامع‌ترین موقف ممکن بایستد، نگاهی است که بدون اسلحه با ۱۴۰۰ نفر راهی مکه (مرکز دشمن) می‌شود و باز همین نگاه است که با ایشان قرارداد امضا می‌کند. ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq