eitaa logo
فلق ✨
115 دنبال‌کننده
49 عکس
14 ویدیو
0 فایل
قُل أعوذُ بربِّ الفَلَق پناه بر پروردگار پگاه @skhorshidi
مشاهده در ایتا
دانلود
فلق ✨
📌 آموختن از مردم؛ تأملی بر پیام نوروزی رهبر انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین پیام نوروزی خو
📌آیا فقها از مردم می‌آموزند؟ آموختن از مردم (۲) رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود، در میانه جنگ مقدس رمضان، به آموختن از مردم اشاره کردند. مقصود ایشان هم نه کارشناسان خاص، بلکه توده‌ها بودند و ابزاری چون تجربیات روزمره (مانند تاکسی) را مثال زدند. این یادداشت و یادداشت بعدی امکان این رویکرد را در فقه بررسی می‌کند. پس از ظهور اسلام و در همان قرون نخستین، یک قشر اجتماعی در میان مسلمین به نام علما (شامل فقها، مفسران، متکلمان و …) شکل گرفتند و هر گروه از آنان، سنت دانشی و نهادی خاص خود را نیز بنا نهاد. تمرکز ما در این نوشته بر فقهاست. 🔻آیا فقیه از عوام می‌آموزد؟ ▪️تصویر رایج، یک‌طرفه است : فقیه از متون مقدس (قرآن و سنت) احکام را استنباط کرده و به مردم می‌آموزد. اما حقیقت آن‌ست که فقه مصطلح، محصول تعامل دوطرفه فقیه و عامه است. غالب فروع فقهی، از ورود احکام کلی و اصول به زندگی واقعی برمی‌خیزد. مثلاً باب قضاء، عمدتاً از دعاوی دادگاه‌های اسلامی (تعامل قوانین الهی با مسائل عینی مردم) شکل گرفته و فروع جدید و ابواب فقهی را تولید کرده است. این فروع، فهم فقیه از اصول را نیز واقعی و غنی می‌کند. ▪️ممکن است این تصور ایجاد شود که «مردم فقط سوال می‌پرسند و فقیه پاسخ می‌دهد و این به معنای آموختن از مردم نیست!» اما باید توجه داشت که سوالات متدینان، صرف یک جهل و ناداری نیستند. بلکه حاوی اصول احکام اسلامی، ایمان به غیب و تجربه این اصول در دل زندگی هستند و پدیده‌ای بسیار ارزشمندی هستند که ابواب جدید فقه را می‌گشایند. سوال در این بستر، یک طلب سازنده است نه صرفاً اظهار جهل! علاوه بر آن فقیه با زندگی به‌عنوان احدی از مردم و با وجه مردم بودنِ خودش نیز، مرزهای فقه را درک می‌کند و خود را عامی می‌بیند. ▪️این رابطه، مانند شیمیدان و آزمایشگاه است. همان‌گونه که شیمی‌دان از آزمایشگاه بسیار می‌آموزد، فقیه نیز از مردم می‌آموزد. ▪️شاید یکی از معانی پویایی فقه را بتوان همین رفت و برگشت چرخه‌وار میان فقه و عینیت دانست. 🔹در یادداشت بعدی به پدیده «بنائات عقلا» در اصول فقه به‌عنوان یکی از منابع کشف حکم شرعی خواهیم پرداخت و نسبت آن با پدیده «آموختن از مردم» را بررسی خواهیم نمود. ✍️ محمد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک کاروان 72 نفره از خبرنگاران و فعالان رسانه ای ترکیه ای از 25 فروردین، برای پوشش رسانه ای آن‌چه در ایران می‌گذرد و برای اظهار همدردی و همراهی با مردم ایران، بصورت زمینی وارد ایران شده و پس از حضور در تبریز و زنجان به تهران وارد شده اند. در ویدیوی بالا، محمد شهید کراز (فعال رسانه ای) را بر سر مزار شهید کمال قزل کایا، طلبه ترکیه ای 18 ساله ای که در قصر شیرین به شهادت رسیده از لزوم حراست از مرزهای اسلام دربرابر کفار با هر ملیتی سخن میگوید. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که سال 1915 در جنگ چناق‌قلعه، زمانی که مردم آناتولی در مقابل فرانسه و انگلستان از خاک اسلام دفاع میکردند نیز مردانی از تبریز، ارومیه و خوی در کنار آن‌ها جنگیده اند و به شهادت رسیده اند و امروز مزارشان در چناق قلعه باقی است. مزار شهدای افغانستانی، پاکستانی و عراقی در ایران و شهدای ایرانی در لبنان و عراق نیز گواه آن هستند که جنگ ما، جنگ حق و باطل و امتداد بدر و حنین و عاشوراست نه حاصل تفکرات پلید ناسیونالیسم و مانند آن . •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
فلق ✨
📌بخش دوم: صندوق عهد ایرانیان، آیه‌ی مُلک رهبری جدید در یادداشت پیشین دانسته شد که بنی‌اسرائیل پس از
📌 صندوق عهد ایرانیان 🔻 بخش سوم ▪️در یادداشت قبلی گفته شد که صندوق عهد، حاوی هویت تاریخی قوم بنی اسرائیل بود و واسطه نزول سکینه الهی و تأیید مُلک طالوت و تکیه‌گاه آنان برای نبرد با دشمنان‌شان بود. ▪️همچنین گفته شد که هر قومی برای مستحکم ساختن پیوند ولایی با فرمانروای الهی و نبرد با دشمنان خود نیازمند صندوق عهد خویش است. البته صندوق عهد در میان بنی اسرائیل تعین مادی داشت که به نظر می‌رسد بخاطر روح آن زمانه و یا ویژگی های بنی اسرائیل است. ▪️سپس این پرسش مطرح شد که در صندوق عهد ایرانیان چه چیزهایی هست ؟ یا به عبارت دیگر، هویت تاریخی امروز ایرانیان شامل چه مولفه هایی ست که تکیه گاه آنان برای نبرد با دشمنان باشد ؟ ▪️برای واکاوی محتویات این هویت و یافتن تکیه‌گاه نبرد، باید ابتدا به سراغ «مؤلفه‌های بنیادین» ایرانیان رفت و سپس «تجربیات جمعی» آنان را بررسی کرد. 1️⃣ حق‌جویی و آزاداندیشی نخستین ویژگی، پرهیز از تعصب و گشودگی در برابر حقیقت است. گزارش هرودوت از سپاه ایران در نبرد ترموپیل که متشکل از ده‌ها قوم با پوشش و ادوات بومی خود بود، نه تنها نشانگر شکل‌گیری نخستین اتحادیه فراملیتی تاریخ است، بلکه مدارای ایرانیان و عدم تحمیل قهریِ یک فرهنگ واحد را اثبات می‌کند. شهید مطهری در جایگاه یک فیلسوف اجتماعی، فضیلت ایرانیان را همین حق‌پذیری و تسلیم در برابر درستی می‌داند؛ فضیلتی که تبلور آن در سفرهای همزمان برزویه طبیب به هند برای یافتن حکمت و سلمان فارسی به حجاز در جستجوی حقیقت، مشهود است. با این حال، ایشان هشدار می‌دهد که افراط در این انعطاف، معمولا به رنگ‌پذیری سریع و ضعف شخصیت می‌انجامد. 2️⃣ غرور و حماسه دومین مؤلفه، غرور است. همان سپاه عظیم ترموپیل، برای احیای غروری شکل گرفت که پیش‌تر در نبرد ماراتن خدشه‌دار شده بود. این روحیه حماسی در شاهنامه فردوسی نیز به خوبی تجلی یافته و معمولاً آخرین سنگر مقاومتی است که ایرانیان در برابر بیگانگان حفظ می‌کنند. در عصر حاضر نیز همین غرور جمعی مانع از تسلیم مطلق ایران در برابر سیطره شرق و غرب شد. به تعبیر برخی نظریه‌پردازان اقتصاد آزاد (آقای سریع القلم)، تنها مانع اجرای کامل الگوهای لیبرال، همین غرور ایرانی است. حتی ریشه عدالت‌خواهی تاریخی ایرانیان را نیز در تمنای حفظ عزت و تنفر از ظلمی که غرور را در هم می‌شکند می‌توان جستجو کرد. 🔻زوجیت حق جویی و حماسه، طلوع توحید آفت غرور، تعصب است؛ اما آزاداندیشیِ ایرانی مانع از سقوط غرور به ورطه تعصب می‌شود و متقابلاً، غرور جلوی رنگ‌پذیری و خودباختگیِ ناشی از آزاداندیشی مطلق را می‌گیرد. زوجیتی که این دو ویژگی برقرار می‌شود، حال توحید و روحیه‌ی سلم در برابر حق را در مردم ایران تولید کرده است؛ هویتی که در برابر هیچ قدرتی سر خم نمی‌کند، مگر در برابر حق. ▪️این همان جوهره «لا اله الا الله» است. به همین دلیل ایرانیان اسلام را با عمق جان پذیرفتند؛ آنان حقیقت‌جویی خود را در توصیه رسول خدا (ص) به علم‌آموزی در چین، حماسه فردوسی را در «هیهات منا الذله» اباعبدالله الحسین (ع) و آرمان کهنه عدالت را در سیره علی (ع) متجلی دیدند. ▪️از این رو، توحید و اسلام با معانی یادشده را می‌توان نخستین گوهرِ جای‌گرفته در صندوق عهد هویتی ایرانیان دانست. ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 کشف حکم الهی، از توافقات عملی مردم ! 🔻 آموختن از مردم (۳) دانش فقه یکی از مقدس‌ترین اشتغالات بشر بوده است؛ تلاش برای فهم عمیق فرامین الهی و سپس اجرای آن روی زمین، دغدغه‌ای پیامبرگونه است. از قرون نخستین اسلامی، فقها متوجه شدند برای استنباط احکام از متون، به قواعدی ثابت و کلی نیاز دارند و این‌گونه جهانی به نام «اصول فقه» را ابداع کردند. ایشان پس از چندی با مسائلی روبه‌رو شدند که استنباط آن‌ها از متون دشوار می‌نمود و این باعث شد تا برخی به سمت بیراهۀ قیاس و استحسان و برخی دیگر به سمت راه اضطراری اصول عملیه گرایش پیدا کنند. اما راهی هم وجود دارد که باعث می‌شود فقیه بعد از ناامیدی از متون و قبل از افتادن در دام قیاس یا پیش از ناچاری در جریان اصول عملیه، به یافتن حکم الهی نزدیک شود. آن راه، راه مردم است و «سیره عقلا» یا «بنای عقلا» نام دارد. مرحوم مظفر، سیره عقلا را این‌گونه معرفی نموده است: «سیره عقلا عادت مردم و توافق عملی‌شان بر انجام یا ترک کاری است.» [۱] 🔻سیره عقلا، کاشف حکم فقهی دلیلی شرعی بخش قابل توجهی از احکام الهی همین منبع است. ▪️امام خمینی (ره) مهم‌ترین دلیل شرعی بر وجوب تقلید از مجتهد را سیره عقلا معرفی می‌کنند. [۲] 🔻سیره عقلا، کاشف بنای اصولی سیره عقلا نه‌تنها می‌تواند درباره احکام و رفتارهای مختلف مکلفین مؤثر واقع شود، بلکه از آن برای حجیت یا عدم حجیت برخی مفاهیم اصولی هم استفاده شده است. ▪️میرزای نائینی، فقیه بزرگ شیعه می‌فرماید: «طریق و بنای عقلا از عمده‌ترین ادله در باب اثبات حجیت خبر واحد است؛ به‌گونه‌ای که به فرض اگر بتوان در سایر ادله‌ای که برای اثبات آن می‌آید مناقشه کرد، راهی برای مناقشه در طریق و بنای عقلا در اعتماد و اتکال آنان به خبر ثقه در زندگی روزمره‌شان نیست.» [۳] 🔻سیره عقلا، مبیّن موضوع فقهی همچنین در مواقعی که حکم الهی یک رفتار مشخص است اما دایره مصداقی آن رفتار مشخص نیست، باز هم سیرۀ عقلا برای مشخص کردن دقیق موضوع استفاده میشود. ▪️به عنوان مثال حکم الهی رفتاری به نام قمار، حرمت است. اما سیره عقلاست که مشخص می‌کند چه کاری قمار است و کاری قمار نیست. از این روست که در روزگاری که عقلا شطرنج را قمار محسوب میکردند، فقها حکم به حرمت آن میدادند و در عصر حاضر، به خاطر تغییرات سیرۀ عقلا، امام خمینی حکم به حلیت آن داده اند. درنتیجه نه‌تنها فقه، که بخشی از اصول فقه نیز بر مبنای بناء عقلا شکل گرفته است. 🔻سه نکته مهم 1️⃣ باید توجه داشت که سیره عقلا با «عرف» مساوی نیست تا هر کاری که مردم بر آن توافق عملی داشتند حجت باشد! حجیت سیره عقلا به معنای رجوع به توافق عملی مردمانی است که عاقل‌اند، نه مردمی که اهل سهو و عادت و مانند آن هستند. ▪️تشخیص اینکه بناء مردم در هر موضوعی، بناء عقلا محسوب میشود یا خیر ؟ و تشخیص و تطبیق درست مفهوم عقلا در دوره مدرن، بر عهده فقیه است. 2️⃣ باید توجه داشت که سیره عقلا با «سیره متشرعه» (که به معنای توافق عملی اهل شریعت اسلامی است) نیز متفاوت است و به‌لحاظ مفهومی دایره‌ای وسیع‌تر از مسلمین را در بر می‌گیرد (شاید به‌لحاظ مصداقی این‌طور نباشد!). 3️⃣ برخی فقها سیره عقلا یا همان «توافق عملی مردم بر انجام یا ترک یک کار» را تنها در صورتی حجت می‌دانند که مورد تأیید معصوم قرار گرفته باشد؛ لذا اگر در عصر حاضر عقلا سیره‌ای داشته باشند، باید اتصال این سیره به عصر امام معصوم و تأیید ایشان هم احراز شود تا بتوانیم در فهم احکام الهی از آن استفاده کنیم. اما امام خمینی (ره) معتقدند سیره عقلا در هر زمانی حجیت دارد و نیازی به تأیید مصداقی امام معصوم ندارد. [۴] ۱- اصول الفقه - ج۲ - ص۱۵۳ ۲- الإجتهاد و التقلید - ص۶۳ ۳- فوائدالاصول - ج۳ - ص۱۹۲ ۴- الرسائل - رساله اجتهاد و تقلید - ج۲ - ص۱۳۰ ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 الهیات یا ریاضیات جنگ ؟ جهان مدرن از زمانی که شروع به نمو کرد، ابتدا الهیات را از حساب و هندسه جدا کرد، سپس آن را از علوم طبیعی، بعدتر از قانون و دست‌آخر از علوم اجتماعی هم جدا کرد. امروز نیز شاهد آن هستیم که الهیات را از معنویت هم جدا کرده‌اند؛ شاهد آنکه معنویت غیرالهی به یک کالای پرمصرف در غرب و حتی در شرق بدل شده است. اما منطق اسلامی آن نیست که الهیات را از ریاضیات جدا کند. ما مسلمانان به «جهش ایمانی» و امثالهم معتقد نیستیم. این‌گونه نیست که در دوراهی علم و ایمان یا دوراهی غیب و شهادت، ایمان به غیب و بندگی الله تبارک‌وتعالی را برگزیده باشیم. ما به غیب ایمان داریم اما غیب را در یک دستگاه موازی با شهادت تصور نمی‌کنیم. غیب و شهادت هر دو، دو حالت از یک حقیقت‌اند. ما حق و خلق را هم از هم منخلع و منفصل نمی‌دانیم. ازاین‌رو در ادبیات اسلامیِ ما، تفکیک الهیات از ریاضیات و جداسازی نگاه‌های الهیاتیِ تبیین‌محور از نگاه‌های استراتژیکِ تحلیل‌محور شایسته نیست. این تفکیک زمینه‌ساز ایجاد گسل میان این دو رویکرد و رقم زدن آن چیزی است که در تمدن غرب رخ داد و زمینه‌ساز بروز بحران‌هایی در هنگام شکل‌گیری و همچنین مسیر افول آن تمدن شد. به نظر می‌رسد ما در میانه جنگ فعلی، به‌واقع با دو نگاه متضاد ریاضیاتی و الهیاتی روبه‌رو نیستیم، بلکه با این دو نگاه روبه‌روییم: - نگاه الهیاتی بحت - نگاه ریاضیاتی مادی‌گرا باید پذیرفت که صحنه واقعیت (جهانی که ما درون آن در حال زیست هستیم) دارای تفکیک میان ریاضیات و الهیات نیست. ریاضیات، الهیات و هر عرصه دیگری که تصور کنیم، حیث‌هایی هستند که ما به واقعیت می‌زنیم. البته که برخی حیث‌ها اعم، برخی اخص، برخی عالی و برخی دانی هستند؛ اما مسلم این است که واقعیت، مزج همه این‌هاست! ارزیابی نگاه اول اگر فهم میدان نبرد و فهم تعالیم الهی را به‌سان دو ماده اصلی تولید تحلیل و توصیه‌های صائب در نظر بگیریم، صاحبان نگاه اول، فاقد مورد نخست هستند. ورود ایشان به مسائل الهیاتی احتمالاً مصاب به واقع و درست خواهد بود، اما ورودشان به مسائل عینی تابع منشأی است که اطلاعات میدانی را از آن گرفته‌اند؛ زیرا نتیجه تابع اخس مقدمات است. صاحبان این نگاه در حوزه دانایی از سنت‌های الهی و تاریخ، مرجعیت و حالی شبیه به یقین دارند، اما در حوزه دوم، یا بر اساس گمان پیش می‌روند یا مقلد هستند! این نگاه به‌لحاظ دستگاه تحلیلی کاملاً سلیم عمل می‌کند، اما مواد اولیه آن برای تولید تحلیل و توصیه‌های ناظر به صحنه میدانی، نیاز به احراز صلاحیت دارد. ﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾ [اسراء: ۳۶] ارزیابی نگاه دوم صاحبان نگاه دوم نه‌تنها بخشی از مواد لازم برای تولید تحلیل و توصیه درست را در دست ندارند، بلکه اساساً دستگاه محاسباتی‌شان ناقص است. ایشان الهیات را به‌عنوان جنبه مهمی از واقعیت (و بلکه جنبه برتر آن) نمی‌بینند؛ اساساً آن را نمی‌بینند. این‌گونه کل دستگاه توحیدی عالم و نظام سنت‌های الهی از ذهن آنان محو می‌شود و جز خودِ مادی و قوانین طبیعی —که حتی در لایه طبیعی هم ناقص کشف شده‌اند— چیزی برای تحلیل ندارند. این نگاه در سیم‌خاردار منفعت فردی و گروهی گرفتار می‌شود. مانند آنانی که با محاسبات مادی خودشان تحلیل می‌کردند که پیامبر از سفر حج باز نخواهد گشت و از این تحلیل منطقی و علمی خود خشنود بودند و گویا قدرت الله تبارک‌وتعالی، نصرت مؤمنین و ده‌ها مؤلفه الهیاتی صحنه را نمی‌دیدند. این‌ها در همان سطح مادی هم به نتیجه نمی‌رسند و حاصل حساب‌وکتاب‌شان جز ورشکستگی نیست. ﴿بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا﴾ [فتح: ۱۲] خواه ناخواه؛ این صحنه، صحنه‌ای‌ست که تمدن غرب برایمان به ارمغان آورده است: تفکیک تخصص‌ها! تفکیک الهیات از ریاضیات! نگاه سوم (جمهوری اسلامی) ساختار جمهوری اسلامی یک پاسخ به این تفکیک است. ( پاسخ های دیگری هم احتمالاً وجود دارد ) این نظام نظمی را پدید آورده که الهیات و ریاضیات در یک بستر دیده شوند و عمل کنند و به‌نوعی نگاهی الهیاتی همراه با فهم میدانی دقیق به میان بیاید. این نگاه که در دستگاه تحلیلی و مواد اولیه آن سعی دارد در جامع‌ترین موقف ممکن بایستد، نگاهی است که بدون اسلحه با ۱۴۰۰ نفر راهی مکه (مرکز دشمن) می‌شود و باز همین نگاه است که با ایشان قرارداد امضا می‌کند. ✍️ محمّد‌سعید خورشیدی •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌وحدت در عین اختلافات جدّی مگر خضر وموسی به هم اعتراض نداشتند ؟ مگر موسی به خضر نگفت چه کار زشتی میکنی ؟ اما با اختلافی که داشتند، چون نیت هردو خدا بود، همدیگر را تحمل میکردند. این ممکن است که مومنی کار خدا را اجرا کند و مومن دیگری چون اطلاعات و آگاهی اش اندازه او نیست همین کار را دشمنی با خدا بداند. خداوند خضر و موسی علیهماالسلام را قرار داده تا به مومنین یاد بدهد همدیگر را تحمل کنند. —✾— اما پس وحدت چه میشود ؟ باید توجه داشت که وحدت به معنای عدم اختلاف نیست. وحدت به معنای عدم نزاع است. مگر وقتی گفتیم وحدت شیعه و سنی منظورمان کنار گذاشتن اختلافات بود ؟ اختلاف سر ولایت امیرالمومنین و عصمت صحابه و فاطمیه و مانند اینها اختلافات بسیار مهمی است که هرگز نمی‌توان نادیده گرفت. وحدت با اهل سنت هم بمعنای عدم نزاع و بلکه همراهی و تحمل همدیگر است. •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌اهمیت نگاه الهیاتی مردم در تعیین سرنوشت جامعه قرآن کریم در آیات ۹۴ و ۹۵ سوره اعراف، به یک سنت قطعی و فراگیر الهی در مواجهه با جوامع اشاره می‌فرماید. بر اساس ظاهر آیات، این قاعده مختص جوامعِ بی‌ایمان نیست؛ بلکه سنتی است که پس از بعثت هر پیامبری جریان می‌یابد : نزول سختی‌ها برای ایجاد تضرع، و سپس تبدیل آن به گشایش و فراوانی. 🔻 اراده انسان در چرخه حتمیِ سختی و آسانی کجاست؟ ▪️ تصویر رایج این است که انسان در برابر توالی جبرگونه سختی‌ها و گشایش‌های تاریخی منفعل است. اما اراده انسان، دقیقاً در نحوه تفسیر این رویدادها تجلی می‌یابد. آزمون اصلی زمانی است که گشایش‌ها از راه می‌رسند. محل لغزش جوامع آنجاست که این فراز و نشیب‌ها را به یک روند عادی تقلیل می‌دهند و می‌گویند: «قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ» (پدران ما هم روزگار تلخ و شیرین داشتند). در این نگرش، رابطه وقایع با مبدأ الهی قطع شده و همه‌چیز یک بالا و پایینِ طبیعیِ روزگار تلقی می‌شود. ▪️ کنشِ مطلوب الهی، بردنِ تضرع به درگاه خدا در زمان سختی است. کارکرد این تضرعِ هدفمند آن است که وقتی دوران آسانی فرا رسید، جامعه آن را نه یک تصادف تاریخی، بلکه محضِ لطف و عنایت الهی ببیند. اگر تضرعِ در سختی بی‌هدف و بی‌مخاطب باشد، درکِ منشأ الهی در زمان گشایش نیز ناممکن خواهد شد. ▪️ همین تغییرِ نگاه و تهی‌کردنِ اتفاقات از معنای توحیدی است که دست الهی را به سمت گلوی جامعه می‌برد و آن‌ها را مستحق عذاب ناگهانی (فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً) می‌کند. عذابی که همیشه وقایع خارق‌العاده‌ای چون بارش سنگ نیست؛ گاه خداوند قوم دیگری را برای مجازات یک جامعه مبعوث می‌کند. ▪️ در نهایت، آنچه سرنوشت را رقم می‌زند، صرفِ وقوع سختی و آسانی نیست؛ بلکه تلقیِ ذهنی مردم و چگونگیِ تفسیر آن‌ها از این رویدادهاست که جامعه را می‌سازد یا ویران می‌کند. •┈┈••✾••┈┈• فلق / https://eitaa.com/AlFalaq